برای نمایش بهتر صفحه لطفاً از اینترنت اکسپلورر استفاده کنید


حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود

اي که ره بستي ميان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را ميشکست انجا اگر عباس بود

پوزه ی سگان عریان را پای می کوبیم


اگر پیروزشدیم یا شکست خوریم مهم نیست - اصل این هست که مابه تکلیف خود عمل کردیم

بــــــی حـــــجـــــابـــــــــی
امــامـــــــ عــــلـــی (ع) : زکـــاتـــ زیـــبــایـــی عــفـــت اســتـــ .
 








 
جاسوس فـرانـسـویـــ

 جـنـگ بـر ضــد اســـلام گـرایـی بـا کـشتـن مـسـلـمـانـان فـایـده ی نـدارد

فـقـط بـا فـاسـد کـردن آنـهـا مـی تـوان بـه پـیـروزی  دسـت یـافـت .

پـس بـایـد بـه جـای بـمـب بـر سـر مـسـلـمـانـان دامـن های کـوتـاه فـرو بـریـزیـم

مستر همفر جاسوس انگلیسی مینویسد:

«زنانِ آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست».

 «به هر وسیله‏ای که شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد و بی حجابی را در بین مسلمانان رایج نمود و ابتدا برای گول زدن آنها [برای این] که حجاب را کنار بگذارند، باید به آن‏ها تفهیم کرد که حجاب به صورت چادر و یا عبا مربوط به اسلام نیست».

حکایت کشف حجاب،/ ، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، ۱۳۷۳، صص ۷، ۱۳ و

دانلود کتاب خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیسی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 20:12  توسط مجتبی  | 
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

...

خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

...

خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

...

اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!

بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد

تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و

به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...

شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...

دردش گفتنی نبود....!!!!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح

نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...

چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...

خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را

به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...

امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!

انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!

احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب

شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!

یک لحظه به خود آمد...


دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!


برچسب‌ها: داستان حجاب, بی حجابی, حجاب اسلامی
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 11:58  توسط مجتبی  | 

موضوع و عنوان تحقيق

گوهري در صدف

روش تحقيق : توصيفي

تهيه كنندگان

......

سال تحصيلي 92 - 91

 

 

 

 

تقديم به :

دوستان و تشكر از كساني كه در انجام تحقيق ما را ياري كردند .

 

 

مقدمه

     پيشينۀ حجاب و پوشش انسان به اندازۀ تاريخ و آفرينش است . پوشش و لباس هر انساني پرچم كشور است . پرچمي كه او بر در خانۀ خودش نصب كرده است و با آن اعلام مي دارد كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند ؛ هم چنان كه هر ملّتي ، وفاداري و احترام به پرچم خود ، اعتماد خود را به هويت ملي خويش افزار مي كند . هر انساني كه به يك سلسله ارزش ها و بينش ها معتقد و وابسته است ، لباس متناسب آن ارزشها و بينش ها را به تن خواهد كرد . حجاب و پوشش بارزترين نشانۀ فرهنگ و نماد ملّي كه سرعت تحت تأثير ساير پديدۀ فرهنگ قرار مي گيرد . هر نوع دگرگوني در ساختار فرهنگ و اجتماعي ، با تغيير در پوشش مردم مشخص مي گردد چنانچه استيلايي فرهنگي و سلطه پذيري نيز در اولين مرحه ، از طريق تغيير در پوشش مردم چهره مي نمايد . هدف اسلام ، سعادت و تكامل انسان است و دستورهاي ديني و احكام فقهي در همين راستا عرضه شده است . در حقيقت هدف تمامي آموزه هايي كه از سوي خداوند متعال نازل شده ، در جهت تعالي و رشد انسان در همۀ ابعاد مادي - معنوي ، فردي و اجتماعي مي باشد . در نتيجه احكام الهي مرتبط با پوشش زمان نيز در همين راستا صادر گرديد . حجاب امري فطري و از ضروريات دين اسلام مي باشد ، با اين وجود در طول تاريخ اين مسئله همواره مورد تهاجم دشمنان دين بوده است . از مسئلۀ كشف حجاب در كشورهاي اسلامي مثل ايران ، تركيه و ... و تا وضع قانون : نوبت حجاب در كشورهاي غربي و ترويج فرهنگ و ايجاد شبهات گوناگون در ذهن نوجوان ، همه گرماي ؟ است . از ؟ تهيۀ اين مجموعه نگاهي هرچند كوچك در تبيين ، ترويج فرهنگ و حجاب و عفاف برداريم .

 

 

 

 

پوشش

     واژۀ پوشش ، در عرفه متشرعه به « حجاب » و در كلمات به « سَتْر » تعبير شده است . مراد از پوشش ، چگونگي پوشاندن بدن است و نوع پوشش ، مشخصات آن اعم از رنگ ، دخت و حجم لباس را دربر مي گيرد بنابراين ، هم كميّت مدِّ نظر است و هم كيفيت . پوشاك از نيازهاي اساسي زندگي و از نعمت هاي خداوند است :

«يا بَنِي آدَمَ قَدْ أنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوَاري سَوْءاتِكُم وَ رِيشاً ولِبَاسُ التَّقْوَي ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ الله لَعَلَّهُمْ يَذَكَّروُنَ»

     اي فرزندان آدم ! در حقيقت ، ما براي شما لباسي فرو فرستاديم كه عورتهاي شما را پوشيده مي دارد و [براي شما] زينتي است ، [ولي] بهترين جامه ، [لباس] تقوا است . اين از نشانه هاي [قدرت] خداست ، باشد كه متذكّر شوند .

     در اين آيه ، پوشاندن شرمگاه و نيز زينت بخشي ، دو كاركرد اصلي لباس براي انسان شمرده شده است . فرهنگ برهنگي و برملا ساختن زشتي هاي آدمي ، رهاورد شيطان و نفوذ و سلطۀ او است .

«يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا» (اعراف :27)

     اي فرزندان آدم ! زنهار شيطان شما را به فتنه نيندازد ؛ چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند ، و لباسشان را از ايشان بركند تا عورت هايشان بر ايشان نمايان كند . علاوه بر اين ، انسان موجودي است اجتماعي ، و ناگزير بايد در عرصۀ اجتماع به گونه اي ظاهر شود كه هم بدنشان از سرما يا آفتاب سوزان در امان بماند و هم مستور تا انگشت نماي ديگران نگردد . از اینرو ، حجاب و پوشش علاوه بر خاستگاه فطري ، خاستگاه عقلاني و اجتمائي نيز دارد .

 

 

« چارچوب پوشش »

     موضوع چارچوب پوشش را در دو حوزۀ پوشش مردان و پوشش زنان پي مي گيريم .

1. « پوشش مردان »

     حدِّ پوشش براي مردان ، پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديگران است . قرآن كريم مي فرمايد :

« قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ » (نور: 30)

     به مردان باايمان بگو « ديده فرونهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنان پاكيزه تر است . »

     فقها از جمله امام حداقل پوشش واجب براي مردان را ستر عورتين ، و پوشيدن ناف تا زانو را افضل دانسته و افزوده اند : احوط ، پوشش كامل است ، خصوصاً در جايي كه احتمال فتنه و فشاد فساد مي رود .

اين مقدار از پوشش در قلمرو احكام تكليفي وجوب و استحاب مطرح است . صرف نظر از عرف و سيره متشرعه و فرهنگ عمومي جامعۀ اسلامي ، توجه به اين جهات در كنار حكم تكليفي ايجاب مي كند كه انسان مكتبي علاوه بر آنچه شروع بر او واجب كرده ؛ جانب احتياط را رعايت نموده در عرصۀ اجتماع حتّي در ميان خانوادۀ خود به گونه اي ظاهر شود كه علاوه بر تقويت روحِ ايمان و كسب معرفت ، حريم عفت و اخلاق جامعه و خانواده نيز جايگاه ارزشي و پيشگامي وي در نشر فرهنگ اسلامي حفظ شود . براي تحقق اين هدف لازم است از پوشيدن لباس هاي مغاير با شئون متدينين و عرف متشرعه يعني لباس هاي تنگ - كه حجم بدن را آشكار مي سازد - با رنگ هاي تند و مدل هاي جلف و محرك و نيز پيراهن هاي آستين كوتاه ، ركابي ، يقه باز و شلوارك كه بخشي از بدن را برهنه مي گذارد ، اجتناب ورزد . در روايت بهترين لباس براي انسان ، لباس مردم آن زمان دانسته شده است . امام صادق مي فرمايد :

« فَخيرُ لِباسِ كُلِ زمانٍ لِباسُ اَهْلِهِ »

     مراد از لباس اهل زمان ، ملاك ها و ملاحضاتي است كه عرف و تودۀ مردم در هر عصري از موضوع پوشش دارند .

« پوشش هاي ممنوع براي مرد »

     دين اسلام پوشيدن برخي لباس ها و برخي چيزهاي ديگر را براي مردان ممنوع كرده است . ممنوعيّت تقليد از بيگانگان ، تشبيه پيدا كردن به زنان و تفاخر و تكبر و مانند آن از جمله دلايل ؟ ممنوعيت است . پوشيدني هاي ممنوع مردان عبارتند از :

1. لباس كفار : تسلّط فرهنگي و اقتصادي كفار بر مؤمنان خطرناك ترين نوع تسلّط است كه تقليد از آنان در نوع پوشش از همين مقوله است . آمارهاي رسمي نشان داده است كه تقليدهاي كوركورانه و مُد پرستي غربي ، منشأ بسياري از بحران هاي اخلاقي و اقتصادي است . پوشيدن لباس كفار علاوه بر تشبه به اهل كفر و الحاد تأييد عملي روش آنان به شمار مي رود و چه بسا به تدريج به تشبه در فكر و انديشه بينجامد . امام علي (ع) مي فرمايد :

« قَلَّ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ اِلّا اَوْشَكَ اَنْ يَكوُنَ مِنْهُم »

« كم شده كسي كه خود را شبيه قومي كند و از آن به شمار نيايد . »

     نكتۀ درخور توجه اين است كه مطلق استفاده از نوع پوشش كشورهاي غيراسلامي حرام نيست ؛ آنچه ممنوع است الگو قراردادن بيگانگان و مُدپرستي در پوشش است به گونه اي كه غيرمسلمان بر مسلمان تسلّط فرهنگي بيابد . برخي از مصاديق پوشش بيگانگان عبارت است از : مدل و طرح هايي كه معروف مذهب ، فرقه يا گروهي خاص از كفار است ؛ استفاده از نقش حرف لاتين و مانند آن كه بعضاً داراي مفاهيم و پيامدهاي قبيح و منكرند ؛ كراوات و پاپيون و لباس هايي كه به تصوير جانداران ، انسان به خصوص زنان به شكلي نامناسب نقش شده اند .

     2. لباس زنان : استفادۀ مردان از پوشش ويژۀ زنان ممنوع و حرام است .

رسول اكرم (ص) مي فرمايد : « لعنت خدا بر مردي كه لباس زن را مي پوشد . » امام خميني نيز به تبعيت از آموزه هاي ديني پوشيدن لباس زنان را براي مردان حرام مي داند .

     3. طلا و ابريشم خالص : پوشيدن برخي لباس ها و زيورآلات براي مردان حرام است ، مانند لباس زرباف يا ابريشم خالص ، آويختن زنجير طلا به گردن و به دست كردن انگشتر و ساعت مچي طلا .

     علي (ع) مي فرمايد : « روزي پيامبر خارج شد . درحاليكه در دست راستش قطعه اي طلا و در دست چپش تكّه اي ابريشم داشت . سپس قفرمود : اين دو نوع لباس بر مردان امت من حرام است . »

حكم فقهي پوشيدن طلاو ابريشم خالص از اين قرار است :

     - زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا بر سينه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچي طلا به دست براي مرد حرام است و نماز خواندن [مرد] با آنها باطل است و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خودداري كند . حتي عرقچين و بند شلوار و نيز قسمتي يا تمام آستر لباس او نبايد ابريشم خالص باشد و در غير نماز هم پوشيدن آن بر مرد حرام است .

2. لباس شهرت : منظور از لباس شهرت لباسي است كه پوشيدن آن براي فرد معمول نيست و موجب انگشت نما شدن وي در جامعه مي گردد . امام حسين (ع) كيفر لباس شهرت را چنين بيان مي دارند :

مَنْ لَبِس شََوباً يَشْهَرُه كَساهُ اللُّه يَوْمَ الْقِيمَهِ شَوباً مِنَ النّارِ

     « اگركسي لباس بپوشد كه او را انگشت نما سازد خداوند روز قيامت لباسي آتش بر اندام او ميپوشاند . »

امام خميني (ره) مي فرمايد :

     « بنابراين احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براي كسي كه مي خواهد آن را بپوشد معمول نيست ولي اگر با آن لباسي نماز بخواند اشكالي ندارد . »

2. « پوشش زنان »

    بر زن واجب است بدن و زينت خود را از نامحرم بپوشاند . از صورت و دست ها كه به طور طبيعي نمايان است و شامل گردي صورت و دست ها تا مچ مي شود . به زنان باايمان بگو : « ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند ، مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان و پدرانشان يا پدرشوهرانشان يا پسرانشان يا پسرشوهرانشان يا برادرشان يا پسر برادرانشان يا پسر خواهرانشان يا زنان [هم كيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بي نيازند يا كودكي كه بر عورت هاي زنان وقف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاي خود را [به گونه اي به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مي دارند معلوم گردد . »

     مفاد آيۀ شريفه درخصوص پوشش آن است كه زنان بايد بدن و زينت هاي خود را از ديد نامحرمان بپوشانند و در مورد تحريك و جلب توجه آنان برنيايند . در اين آيۀ لزوم پوشش دو مورد استثناء شده است : يكي با جملۀ « الا ما ظهر منها » كه نسبت به عموم مردان امت و ديگري با جملۀ « الا لبعولتهن ... » كه نداشتن پوشش زن را بر زن نسبت به افراد خاصي تجويز مي كند . زينت مطرح در آيه ، هم شامل زيورآلات جدا از بدن مي شود مانند طلا و جواهرات و هم آرايش هاي متصل به بدن از قبيل سرمه و خضاب منظور از « ما ظهر منها » بنا بر مشهور ، گردي صورت و دست ها تا مچ است .

     در دومين استثناء ، اشخاص معيني نام برده شده و از حرمت آشكار كردن زينت ها استثناء شده اند . اين افراد عبارتند از : شوهر ، پدر ، پدرشوهر ، پسر ، پسرشوهر ، برادر ، پسربرادر ، پسرخواهر ، زن مسلمان ، مملوك ، خدمتكار و مردي كه نياز به زن ندارد و كودك غير مميز ضمناً افراد ديگري همچون پدربزرگ ، با پدر بزرگ شوهر را مي توان مشمول حكم آيه دانست . از سوي ديگر ، از آنجا كه آيۀ شريفه پسر برادر و پسر خواهر را - كه زن نسبت به آنها عمو وخاله به شمار مي رود - محرم دارند ، به دست مي آيد كه عمو ودايي هم از محارم زن هستند . اين حكم شامل عمو و دايي پدر نيز مي شود . برخي ديگر از مردان كه با ازدواج بر زن محرم مي شوند عبارتند از : شوهر مادر (ناپدري) و شوهر دختر « داماد » . البته علاوه بر محارم نسبي و سببي ممكن است افراد ديگر به سبيب شيرخوردن بر زن محرم گردند كه به اين گروه « محارم رضاعي » مي گويند . مانند دختري كه در كودكي با شرايطي از زني شير خورده است . اين دختر وقتي به سن بلوغ برسد بر شوهر و فرزندان زن محرم است .

     سؤال زن : نسبت به محارم خود تا چه اندازه مي تواند پوشش نداشته باشد ؟

     جواب : روايات و فتواها در اين باره مختلف است و هركس بايد طبق فتواي مرجع تقليد خود عمل كند . مفاد برخي روايات و نيز فتواي مراجع معاصر از جمله امام خميني احتياط در پوشيدن از ناف تا زانو از محارم غيرشوهر است .

« حجاب برتر »

     آنچه ذكر شد مربوط به كميت و مقدار واجب حجاب بر زنان است ، امّا ديدگاه اسلام دربارۀ كيفيت حجاب از حيث رنگ ، نوع دوخت ، مدل و مانند آن - آنگونه كه درخور يك زن مسلمان پيرو فاطمه و حافظ و حريم عفاف وي باشد - بحث ديگري است كه لازم است بدان اشاره كنيم . ابتدا بايد توجه داشت كه فلسفۀ تشريع حجاب براي زن ، حفظ عفت ، متانت و شخصيت و در يك كلمه « مصونيت » او است ، نه محدود ساختن و پرده نشين كردن وي . در ميان دژ مستحكم حجاب ، عفت زن محفوظ و شخصيت وي از تيرهاي هوس به دور مي ماند ، ضمن آنكه پوشيدگي زن موجب مي گردد وي محو جلوه گيري و زيبايي خويش نگردد ، بلكه به ژرفاي ارزش هاي والاي به وديعت نهاده شده در وجود خود از سوي آفرينندۀ توانا بينديشيد و چون خديجۀ كبري و فاطمۀ زهرا و مريم عذرا سر بر آسمان افتخاراتي برتر از چهره و زلف ظاهري خويش بنهد . پوشش برتر براي زن پوششي است كه هم حيا و عفت او را در سطح جامعه حفظ كند و هم زمينه و وسيله اي براي تقرب وي به خدا و دوري از صفات رذيله عجيب و رؤيا و تزيين و تفاخر گردد . پوشش كه در شرايط كنوني جامعۀ اسلامي از چنين ويژگي هايي برخوردار است و كمترين خودنمايي و تحريك را دارد ، چادر است . چادر نشانۀ ملي و در ميان انواع پوشش ها ، حجاب برتر به شمار مي رود ؛ چنانكه در كلمات بزرگان دين نيز از آن با همين ويژگي ياد شده است . گرچه پوشيدن لباس بلند و گشاد با طرح و رنگ ساده - كه امروزه به مانتو معروف است - در صورتيكه دستها را تا مچ و پاها را تا ساق بپوشاند براي حجاب زن كفايت مي كند ، اما حجاب برتر پوشانندۀ حجم اعضاي بدن نيز خواهد بود و پوشيدن شلوار و نيز كفش بي صدا همراه با چادر ، حجاب زن را تكميل و به از بين بردن زمينۀ هر نوع طمع ورزي نامحرمان و آلودگي به گناه كمك مي كند .

    دربارۀ برترين شلوار و نپوشيدن كفش صدادار به اين دو سخن پيامبرتوجه كنيد : « " خدايا زنان شلوارپوش را بيامرز. " پيامبر سه باراين جمله را تكراركردند . اي مردم شلوار بپوشيد كه شلوارپوشاننده ترين جامۀ شماست و زنان خود را هنگام بيرون آمدن منزل ، با شلوار حفظ كنيد . » پيامبر اكرم زنان را از پوشيدن زيور آلات صدا دار ، نهي كرده است .

« پوشش هاي ممنوع براي زن »

     پوشيدن لباس نازك و بدن نما و نيز لباس ويژۀ مردان ، همچون لباس شهرت كه باعث جلوه نمايي زن گردد و او را در انظار انگشت نما كند و نيز استفاده از لباس بيگانه در جهت تبليغ و اشاعۀ فرهنگ كند ، براي زن ممنوع است . به اين روايات توجه كنيد :

     روزي پيامبر به يكي از صحابه پيراهني زنانه بخشيد و چون نازك بود به او توصيه كرد به همسرت دستور بده زير آن لباس ديگري بپوشد تا بدنش از زير آن نمايان نگردد . پيامبر چند گروه را از جمله زناني كه خود را شبيه مردان سازند لعنت كرد . در روايتي رسول خدا دو گروه دوزخي را كه در آينده در جامعۀ اسلامي پديد مي آيند معرفي مي كند . ايشان دربارۀ گروه دوم مي فرمايد : « زماني كه پوشش دارند امّا برهنه اند ، كجراهه ميروند ، ديگران نيزبه كجروي تشويق ميكنند . گيسوانشان همچون كوهان شترخراساني برآمده و مشخص است . [اين زنان] به بهشت وارد نخواهند شد و بوي آن را استشمام نخواهندكرد . »

در اين روايات چند نكته نهفته است :

     1. برخي زنان در عين داشتن پوشش، برهنه اند ؛ بدين جهت كه يا پوشش آنان كامل نيست ، يا نازك است و يا آنقدر چسبان ، كوتاه و جلف است كه برجستگيهاي بدنشان كاملاً پيدا است .

     2. اينان علاوه بر پوشش نامناسب ، منشأ بروز حركات نامناسب هم هستند . اشاره به اين خصوصيت دارد كه آنان با كرشمه راه مي روند و دل مردان را مي ربايند يا روسري و مقنعۀ خود را كج و تا نيمه بر سر مي نهند يا با آرايش و زيور بيرون مي آيند و خود را به نمايش مي گذارند .

     3. آنان علاوه بر منحرف بودن خود از خط عفاف ، سعي در انحراف و همسو كردن ديگران با خود دارند .  تعبير « هميلات » اشاره به اين است كه آنان به ديگران نيز مي آموزند كه همچون آنان رفتار كرده ، از ايشان الگو بگيرند .

     4. اينان موهاي خود را به گونه اي آراسته و در پشت سر جمع مي كنند كه همچون كوهان شتر برجستگي آن از زير مقنعه و روسري نمايان است .

« پوشش و حجاب زن در ادبيات فارسي »

« سعدي »

     « رويي كه روز شبنم گر بكشد نقاب                                   پرتو دهد چنانكه شب تيره اختري

      حيف باشد بر چنان تن پيرهن                                          ظالم باشد بر چنان صورت نقاب

      گر تو پري چهره نپوشي                                                  نقاب تو به صوفي به زيان آور

      دوست دارم كه بپوشي رخ همچون قمرت                            تا چو خورشيد نبينند به هر بام و درت

     بارها گفته اند اين روي به هر كس منماي                             تا ؟ نكند ديده هر بي بصيرت

     ماه رخسار نپوشي تربت يغمايي                                         تا دل خلقي از اين شهر به يغما نرود »

 

 

« ناصر خسرو »

     « زير سخن است عقل پنهان                                                 عقل است عروس و قول است چادر

     داناي سخن نكو كند باز                                                       از روي عروس عقل معجز

     تو روي عروس خويش بنماي                                                 اي گشته جهان و خوانده دفتر

     تا تو نيايي ننمايند هيچ                                                        دختر كان رويكهاتي از حجاب »

« برگي از شريعت »

     1. اگر شوهر از زن خود بخواهد كه برايش آرايش كند ، آيا اطاعت او در اين زمينه هم واجب است ؟

     همۀ مراجع  ، اگر شوهر درخواست كند اطاعت او در اين زمينه واجب است .

     2. بيرون بودن مقنعه و روسري از زير چادر چه حكمي دارد ؟

     همۀ مراجع : اگر باعث جلب توجه نامحرم و مفسده نشود اشكال ندارد ولي پوشاندن مو واجب است .

     3. پوشش بدن براي زنان بايد چگونه باشد ؟

     همۀ مراجع : زن بايد تمام بدن و موي خود را در برابر نامحرم بپوشاند .

     آيت الله صافي : زن بايد تمام بدن و موي خود را در برابر نامحرم بپوشاند و بنابراحتياط واجب بايد دست و صورت را نيز بپوشاند .

     4. پوشش لباس هاي تنگ و تحريك كننده كه برجستگي هاي بدن در آن پيداست ، چه حكمي دارد ؟

     همۀ مراجع : پوشيدن اين نوع لباسها درفرض مذكور جايز نيست و بايد آنان را با چادر يا مانتوي مناسب و گشاد بپوشد .

     5. زيورآلات زن اگر در معرض ديد نامحرم باشد ، چه حكمي دارد ؟

     آيات عظام امام بهجت صافي خامنه اي ، فاضل و وحيد : بايد از ديد مرد نامحرم پوشانده شود .

     آيات عظام مكارم و نوري : پوشاندن زيورآلات پنهاني از ديد نامحرم واجب است ولي پوشاندن حلقۀ ازدواج و انگشتر واجب نيست .

     آيت الله سيستاني : پوشاندن گردنبند از ديد نامحرم واجب است ولي پوشاندن النگو ، دستبند ، حلقۀ ازدواج و انگشتر واجب نيست .

     آيت الله تبريزي : پوشاندن زيورآلات پنهاني از ديد نامحرم واجب است ولي پوشاندن انگشتري كه پيش زنان بزرگسال يا كمي پايينتر متعارف است واجب نيست .

     6. چادر بهتر است يا مانتو ؟

     همۀ مراجع : براي زن كافي است كه حجاب كامل را با هر لباس مناسبي در برابر مرد نامحرم رعايت كند . ولي بي شك چادر به عنوان حجاب برتر از ارزش والايي برخوردار است .

     7. نگاه هاي ممنوع و حرام كدام است ؟

     - نگاه به چهرۀ آرايش كردۀ زن

     - نگاه به زيورآلات زن

     - نگاه به عكس بي حجاب زن آشنا

     - نگاه باريبه ( ترس افتادن به حرام )

     - نگاه به بدن مرد نامحرم ( به جز صورت و دست ها )

     - نگاه به تمام بدن زن نامحرم ( به جز صورت و دست ها تا مچ )

- نگاه هوس آلود ( هر چند به صورت و دست ها و يا به بدن نجس )

هر وقت گفتم حجاب و عفت ...

     حجاب براي زن به معناي ذلت نيست ؛ بلكه به معناي عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن بلكه ، عصمت و حفظ زن و مدد هر دوست . حجاب به معني چادر نيست ؛ امّا چادر در نزد ما ايراني ها كه زن هاي ما از قديم داشتند ، بهترين نوع حجاب است ؛ بدون چادر هم حجاب ممكن است . حجاب به معناي پوشيدن سالم [است] ، نه پوشيدني كه از نپوشيدن بدتر است .

     به تعبير روايات پوشيبدۀ عريان كه در عين پوشيدگي ، مثل انسان برهنه و عريان است آن پوشيدني به درد نمي خورد ؛ حجاب نيست ، پوشيدن سالم كه سر و گردن و بدن و تمام سر تا پاي بدن زن را پوشانده باشد ؛ البته صورت و دو دست را بسياري فقها مستثنا مي دانند ؛ البته در مواردي كه صورت بدون آرايش و ساده باشد ؛ اين هم معناي حجاب است . البته زن هاي ايراني ، روش چادر را پيدا كردند كه بسيار هم روش خوبي است . هم زيباست و هم منافي با زيبايي زن نيست و هم حجاب حافظۀ كامل است . نه هر حجاب را چه به شكل ايراني ، چه به شكل عربي ، چه به شكل كشورهاي ديگر كه در هريك از كشورهاي اسلامي زنها يك جور حجاب خدا را حفظ مي كنند . هرجوري كه حجاب حفظ بشود . اين نظ اسلام ، تأمين شده است . اين ، يكي از پيش گيري هاي اسلام است .

« چادر حجاب برتر »

     بهترين گزينۀ حجاب اسلامي در عصر حاضر كه در قرآن و سيرۀ زنان اهل بيت به ويژه فاطمه زهرا ريشه دارد چادر است . چادر بيش از هر لباسي حجم و حركت بدن را مي پوشاند و بزرگواري و فروتني زن را در برابر احكام اسلام و ارزش هاي اخلاقي آشكار مي سازد . چادر بيش ترين بار فرهنگي حيا و عفاف را با خود به همراه دارد و بيش از هر پوششي دست رد بر سينۀ نامحرم مي زند درحاليكه پوشش هايي مانند مانتو اين ويژگي را بصورت كامل ندارد زيرا وقار و معنويتي كه در چادر مخصوصاً چادر مشكي هست در مانتو نيست .

     چادر مشكي ، نگاه شكن است  مرز بين رنگها ، رنگ هاي تيره و مشكي . در تأمين حجاب حداكثري بانوان در بيرون منزل ، مؤثر هستند . علاوه بر اين ، رنگ مشكي پوشانندۀ رنگ هاي ديگر است و زير آن ، هر لباس رنگي ديگري را كه باشد ، مي پوشاند . ضرب المثل معروف « بالاتر از سياهي رنگي نيست » اشاره به همين واقعيت است كه رنگ سياه ، بدترين رنگهاست و تمام رنگهاي ديگر ، در مقابل آن رنگ مي بازند .

« تاريخچۀ حجاب در اقوام و اديان »

     دورۀ اشكانيان : در اين دوره نيز همانند گذشته حجاب زنان ايراني كامل بوده است . در اينباره چنين مي خوانيم :

     لباس زنان اشكاني پيراهني بلند تا روي زمين ، گشاد ، پرچين ، آستين دار و يقه راست بوده است . پيراهن ديگري نيز داشته اند كه روي اوّلي مي 1وشيدند و قد اين يكي نسبت به اوّلي كوتاه و ضمناً يقه باز بوده است . روي اين دو پيراهن چادري سر مي كردند .

     در جاي ديگر آمده است : « چادر زنان اشكاني به رنگ هاي شاد و ارغواني و يا سفيد بوده است . گوشۀ چادر در زير يك تختۀ فلزي بيضي منقوش با دكمه كه به وسيلۀ زنجيري به گردن افكنده شده بند است . اين چادر به نحوي روي سر مي افتاد كه عمامه نوعي كلاه زنانه را در قسمت عقب و پهلوها مي پوشانيده است . »

     در كتاب « دپارتيلان » نيز آمده است : « زنان عهد اشكاني قبايي تا زانو برتن مي كردند با شنلي كه برافكنده مي شود و نيز نقابي داشتند كه معمولاً به پس سر مي آويختند . »

« حجاب در قرآن »

     حجاب براي زنان از ضروريات اسلام است . واجب بودن حجاب از نظر قرآن ، سيره و سنت پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نيز به حكم عقل و اجماع رأي فقها و علماي اسلام امري ثابت است . واژۀ حجاب هفت بار در قرآن كريم آمده است و معناي كلمه در اين هفت مورد چيزي است كه از هرجهت مانع ديده شدن چيز ديگر شود . در قرآن كريم حدود چهار آيه به واجب بودن حجاب دلالت دارد . اما در مورد حفظ عفت و پاسداري از حريم آن ، بيش از ده آيه در قرآن وجود دارد . آياتي كه بر وجوب حجاب براي زنان دلالت دارند عبارتند از : آيۀ 31 سورۀ نور و آيات 59 ، 23 و 33 سورۀ احزاب كه به هركدام اشارۀ اجمالي مي نماييم .

« پوشش و حجاب زن در ادبيات فارسي »

« فردوسي »

     در شاهنامه واژۀ پوشيده روي و پوشيده به معني زن به كار مي رود .

     « ز پوشيده رويان يكي شهرناز                                                   دگر پاك دامن به نام ارنواز

     سه پوشيده رخ را سر ديهيم                                                     جوي سزا سزاواراي گفت و گوي

     بشد با پرستدگان مادرش                                                        گرفتند پوشيدگان در برش »

« دانشگاه هاي بزرگ جهان »

« گرين ويل شمالي اآمريكا »

     طبق اعلام اين دانشگاه در سال 2008 - 2007 موارد ذيل استانداردهايي است كه در دانشگاه « گرين ويل شمالي » به كار گرفته  مي شود و قاطعانه اعمال خواهد شود . همچنين در صورت لزوم ، دانشگاه حق اضافه كردن موارد ديگر را دارد . - پوشش و آرايش دانشجويان بايد تميز و مرتب باشد و هيچ نوع پيراهن و بلوزي كه شكم و ناف را نمايان سازد مجاز نيست و تاپ هاي مدل تنگ و مدل بند اسپاگتي ، تاپ هاي ورزشي با جليقۀ بدون پيراهن مجاز نخواهد بود . كلاه و عينك آفتابي و بيگودي هاي مو در هيچ مكاني نبايد استفاده شود به جز در محيط خوابگاه دانشجويان و باشگاه ها . هيچگونه لباس يا زينت آلاتي كه نشان دهندۀ هرنوع بي حرمتي و كفر گويي يا دربرگيرندۀ عبارت وسوسه انگيز ، تبليغات مشروبات الكلي ، تنباكو ، مواد مخدر يا ديگر عبارت و نمادهاي نامناسب است مجاز نمي باشد . امكان وجود شلوارك وجود دارد به شرط آنكه آنها به صورت مناسب و خوش سليقه استفاده شود .لباسی که به صورت نامناسب اندام را نشان می دهد مجاز نمی باشد . دامن ها باید زیبا ، موقرانه و با اندازۀ مناسب بوده و کوتاه نباشد . رنگ کردن مو مجاز نمی باشد . لباس و پوشش از نوع پیژامه خارج از خوابگاه مجاز نمی باشد . انواع شلوار ، شلوارهای راحتی و شلوارک ها باید تا خط کمر باشند . به دلایل امنیتی لباس ها و شلوارهای بگ مجاز نمی باشند . لباس نباید روی زمین کشیده شود . موارد و اقلام مربوط نامربوط آویزان از لباس از قبیل زنجیر یا دیگر موارد به نظر مناسب نیامده و مجاز نمی باشد . پوشیدن لباس های سبک گوتیک و آرایش کردن مجاز نیست و زینت آلات بدن و صورت به جز گوشواره مجاز نمی باشد . آقایانی که رسماً نمایندۀ دانشگاه می باشد اجازۀ سوراخ کردن گوششان را ندارند .

« چهار سال حجاب ترکیه »

     نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می دهد در چهار سال اخیر تعداد بانوان باحجاب در این کشور افزایش یافته است . تحقیق جدید که به عنوان دین ، « ییسیته و حجاب در زندگی روزمره » از سوی مؤسسۀ تحقیقاتی « جی . او . ان . دی . ای » ترکیه صورت گرفت نشان می دهد که در چهار سال اخیر تعداد بانوان باحجاب این کشور با هشت درصد افزایش از 2/64 درصد به رقم 4/69 درصد افزایش یافته است . این نظرسنجی در هشتم و نهم سپتامبر سال 2007 میلادی در 268 محله و روستای 176 شهرستان واقع در 41 استان ترکیه اجرا شده است . از روستا دو هزار و 639 زن و از محلات دو هزار و 65 زن و در مجموع 5 هزار و 289 زن در این بررسی شرکت نموده اند . در مقایسۀ این بررسی جدید با نظرسنجی سال 2003 میلادی مشخص می شود که تعداد بانوان بی حجاب با 16 درصد کاهش از 8/35 درصد به 6/3 درصد سیر نزولی داشته است .

7/4 درصد : میانگین افزایش رشد حجاب در میان بانوان ترکیه

4/4 افزایش رشد حجاب در میان تحصیل کردگان دانشگاه

2/6 درصد افزایش رشد حجاب در میان تحصیل کردگان دبیرستان.

1/6درصد افزایش رشد حجاب در میان تحصیل کردگان راهنمایی

9/3 درصد افزایش رشد حجاب در میان تحصیل کردگان ابتدایی .

حجاب در روايات اسلامي

     عفت نسبت به زنان مردم : پيامبر اعظم فرمودند : « نسبت به زنان مردم ، عفيف باشيد تا زنان شما عفيف بمانند . »

     شيوۀ پوشش : رسول گرامي اسلام « براي زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش لباسش را جمع و فشرده نمايد و به بدنش بچسباند . »

     بوي جهنم : پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند : « هر زني كه عطر استعمال كند و از منزل خارج شود و بر گروهي از افراد نامحرم عبور كند تا بوي عطر وي را استشمام نمايند چنين زني زناكار است . »

     توصيف زنان نزد نامحرمان : رسول اكرم مي فرمودند : « كسي كه زني را براي مردي وصف نمايد و آن مرد به واسطۀ آن وصف ، آلوده به گناه شود از دنيا نمي رود مگر اينكه مورد غضب الهي واقع شود . »

آيا بدحجاب بي دين است ؟!

     درتوجيه بي حجابي مي گويند خدا بزرگتر و مهربانتر از آن است كه مثلاً به خاطر چند تارِ مو و ... انسان را مجازات كند . بايد توجه داشت كه اين توصيه را مي توان دربارۀ همۀ دستورات ديني به كار برد . مثلاً بگوييم خدا بزرگتر از آن است كه به خاطر نخواندن چند ركعت نماز ، خوردن چند تكه نان در ماه رمضان ، چند جمله غيبت كردن ، تهمت زدن يا دروغ گفتن ، انسان را مجازات كند . خدا ارحم الراحمين است . آن وقت چه چيزي از دين باقي خواهد ماند و اين درحالي است كه حجاب از جمله دستورات ديني است كه اثرات فقط فردي نيست و ابعاد اجتماعي مهمي دارد .

     چادري ها خودشان ... ؟! بعضي مي گويند چادري ها خودشان از همه بدترند . رعايت حجاب فقط با چادر ميسّر نيست بلكه چادر حجاب برتر است . در تمامي اقشار مختلف جامعه ، از جمله پزشكان ، نظاميان و... ازهمه بدترند و هيچكس نبايد ديگر پزشك شود ؟! درقشر افراد بي حجاب هم رفتارهايي ديده مي شود . نكتۀ اساسي و مهم اينجاست كه اسلام ملاك است نه او كه مدعي مسلماني است . اگر فرد چادري به    گناه هاي ديگري آلوده است حتماً به خاطر آن گناهان خداوند او را مجازات خواهد كرد ولي بخاطر حجابش به او پاداش خواهد داد .

چرا اسلام حجاب را بر زنان واجب كرده است ؟

     زيرا حجاب بهترين حافظ و حصاري كه زن را ازخطر بيگانه حفظ مي كند و زن بي حجاب همچون ميوۀ درختي است كه شاخۀ آن از ديوار با نخ به بيرون آويزان است و هر رهگذري به سوي آن دست درازي ميكند يا مانند گلي است كه هر كس به چيدن آن تمايل دارد . ([1])

     پوشيده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقويت  بنيان خانواده است بلكه سبب حفظ ارزش زن و جلوگيري از ابتذال و تباهي او نيز مي باشد . حجاب براي زنان مانند صافي است كه گوهر وجودش را از گزند خطرها و آسيب ها در برابر نامحرمان و بيگانگان مصونيت بخشيده و بيمه اش مي نمايد . به جامعه خصوصاً جوان ، آرامش مي بخشد و مانع هرگونه گسترش فساد و گرايش به فحشا مي شود .

عفت و حجاب

     حضرت علي (ع) فرمودند : « روزي محضر پيامبر اكرم (ص) بودم . آن حضرت پرسيدند : " چه چيزي براي زنان بهتر از همه چيز است ؟ " هيچ يك از اصحاب نتوانست جواب مورد نظر پيامبر (ص) را بگويد . پس پايان مجلس نزد فاطمه زهرا (س) آمدم و جريان سؤال نبي مكرم اسلام (ص) پدر بزرگوارشان را نقل كردم . فاطمه زهرا (س) گفت : " بهترين چيز براي زنان آن است كه نه مرد نامحرمي آنها را ببيند و نه آنها مرد نامحرمي را ببينند " من نزد پيامبر بازگشتم و پاسخ را گفتم . حضرت فرمود : " اين جواب ازكيست؟ " گفتم : " از دخترتان فاطمه است . " پيامبر (ص) تعجب كردند و گفتند : " فاطمه پارۀ تن من است ([2] ) . زن درّ است و جاي آن در صندوق است . زن بايد در حجاب و چادر حفظ شود و اين احترام و تكريم او است و نه محدوديّت او . " »

     امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند : « اگر زني بخواهد با وضع نامناسب در عروسي ، فواتح بازار ، گردشگاه ها و حتي حمام هاي عمومي برود و شوهرش جلوگيري نكند يا از شوهرش بخواهد لباسهاي نامناسب و نازك براي او تهيه كند و شوهرش چنان نمايد ، خداوند او را با صورت به جهنم مي افكند ([3] ) »

     حضرت علي (ع) فرموده اند : « زن بايد بخيل باشد ، چه در خرج كردن پول شوهر و چه نسبت به عفت خود . ([4] ) زنان بايد از نشان دادن بدن خود به غير شوهرش بخل بورزد . »

     حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند : « اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد وگرنه به خاك هم نمي ارزد . »

     و در اين رابطه تفاوتي بين مردهاي غريبه با نامحرم هاي فاميل ، مثل برادرشوهر و يا شوهرخواهر وجود ندارد و زن بايد عفت خود را كاملاً حفظ كند تا موجودي ارزشمند در نزد خداوند و مردم به حساب آيد .

روش هاي ترويج حجاب

     1. آموزش حجاب در مدارس

    2. تشويق

     3. فعاليت هاي علمي ، فرهنگي ، هنري

     4. ترويج فرهنگ غيرت « يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم و قودها و الحجاره » نگهداري خويش به ترك معاصي و عدم تسليم در برابر شهوات سركش است و نگهداري خانواده به تعليم و تربيت و امر به معروف و نهي از منكر فراهم ساختن محيطي پاك و خالي از هرگونه آلودگي در فضاي خانه و خانواده است .    پيامبر اكرم فرموده است : « خداوند بيني هريك از مؤمنين را كه غيرت نمي ورزند به خاك ميمالد . » و نيز مي فرمايد : « غيرت از ايمان است . »

     5. نظارت لازم بر رسانه هاي جمعي

     6. فعاليت هاي مؤثّر قواي سه گانه

     7. تقويت پايه هاي حجاب

     8. امر به معروف و نهي از منكر

« پايه هاي حجاب »

     1. ايمان به خدا و آخرت : ايمان به خدا و ترس از آخرت از مهمترين پايه هاي حجاب به شمار مي رود . وقتي زن به خداي متعالي و علم و حكمت او ايمان آورد و معتقد گردد احكامي كه براي انسان تشريع كرده است ، بدون نقص و داراي فوايد و آثار مثبتي است و همچنين باور كند كه بي توجهي به احكام خداي تعالي خزلان دنيا و عذاب آخرت را به همراه دارد از حكم الهي حجاب استقبال مي كند .

اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : « انسان به وسيلۀ ايمان به كارهاي خوب رهنمون مي گردد . »

     2. آگهي

     3. تقوا : پرهيزكاري يكي ديگر از پايه هاي حجاب است اسلامي است . تقواي آدمي ضامن اجراي احكام خدا است و تا اين پايۀ قوي در قلب خانمي شكل نگيرد ، لباس تقوا در برنخواهد كرد . ايمان بدون تقوا ، انسان را به سر منزل مقصود نخواهد رساند . حضرت المؤمنين (ع) فرمودند : « لا ينفع الايمان بغير تقوي ايمان » بدون تقوا سودي نمي بخشد و در حديث ديگري فرمودند : « شريفي بالاتر از تقوا نيست . »

 

چکیده

پوششی که از آن در کلمات فقها به « سنت » و در عرف متشرعه به « حجاب » تعبیر می شود ، از نیازهای اساسی زندگی و از نعمت های خداوند به بندگان خویش است . در مقابل ، فرهنگ برهنگی ، رهاورد شیطان دانسته شده است .

- پوشش ، اختصاص به زنان ندارد ، مردان نیز در این زمینه مسئولیت و تکلیف دارند . حد واجب پوشش در مردان در قلمر احکام تکلیفی ، پوشاندن عورت از دید ناظر محترم است و لیکن حفظ عفت عمومی ایجاب می کند مرد به گونه ای در محیط خانه و اجتماع ظاهر شود که روح ایمان و فرهنگ عفاف در دل افراد و سطح جامعه تقویت گردد . و متدیینین و عرف متشرعه آن را منکر و بی حیایی تلقی نکنند .

- پوشش لباس کفر ، لباس ویژۀ زنان و زرباف و حریر و لباس شهرت برای مردان ممنوع اعلام شده است .

- حد واجب پوشش زن در قلمرو احکام تکلیفی ، پوشیدن بدن از نامحرم جز گردی صورت و دست ها تا مچ است . نسبت به محارم غیر از شوهر نیز احتیاط در پوشیدن بدن از ناف تا زانو است .

- از بعد کیفی ، یعنی رنگ ، نوع دوخت ، مدل و مانند آن ، پوشش زن باید به گونه ای باشد که درخور شأن یک زن مسلمان پیرو فاطمه و حافظ حریم عفاف وی باشد و بیمار دلان به وی طمع نکنند . در چنین فضایی است که چادر به عنوان حجاب برتر برای زن مطرح است ، زیرا هم حیا و عفت او را در سطح جامعه حفظ می کند و هم زمینه ای برای تقرب او به خدا می گردد و پوشیدن شلوار و کفش بی صدا همراه چادر ، حجاب زن را تکمیل و زمینۀ هر نوع طمع ورزی نامحرمان هوس باز به وی را منتفی می سازد .

- پوشیدن لباس نازک و بدن نما ، لباس ویژۀ مردان ، همچنین لباس شهرت و لباس بیگانه که موجب تبلیغ فرهنگ کفر می گردد ، برای زن ممنوع است .

 

 

فهرست حديث

متن حديث                                                           گوينده                                                                    صفحه

فخير لباس كل زمان لباس اهله                             امام صادق                                                            5

قل من تشبه بقوم ...                                          امام علي                                                               6

لعنت خدا بر مردي كه لباس زن بپوشد                  رسول اكرم                                                              6

روزي پيامبر خارج شد در حالي ...                         امام علي                                                                  7

من بس شوبا شهرة ...                                         امام حسين                                                              7

بنابراين احتياط واجب بايد ...                               امام خميني                                                               7

نسبت به زنان مردم ...                                        پيامبر اعظم                                                              18

هر زماني كه عطر استعمال كند و ...                    پيامبر گرامي اسلام                                                         18

كسي كه زني را بر مردي وصف نمايد ...                  رسول اكرم                                                                 18

روزي محضر پيامبر اكرم (ص) بودم ...                    حضرت علي                                                                 19

زن بايد بخيل باشد چه در ...                               حضرت علي                                                                20

اگر زن عفت داشته باشد ...                                  امام صادق                                                                   20

لا ينفع الايمان بغير                                     حضرت اميرالمؤمنين                                                             21

شريفي بالاتر از تقوا نيست                              حضرت اميرالمؤمنين                                                            21

 

 

 

منابع و مآخذ

كتاب                                                                                                                نويسنده

حريم عفاف                                                                                           رشيدي ( حسين )

سيماي فاطمۀ زهرا ( عليهاالسلام )                                                               اكبري ( محمدرضا )

حجاب از ديدگاه آيات و روايات                                                                    رشيدي ( حسين )

مسئلۀ حجاب                                                                                         متفكر شهيد استاد مطهري ( مرتضي )

پرنيان

فهرست آيات قرآن كريم

متن آيه                                               نام سوره                                    شمارۀ آيه                                        صفحه

يا بني آدم قد انزلنا عليكم                     اعراف                                        26                                               3

يا بني آدم لا يفتننكم ...                       اعراف                                        27                                               3

قل للمؤمنين يغضوا مِن ...                      نور                                          30                                                4

فهرست اشعار فارسي

مصراع اوّل اشعار                                تعداد ابيات                           نام سراينده                                         صفحه

روي كه روز شبنم گر بكشد نقاب                 6                                  سعدي                                          10

زير سخن است عقل پنهان                         4                                  ناصرخسرو                                      10

ز پوشيده رويان يك شهرناز                        3                                  فردوسي                                        15

 

 

 

 



[1] - نكته هاي نوجواني - حسين ديلمي - ص 52 .

[2] - وسائل الشيعه - جلد 14 - ص 43 .

[3] - المنحجه البيضاء - جلد 3 - ص 101 .

[4] - نهج البلاغه .


برچسب‌ها: تحقیق در مورد حجاب, حجاب, تحقیق, تحقیق حجاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 12:31  توسط مجتبی  | 
به گزارش "دي نيوز" به نقل از باشگاه خبرنگاران ،‌دشمنان اسلام و انقلاب با ترويج بي حجابي و بي بندوباري در تلاش براي تضعيف اعتقادات و شکستن حريم ها و خطوط قرمز جامعه ايران اسلامي مي باشند.

در اين هجوم همه جانبه بر عليه پاکدامني و حيا ، گروههايي به صورت زير زميني و گاهي آشکارا به طراحي و فروش مدهايي که مروج فرهنگ برهنگي غربي مي باشد دست مي زنند و با هدف قرار دادن نسل جوان و پولداراهاي تازه به دوران رسيده سود سرشاري را نيز نصيب خود مي کنند.

بسيار لازم و به جاست مسئولين فرهنگي و مخصوصاً نيروي انتظامي در کنار برخورد با مظاهر بي حجابي در جامعه به ريشه ها و مروجان پشت پرده اين موج بي حيايي توجه ويژه اي بنمايند و اين معضل را نه از ساقه بلکه از ريشه قطع نماين

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 17:39  توسط مجتبی  | 

دیگه حرفی نمی زنم !


من زن ایرانی ام جوشیده از شعر و شراب

خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب

پایه اسلامتان را ای امام جمعه ها

می کنم با تار مویی من خراب اندر خراب

گور بابای شما بر جد و آبای شما

از جهنم تا بهشت و وحشت و رنج و عذاب

ننگ و نفرت بادتان ای کرکسان ، شادی کشان

زن به چشمان شما شد برده ای در رختخواب

روی لب الله و اکبر سنگسارم کرده اید

تا گلو در خاکها ای قاتلان آفتاب

روسری را در خیابان قعر آتش افکنم

گیسوان را میدهم شادی کنان من پیچ و تاب

میروم در ساحل دریا کمی عریان شوم

پیکر زیبای خود را تا زنم رقصان بر آب

لب بگیرم از لب معشوق خود در کوچه ها

شیخکان را افکنم با بوسه ها در اضطراب

تو چه دانی آیت الله پشمکی از شور و حال

کشک خود را زیر ماتحتت سر منبر بساب

من زنم زن مذهبم تنها جهان آزادی است

می گشایم بال و پر در آسمانها چون عقاب

آن سبو بشکست و آن پیمانه ها بر خاک ریخت

مرد سالاری شده است در گور ای عالیجناب

من زن ایرانی ام جوشیده از شعر و شراب

خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب


برچسب‌ها: بی حجابی, حجاب, تهاجم فرهنگی, عکس بی حجابی, بی حجابی در ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 11:47  توسط مجتبی  | 

 

پوشش نامناسب برخی از سبزها 5

بی حجابی تهدید امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی است !

رسانه‌های ما در یک کلام مروج بی‌حجابی هستند.

 امروز مسلم و بدیهی است که ترویج بد‌حجابی از جمله ابزارهای جدی دشمن در مقوله‌ی جنگ نرم است. از آنجایی که مبنای نظام ما دینی است و نظام اسلامی بر دین مردم استوار است، دشمنان ما به دنبال این هستند که با ترویج بد‌حجابی و مفاسد اخلاقی و اجتماعی پایه‌ی نظام را سست کنند و از بین ببرند. هدف نهایی آن‌ها این است که حکومت اسلامی در بین مردم پشتوانه‌‌ی دینی نداشته باشد.
 در واقع وقتی جامعه با ترویج مفاسد اخلاقی، بد‌حجابی و فحشا به سمت دوری از ارزش‌های دینی حرکت کند، نظام دینی هم دچار فروپاشی خواهد شد. به همین خاطر، بحث ترویج بد‌حجابی و مفاسد اخلاقی به نوعی تهدید امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

رسانه‌های ما در یک کلام مروج بی‌حجابی هستند. چه صداوسیما، چه سینما و چه نشریات عموماً مروج بی‌حجابی هستند. نه تنها حجاب اسلامی را ترویج نمی‌کنند، بلکه آن را عموماً تخطئه می‌کنند، به سخره می‌گیرند و زیر سؤال می‌برند. این رسانه‌ها، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، بی‌حجابی و رفتارهای خلاف عفت و شرع را ترویج می‌کنند

 


برچسب‌ها: بی حجابی, حجاب, امنیت کشور, تهاجم فرهنگی, تهاجم دشمن, حجاب اسلامی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 13:28  توسط مجتبی  | 

گزارش تصویری: اجرای طرح تجلیل از بانوان با حجاب

گزارش تصویری: اجرای طرح تجلیل از بانوان با حجاب

 

بقیه عکس ها در ادامه ی مطلب


 


برچسب‌ها: حجاب, با حجاب, تشکر از دختران با حجاب, نتیجه حجاب, محجبه ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 12:41  توسط مجتبی  | 
راه‌کارهای پیش روی مبارزه با بدحجابیچهارشنبه، ۷ تیر ۱۳۹۱



رسانه‌های ما در یک کلام مروج بی‌حجابی هستند. چه صداوسیما، چه سینما و چه نشریات عموماً مروج بی‌حجابی هستند. نه ...
رسانه‌های ما در یک کلام مروج بی‌حجابی هستند. چه صداوسیما، چه سینما و چه نشریات عموماً مروج بی‌حجابی هستند. نه تنها حجاب اسلامی را ترویج نمی‌کنند، بلکه آن را عموماً تخطئه می‌کنند، به سخره می‌گیرند و زیر سؤال می‌برند. این رسانه‌ها، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، بی‌حجابی و رفتارهای خلاف عفت و شرع را ترویج می‌کنند.

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ رواج پدیده‌ی بی حجابی از دیر باز موردتوجه و اعتراض مسئولین و مردم بوده است. بررسی نهاد های مجری و اثر گذار در،تحلیل اقدامات سی ساله ‌ینظام جمهوری اسلامی و… از مباحثی است که در گفت‌و گو با «دکتر محمد صادق کوشکی» عضو هیأت علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی پی گرفته‌ایم.

 مهم‌ترین راهکار برخورد با مسئله‌ی بی‌حجابی را چه می‌دانید؟


بقیه در ادامه ی مطلب ..........

برچسب‌ها: راه‌کارهای پیش روی مبارزه با بدحجابی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 11:34  توسط مجتبی  | 

نقش روزي حلال در تأمين سلامت و زندگي انسان ها

اي مردم از آنچه در روي زمين است حلال و پاكيزه بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد .

عبادت 10 جزء دارد كه 9 جزء آن كسب روزي حلال است ( حضرت محمد ص )       بقره / 168

مقدمه :

الف) خداوند متعال آنچه را كه در روي زمين براي انسان قرار داده ، فقط نوع حلال و پاكيزه اش را براي حيات طيبه و رسيدن به كمال و سعادت مباح و مجاز مي داند ، اين درحالي است كه شيطان براي نابودي و منحرف ساختن انسان از مسير درست و الهي ، نقشه و دام هايي دارد كه اولين ، بهترين ، ساده ترين و در دسترس ترين آن نفوذ و رخنه در مال و روزي انسان مي باشد ، به طوريكه پروردگار متعال بعد از توصيه به استفاده از روزي حلال و پاكيزه ، سريعاً هشدار مي دهد كه مراقب دام و گامهاي شيطان باشيد ، همان هشداري كه خداوند به حضرت آدم و حوا در اولين روزهاي خلقت داد كه مبادا از ميوۀ درختي كه نهي شده اند تناول نمايند و اينجا بود كه شيطان اولين نقشۀ خود را براي گمراهي آدم طراحي نمود و با وسوسۀ انسان به خوردن اولين لقمۀ حرام باعث سقوط آدم از بهشت و سپس شروع انحراف و دامهاي بعدي شيطان براي انسانها شد .

در واقع انسان با اولين لقمۀ حرام ، قدمهاي شيطان را در وجود خود احساس و با او عجين و هم خانواده  مي شود و به مرور اعضا و جوارح خود را كه آغشته به مال حرام است را در مسير و قدمهاي شيطان قرار داده و در منجلاب تباهي سقوط كرده و سلامت و زندگي خود را به خطر مي اندازد .

ب) ازگذشته هاي دورتاكنون باورنميكردند كه مال حرام و غذا مسائل رواني هم داشته باشند . فكر ميكردند غذا از نظر ويتامين ها و پروتئين ها مهم است . تا آنكه با گسترش مرزهاي دانش بشري ، هم اكنون از نظر تجربي اثبات كرده اند كه غذا دو چيز به انسان منتقل مي كند :

اول : انواع ويتامين ها

دوم : صفات رواني و روحيات

به اين معني كه تحصيل مال حرام خواسته يا ناخواسته داراي تبعاتي در زندگي خواهد بود كه گريزي از آن نيست . لذا توصيه و سفارش فراوان شده است كه : انسان بايد به روزي خود بنگرد ( عبس / 24 )

امام حسين عليه السلام در خطبۀ روز عاشورا به مردمي كه به جنگ او آمده بودند ، فرمود : « شكم شما از مال حرام پرشده است » و همين گناه باعث شد دست به گناه عظيمي همچون كشتن امام بزنند . به همين جهت در تعاليم ديني بر حلال خوري تأكيد شده و مقدّمۀ عمل صالح شمرده شده است .

ج) خداي بي نياز ، ما را نيازمند آفريده است . نيازمند به ذات مقدس خودش و با اين نياز ما را بهانه و وسيله اي بر اي قرب به خويش قرار داد . از جمله نيازهاي ضروري ما ، معيشت و كسب روزي است كه ناگزير از آنيم . خزائن روزي نيز نزد او و در دست اوست . و واقعيت امر اين است كه قسمت هركس ازروزي ، تنها با سعي و تلاش و زيركي او تناسبي ندارد . بلكه خداي مهربان ، ما را به تناسب گنجايش و نيات ما از روزي بهره مند مي كند تا سر به طغيان و سركشي برنداريم و بدمستي نكنيم :

بايد بنگرد كه كدامشان پلاكيزه تر و حلال تر دارند تا از آن روزي فراهم آورد ( كهف / 19 )

اين درحالي است كه برخي از انسانها راه را به اشتباه رفته و به جاي كسب روزي حلال و پاكيزه ، با استفاده از ابزار گناه و نافرماني ، و به پندار خود درصدد كسب مال بيشتر و البته حرام و نامشروع مي روند . اين مال حرام هرچند با سعي و تلاش ، احتمال كسب آن دور از انتظار نيست ، اما سرآغاز بسياري از فلاكت ها و بدبختي هاست كه همچون آتش زبانه خواهد كشيد و انسان را به ورطۀ نابودي خواهد رساند .

د) جشنوارۀ بزرگ نقش روزي حلال در تأمين سلامت و زندگي انسان ها تلاش دارد تا ضمن توجه همگان به تلاش براي كسب روزي حلال به عنوان يكي از مهمترين اسباب سعادت و نيكبختي انسان ، به اثرات سوء كسب مال حرام و تبعات آن در فرد و جامعه بپردازد .

كارمندي كه وظايف خود را در مقابل جامعه به درستي انجام ندهد ، پزشكي كه سوگند خود را فراموش كرده و توجهي به حقوق بيمار و سلامتي او نداشته باشد ، معلم و استادي كه دغدغۀ انتقال درست آموزشها و ارتقاء دانش آموزان خود را نداشته باشد ، مغازه داري كه احتكار و يا كم فروشي مي كند ، كارخانه داري كه حقوق كارگران خود را به بهانه هاي واهي پرداخت نمي كند ، سرمايه داري كه به اتكاء ثروت خود ربا را در جامعه ترويج مي دهد ، فروشندۀ مواد مخدّر كه درآمد خود را بر نابودي انسانها و از هم پاشيدن خانواده ها بنا نهاده ، سوء استفاده از نفوذ سياسي ، اجتماعي و يا مديريتي در استفاده از تسهيلات دولتي ( وام بانكي ، زمين و ... ) ، حقه بازي در معاملات اقتصادي همچون زمين ، ملك ، خودرو و ... ، خوردن ارث ميت و اموال بستگان ، رشوه دادن به مسئولين جهت كسب درآمد بيشتر و تضييع حقوق ديگران ( خداوند به صراحت در آيۀ 188 سورۀ بقره مي فرمايد : مال يكديگر را به ناحق نخوريد و آن را براي رشوه نزد حكام نفرستيد با آنكه شما مي دانيد ) ، توليد كننده اي كه از توليد خود كم مي گذارد و ... نمونه هايي بارز و مشخص از ورود به محدودۀ منوعۀ مال حرام و شبهه ناك مي باشد . مال حرام و شبهه ناك كه وارد زندگي انسان شد نه تنها مانع تعالي و پرواز روح خواهد شد كه او را زمينگير مي كند و اينجاست كه اثرات آن همچون دست و پنجه نرم كردن با مصيبت ها ، مرگ زودرس ، اعتياد ، كم شدن بركت از زندگي ، بزهكاري و ... دامنگير انسان خواهد شد .

مصاديق مال حرام و روزي حلال

نبي مكرم اسلام ( ص ) مي فرمايند : ازگناهان بپرهيزيد كه گناه خير و نعمت را ببرد ... و بنده گناه مي كند و با آن گناه از روزي باز مي ماند ، حال آنكه دسترسي به آن روزي برايش سهل و آسان بود ( بحارالانوار / ج 73 / ص 377 ) .

يكي از دغدغه هاي اصلي ، يافتن راهها و مصاديق كسب مال حلال و دوري و پرهيز از مال شبهه ناك و حرام مي باشد . به عبارتي يكي از تلاشهاي مقدس ، تلاش در جهت قرارگرفتن در اين مسير درست مي باشد . اينگونه تلاشي است كه در روايات مي فرمايند : اگر مردي در مسير كسب روزي اهل و خانواده اش از دنيا برود ، اجر شهيد را خواهد داشت .

بيان مصاديق مال حرام و در مقابل آن روزي حلال .................... حضرت علي ( ع ) مي فرمايند : از گناهان بپرهيزيد كه بنده گناهي مي كند و با آن گناه ، روزي از او بازداشته مي شود ( بحارالانوار / ج73 / ص377 )

مال حرام و اعتياد

بررسي ها نشان مي دهد كه منشأ بسياري از آسيب هاي اجتماعي و بدبختي ها از جمله بزهكاري ها ، كودكان خياباني ، گدايي ، همسرآزاري و ايدز ، ريشه در اعتياد دارد و عامل اصلي گرفتاري ايشان در دام اعتياد ، ورود مال حرام در زندگي مي باشد . مالي كه از طريق رشوه ، دزدي ، بناحق مال كسي را تصرف كردن ، وارد زندگي انسان مي شود در راه دود و اعتياد نيز صرف خواهد شد و همچون ويروسي به تدريج سلامت و زندگي انسان را تهديد مي كند .

بدون شك كسب روزي حلال عامل مهمي براي در امان ماندن از اينگونه آسيبها مي باشد .

مال حرام و فحشاء

... گناهي كه روزي را باز دارد ، زناكاري است ( امام صادق (ع) / بحارالانوار / ج73 / ص374 )

يكي ديگرازثمرات مال حرام و غرق شدن درمنجلاب تباهي و نابودي ، انجام و شيوع فحشاء و منكرمي باشد. غالب گردآورندگان اموال نامشروع و حرام گرفتار اينگونه مصيبت ها نيز هستند . هنگاميكه دامن آنها آلوده به فحشاء و منكر و گناهاني همچون زنا ، فحشاء و ... شد ، جامعه و نسل آينده را به فساد خواهند كشيد . در روايت مي خوانيم كه : چهار چيز است كه اگر يكي از آنها در خانه اي وارد شود ، ويران مي گردد و بركت خدا آن را آباد نمي كند : خيانت ، دزدي ، شرابخواري و عمل منافي عفت ( نهج الفصاحه )

اي فرزندان آدم مبادا شيطان شما را فريب دهد ، چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون برد . درحاليكه جامه از تن آنان بر مي كند تا قبايح و زشتي آنان را در نظرشان پديدار كند ( اعراف / 27 )

اولين نقشۀ شيطان براي گمراهي آدم ، دعوت به خوردن از درختي بود كه از طرف خداوند نهي شده بود كه اين لقمۀ حرام باعث شد آدم از بهشت رانده شده و به دنبال آن نمايان ساختن و نشان دادن عورت و زشتي اندامشان بود .

مال حرام و قتل و زندان

اي اهل ايمان مال يكديگر را به ناحق نخوريد مگرآنكه تجارتي باشد از روي رضا و رغبت و يكديگر را نكشيد ( نساء / 29 )

خداوند متعال در اين آيه از قرآن به يك نكتۀ مهم اجتماعي اشاره مي فرمايد و آن اينكه اگر روابط مالي مردم براساسي صحيح استوار نباشد و در اموال يكديگر به ناحق تصرف كنند ، قتل و دگركشي و انتحار اجتماعي ثمرۀ آن خواهد بود .

و مگر نه اين است كه عامل بسياري از قتل ها و زندان ها به دليل تلاش براي رسيدن به مال حرام و نامشروع بوده است ؟

بررسي ها نشان مي دهد در كنار عوامل ديگري همچون اختلافات خانوادگي ، رقابت ها ، حسادت ها و ... كه سهم زيادي از قتل ها و زنداني ها را به خود اختصاص داده است ، بخش قابل توجهي نيز ثمرۀ زياده خواهي ، مال حرام و حرام خواري مي باشد .

هركس از خدا بترسد ، خدا راهي براي رهايي او گذارد و او را ازجاييكه به گمانش نرسد ، روزي رساند (طلاق/2 ) .

مال حرام و طلاق

خداوند متعال به انسان مي فرمايد : اي فرزند آدم ! همانا حلال به سويت نمي آيد ، مگر قطره قطره ، و اما حرام مانند سيل ، به سوي تو مي آيد ! پس به ( يقين بدان ) كسي كه ( حيات خويش را برحلال و پارسايي بنا كند و به مرزهاي ممنوع الهي ، حرمت نهد و جان و مال خويش را به حرام نيالايد و درنتيجه ) زندگاني اش صفا مي يابد و سعادت دو جهان را نصيب خود مي كند . و اما كسي كه زيستن دنياي اش را به حرام و ناپاكي ها بيالايد ، شقاوت دو جهان نصيبش مي شود ( 515 حديث قدسي / ص 245 )

بررسي ها نشان مي دهد كه در كنار عوامل ديگري همچون عدم تفاهم ، تفاوت هاي فرهنگي و ... برخي از طلاق ها ثمرۀ ورود مال نامشروع به زندگي مي باشد . در حقيقت ورود مال حرام به زندگي مشترك به منزلۀ ورود به دامها و گامهاي شيطان مي باشد كه پس از تسلط و پذيرش رهبري شيطان ، نقشه هايش همانند آتشي است كه كانون گرم خانواده را ويران مي سازد .

شيطان ميان بندگان دشمني و فساد برمي انگيزد ، زيرا دشمني شيطان با آدميان واضح و آشكار است ( اسراء / 53 ) .

مال حرام و بيماريهاي سخت

كساني كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره مي كنند و در راه خدا انفاق نمي كنند ، آنان را به عذابي دردناك بشارت ده ( توبه / 34 ) .

مال حرام منشأ فلاكت و بدبختي انسان است . البته همۀ بيماريها ثمرۀ خوردن مال حرام نيست ، چه بسا بي احتياطي و عدم مراقبت از بدن نيز سبب بروز بيماري مي شود ، اما در بعضي موارد گناهان هم مي تواند عاملي براي بيماري باشد . اما در بعضي موارد گناهان هم مي تواند عاملي براي بيماري باشد . بيماري هاي سخت از آن منظر كه انسان را در تنگنا و سختي قرار مي دهد در برخي موارد جمع آوري مال حرام و نامشروع عامل اصلي آن مي باشد . اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايد : كسي كه ثروتي از طريق نامشروع به دست آورد در طريقي كه پاداش الهي ندارد ، مصرف خواهد شد ( تحف العقول / ص63 ) .

مال حرام و مرگ زودرس

و از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد تا گناهانتان بخشيده شود و مرگتان را تا وقت معين ( عمر طبيعي ) به تأخير افكند ( نوح / 3و4 )

بدون شك بسياري از گناهان و صفات زشت و ناپسند از قبيل حرام خواري ، كسب مال حرام و نامشروع به طور مستقيم عمر را كاهش مي دهد . امام علي (ع) مي فرمايد : مرگ زودرس انسان ها بر اثر گناه ، از مرگ طبيعي بيشتر است ( سفينه البحار / ص489 )

بنابراين گناه ، قطع نظر از آثار زيانبار معنوي ، يك اثر بارزش كوتاه ساختن عمر آدمي است . همانطوركه نيكوكاري و تلاش براي كسب رزق حلال و مشروع ، علاوه بر همۀ آثار ، در طول عمر كاملاً مؤثّر است .

مال حرام و ورشكستگي و تنگدستي

حرام خواري ، زياده خواهي و دست اندازي به اموال ديگران عامل عمده اي در پريشاني ، تنگدستي و ورشكستگي ها مي باشد . قانع نبودن به اندازه و حدود خود ، بلند پروازي و در نتيجه تلاش براي كسب مال بيشتر به هر قيمت و انجام اقدامات نابخردانه ، بي توجهي به دستورات ديني در زمينۀ كسب روزي حلال و پاكيزه و بسياري ديگر از اين دست اقدامات ، نقش مؤثّري در ورشكستگي و تنگدستي حاصل از تلاش خود انسان دارد . رسول خدا (ص) مي فرمايند : هركس مالي را از غير حلال كسب كند ، خداي تعالي تهيدستش كند ( مستدرك الوسائل / ج2 / ص425 ) .

قرآن مجيد مي فرمايد : هركس از ياد من دوري كند در دنيا معيشت و روزي اش تنگ مي شود ( طور /124 )

خيلي ها گمان مي كنند مي توانند با كلاه برداري و دست اندازي به اموال ديگران به ساحل آرامش و آسايش برسند ، درحاليكه اين آرامش هم ظاهري است و هم گذرا و ناپايدار . امام صادق (ع) در همين زمينه مي فرمايند : حرام خواري ، روزي را به باد مي دهند ( بحارالانوار / ج103 ) .

امام علي (ع) در موضوع اسراف و ريخت و پاش نيز مي فرمايند : اسراف ، سبب فقر است . و اسراف ، مال بسيار را به باد فنا مي دهد ( غررالحكم / ج 1 / فصل اول ) .

مال حرام و قانون شكني

در اموال و اولاد بندگان شريك شو و به آنها وعدۀ دروغ بده و اي بندگان بدانيد كه وعدۀ شيطان چيزي جز غرور و فريب نخواهد بود ( اسراء / 64 ) .

شيطان از طرق گوناگون و به وسيلۀ دستياران فراوان از جنس خود و آدميان ، براي اغواي مردم از طريق شريك شدن در ثروت و فرزند انسان اقدام مي نمايد . شراكت شيطان در ثروت و اموال انسان همان لقمۀ حرام است كه در زندگي وارد مي شود . وقتي لقمۀ حرام با گوشت و پوست انسان عجين شد مقدمه اي براي تولد فزندان ناخلف و سركش فراهم خواهد شد . چه بسيار فرزنداني را ديده ايد كه به سمت قانون شكني ، خلافكاري ، بزهكاري و ... كشيده شده اند كه حاصل همان ثروت و اموال حرام و نامشروعي بوده است كه توسط والدين كسب شده و موجب شراكت شيطان در ثروت و اولاد انسان گرديده است .

از مصاديق قانون شكني مي توان به : برهم زدن نظم اجتماعي ، تعرض به حدود و اموال عمومي ، شرارت و درگيري با عوامل انتظامي و امنيتي ، عدم توجه و زير پا گذاشتن قوانين اشاره كرد .


برچسب‌ها: روزی حلال و بی حجابی, روزی حرام و بی حجابی
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 15:13  توسط مجتبی  | 


خاطرات مستر همفر، جاسوس بریتانیا در خاورمیانه

یا

اعتراف‌های یک جاسوس بریتانیایی

عنوان کتابی است که شرح خاطرات شخصی بنام مِستِر همفر

منتشر شده و به تشریح نقش او در شکل‌گیری دیدگاه وهابیت در کشورهای مسلمان می‌پردازد.

مشکل ما با اسلام و ممالک اسلامی


اجتماع نمایندگان انگلستان، فرانسه، روسیه


ماموریت من در آستانه ( ترکیه )


سرگذشت رفقای دیگر


شیعه چه می گوید ؟


اهل سنت چه می گویند ؟


ورود به بصره و ملاقات با شیخ عمر الطائی

آشنایی با محمد بن عبدالوهاب


بحثی بین محمد بن عبدالوهاب و یک عالم شیعی


گمشدهٔ خود را یافتم


بحث پیرامون عدم حرمت شراب


خوابی که برای شیخ دیدم !


حرکت به سوی کربلا و نجف


بازگشت به انگلستان و ملاقات وزیر


بدلهایی از شخصیتهای مسلمین


نقاط ضعف مسلمین


نقاط قوت مسلمین


توسعه نقاط ضعف


از بین بردن نقاط قوت


سر دوم چهارده بندی


اظهار دعوت وهابیت

دانلود کتاب مستر همفر، جاسوس بریتانیا در خاورمیانه

دانلود کتاب به صورت فایل پی دی اف

سرور یک سرور دو

دانلود کتاب به صورت فایل پی دی اف (ترجمه متفاوت)

سرور یک سرور دو
دانلود کتاب به صورت فایل ورد سرور یک سرور دو
دانلود کتاب برای تلفن همراه نسخه جاوا نسخه اندروید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 11:29  توسط مجتبی  | 

اين جانباز از 15 سال پيش طعم غذا را نچشيده


خبرگزاری فارس نوشت:

صاحب‌خانه 15 سال است كه طعم غذا را نچشيده، به مهماني نرفته، تنها تفريحش اين است كه با همسرش سوار آمبولانس شده و براي ويزيت و معالجه به بيمارستان برود و مي‌داند كه همسرش با درد كشيدن او ذره ذره آب مي‌شود اما نمي‌داند كه آرزوي شيرين است كه او بار ديگر لباس ارتشي بپوشد.

وقتي به كوچه "سرو " رسيديم، آسمان هنوز آفتابي بود و گرماي تابستان ديگر به شكوه‌مان انداخته بود اما در دل نشاطي احساس مي‌كرديم.

نشاط از اين بابت كه به ديدار عزيزاني مي‌رويم كه قلبمان را تسخير كرده‌اند و مهرباني‌شان تمامي ندارد.

گلبرگي روي در ورودي منزل چسبانده و روي آن نوشته بود «لطفاً زنگ نزنيد، در بزنيد، مهران‌راد».

وارد منزل شديم؛ متعجب از اين همه آرامش؛ از اين همه گذشت؛ چيدمان منزلي نقلي كه گل‌ها و شكوفه‌هاي زيادي در گوشه گوشه‌اش مي‌درخشيد.

آري به ديدار جانباز دوران دفاع مقدس «ابراهيم مهران‌راد» رفتيم اما ديدن ايثارگري همسر وي اين ديدار را تحت شعاع قرار داد؛

ايثارگري در اين خانه از اين جهت كه اگر مشكلاتشان را بر شاخه‌هاي سرو تحميل كنند، سرو در برابر آن خم مي‌شود اما آنها مقاوم‌تر از سرو ايستاده‌اند و اين مقاومت ستودني است.

بعد از پذيرايي صميمانه، از «شيرين جافر» همسر اين جانباز خواستيم كه به ديدار صاحب‌خانه برويم، صاحب‌خانه‌اي كه 15 سال است طعم غذا را نچشيده، به مهماني نرفته، تنها تفريحش اين است كه با شيرين سوار آمبولانس شده و براي ويزيت و معالجه به بيمارستان برود؛

خانم جافر اذن ملاقات داد و وارد اتاق شديم.

مهران‌راد كه روزي تاب ديدن يك كودك شهيد شده را در منطقه جنگي نداشت و از ديدنش نفس‌هايش به شماره مي‌افتاد، امروز روي تختي بدون تكلم خوابيده است؛ او فقط نظاره‌گر بوده و حتي قادر به انجام ساده‌ترين كارهاي شخصي‌اش هم نيست.

مهران‌راد سال 1342 واد ارتش شده بود؛ در روزهاي نخست جنگ تحميلي با مدرك فوق ديپلم رشته پرستاري در بخش بهداري لشكر 81 زرهي اهواز مشغول به فعاليت شد؛

بعد از مجروحيتش نيز دوباره به منطقه بازگشت و به لشكر 58 ذوالفقار و پادگان ابوذر منتقل شد كه اثرات موج‌ بمب‌هاي خوشه‌اي دشمن در گيلانغرب و خونريزي سمت راست مخچه وي را از 15 سال گذشته خانه نشين كرده است.

* خدايا! شيرين را در جاده ايمان استوار نگه‌دار

در و ديوارهاي اتاق اين جانباز دوران دفاع مقدس، با برگه‌هاي كاغذي تزيين شده كه شيرين تمام اين مطالب را نوشته و روي ديوار چسبانده است؛

روي چند برگ كوچك و بزرگ نوشته شده بود

«يك لحظه دلم خواست صدايت بكنم؛

گردش به حريم باصفايت بكنم؛

آشوب دلم به من چنين فرمان داد؛

در سجده بيافتم و دعايت بكنم»،

«خدايا! شيرين را در جاده ايمان استوار نگه دار»،

«هر چه دلم خواست نه آن مي‌شود؛ هرچه خدا خواست همان مي‌شود».

در گوشه‌اي از اتاق داروهاي اين جانباز از جمله سرنگ بزرگي به چشم مي‌خورد كه به نوعي ظرف غذاي ابراهيم است؛

در معده اين جانباز دوران دفاع مقدس دستگاهي به نام «پيگ» كار گذاشته شده است كه از اين طريق تغذيه مي‌شود؛

اين زن فداكار در ابتدا مواد مغذي ماهي، گوشت يا مرغ را به همراه سبزيجات و برنج پخته، از صافي عبور مي‌دهد سپس اين مواد يا داروهايي را كه در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده همسرش مي‌كند.

 

 

كنار اين مادر و زن مهربان مي‌نشينيم تا از زندگي خود برايمان بگويد و اين گونه اظهار مي‌دارد:

در اميريه تهران بزرگ شدم؛

از سوم ابتدايي چادر و روسري سر مي‌كردم؛

چادر سرمه‌اي با گل‌هاي ريز سفيدرنگ كه به خاطر آن حرف‌ها و كنايه‌هاي زيادي شنيدم

به طوري كه گاهي مرا با اين چادر به عنوان كارگر منزل صدا مي‌زدند

اما تا امروز بر آن افتخار ‌كردم و خواهم كرد.


ما پنج خواهر بوديم و من ديوانه‌وار پدرم را دوست داشتم؛

او هميشه به من مي‌گفت «شيرين ستون طلايي خانه من است»؛

وقتي در مهر ماه سال 1348 با ابراهيم ازدواج كردم، پدرم به وي گفت «تو را به شيرين مي‌سپارم».

ثمره اين زندگي 3 دختر است؛ از جايي كه صاحب فرزند پسر نشديم، همسرم 2 سال بيشتر به جاي فرزند ذكوري كه نداشتيم، خدمت كرد و در سال 1374 بازنشسته شد.


بعد از نمايان شدن اثرات جانبازي ابراهيم، پدرم هميشه به من مي‌گفت «ابراهيم را راضي نگه دار؛ اگر مي‌خواهي به من خدمت كني، به او خدمت كن» همين كار را كردم؛ بعد از اينكه پدرم به رحمت خدا رفت فقط در مراسم چهلم وي، به سر مزارش رفتم چرا كه با رفتنم بر سر مزار پدرم، ابراهيم در خانه تنها مي‌ماند.

* دخترم هيچ گاه نمي‌خواست با پدر خداحافظي كند

او از روزهاي پرالتهاب جنگ تحميلي برايمان مي‌گويد: قصرشيرين در دست دشمن بود؛ ابراهيم و ابراهيم‌ها نيز براي آزادسازي آنجا به منطقه رفتند؛ او سال 1362 مجروح شد و به محض بهبودي مختصر دوباره به منطقه ‌رفت؛ هر بار كه او به جبهه اعزام مي‌شد، دخترم مرضيه خود را در گوشه‌اي از اتاق پنهان مي‌كرد تا لحظه خداحافظي با پدرش را نبيند.

بنده اشتياق زيادي براي رفتن ابراهيم به جبهه داشتم بنابراين هر كاري از دستم برمي‌آمد، برايش انجام مي‌دادم؛ ياد هست به جاي بند پوتين، كش باريكي روي پوتينش قرار دادم تا ابراهيم به راحتي پوتينش را بپوشد و اذيت نشود؛ يك بار هم كلاهش در منطقه سوراخ شده بود و خودم رفتم براي او كلاه تهيه كردم.

او در پادگان ابوذر تكنسين اتاق عمل بود؛ يكبار كودكي تركش خورده را در بيمارستان معالجه اوليه كرد تا زنده بماند؛ پس از آن مي‌خواست آن كودك را به مادرش بدهد تا دست نوازشي بر سر او بكشد ناگهان كودك به شهادت مي‌رسد، ديدن چنين صحنه‌اي با شرايطي جسمي و رواني به قدري براي همسرم سخت بود كه همان لحظه سكته‌ كرد و حدود 44 روز در بيمارستان قلب 502 ارتش بستري شد.
همسرم در جبهه به قدري مهربان بود كه همرزمان و دوستان او مي‌گويند «مهران‌راد وقتي براي مرخصي به تهران مي‌آمد، همه مي‌گفتند يتيم شديم تا مهران‌راد از مرخصي برگردد».

وي ادامه مي‌دهد: در يكي از شب‌هاي برفي و زمستاني ابراهيم در منطقه جنگي بود؛ براي پارو كردن پشت‌بام مجبور بودم خودم اقدام كنم؛ وقتي پدر متوجه اين موضوع شد گفت «به من مي‌گفتي تا خودم هزينه كارگران را براي پارو كردن برف‌ها مي‌دادم» به وي گفتم «مي‌خواستم كمتر دلتنگي كنم به همين خاطر برف‌ها را پارو كردم».

* خنده تلخ من از گريه غم‌انگيزتر است

اين روزها هوا گرم است؛ امروز شيرين و ابراهيم از تفريحي كه به بيمارستان داشتند، برگشته بودند؛ او خيلي خسته بود اما با اين حال براي اينكه حرارت بدن ابراهيم زخم‌هايش را اذيت نكند، آب هندوانه را گرفت و از طريق سرنگ وارد معده همسرش كرد.

دل‌هاي ما ميزبان اشك‌ها و لبخندها در اين سفر كوتاه به يك سرزمين آسماني بود؛ گاهي قطرات اشك از گونه‌هاي شيرين جاري مي‌شد و مي‌گفت «خنده تلخ من از گريه غم‌انگيزتر است؛ كارم از گريه گذشته بدان مي‌خندم».
او ادامه مي‌دهد: خدا صدام را لعنت كند؛ اينها يادگاري‌هاي جنگ هستند؛ شب‌هاي يلدا و عيد بچه‌هاي من دوست دارند، به منزل ما بيايند اما به خاطر اينكه سر و صدا و شلوغي پدرشان را اذيت مي‌كند، اينجا نمي‌آيند.

دست‌هاي اين همسر جانباز بوي زحمت مي‌دهد؛ در حالي كه اشك روي گونه‌هايش سوسو مي‌كند، خاطره‌اي از شب يلدا را برايمان اينگونه روايت مي‌كند: انار روي ميز بود؛ نيمه شب يادم ‌افتاد كه نكند سردار من، انار را ديده و دلش خواسته باشد؛ از رختخواب دل كندم؛ انار را با دست‌هايم فشار دادم تا آبي از آن چكانده و به او بدهم؛ ديدم او خواب است اما با سرنگ برايش گاواژ كردم تا اين محبت به مغزش برسد و به او بگويم كه تنهايش نمي‌گذارم؛ گاهي آب ميوه و غذاها را بر لب‌هاي او مي‌زنم تا طعم‌ها فراموشش نشود.

* سالهاست عطر غذا در اين خانه نپيچيده است

تمام اعضاي خانواده‌ هميشه دوست دارند، حداقل يك وعده غذا را دور هم بنشينند اما چندين سال است كه اين زن به تنهايي در گوشه آشپزخانه غذا مي‌خورد طوري كه حتي صداي چيدن ميز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خيلي وقت است كه غذاي عطردار درست نمي‌كند و مي‌گويد «من چگونه چنين غذايي را بخورم در حالي كه ابراهيم‌ام نمي‌تواند از آن بخورد».
ابراهيم يك بار با زبان بي‌زباني از من نان و پنير خواست؛ نان و پنير و چايي را ميكس كردم و برايش آوردم تا وارد معده‌اش كنم؛ او از اين موضوع خيلي ناراحت شد و آن را كنار زد.

* به مونسم افتخار مي‌كنم؛ از ديدن دردهايش ذره ذره مي‌ميرم

اين زن ايثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظيفه بيدار مي‌شود و مي‌گويد «فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا كند»؛ او مي‌گويد: اين راه زندگي را كه با ابراهيم طي كرديم خيلي ناهمواري داشت اما از اين جهت كه مونسم يك جانباز است افتخار مي‌كنم و گاهي از ديدن دردهاي او ذره ذره مي‌ميرم.

زمان عقد دخترش مي‌رسد؛ او به امير نهاوندي و خرم‌طوسي مي‌گويد پدر بچه‌ها قدرت تكلم ندارد، شما در مراسم عقد حضور پيدا كنيد بلكه دل دخترم كمي آرام گيرد.

همسر جانباز مهران‌راد، روحي لطيف و احساس شاعرانه‌اي دارد؛ براي پرنده‌ها و ياكريم‌هايي كه پشت پنجره مي‌نشينند، دانه مي‌پاشد و به آنها مي‌گويد براي شفاي تمام مريض‌ها دعا كنيد.


او گل‌هاي شمعداني را خيلي دوست دارد؛ دستي بر گلبرگ‌ها كشيده و در برابر عظمت پروردگار سر به سجده مي‌نهد.
شيرين جافر، خواهر مهرباني است كه برادرش نيز دو پايش را در منطقه سومار به اسلام هديه داده و از اين جهت او خود را زينب عصر كامپيوتري مي‌داند.

* ديوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستيم

وي ادامه مي‌دهد: ديوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستيم، همسرم يك بار در كودكي بينايي خود را از دست داده بود مادرش با توسل به حضرت ابوالفضل (ع) شفاي او را ‌گرفت؛ بارها اتفاق افتاده كه پزشكان براي معالجه او عاجز مانده بودند، دست به دامان حضرت قمر بني‌هاشم (ع) شدم و ابراهيم حالش خوب شد.

براي استحمام وي گاهي با احاطه شدن ضعف بر من، ممكن بوده كه ابراهيم از دستم رها شود؛ متوسل به حضرت ام البنين شدم تا مرا تنها نگذارد؛ همين گونه نيز ‌شد؛ من دست‌هاي حمايت‌ اولاد پيامبر (ص) را در زندگي مي‌بينم. خداوند هميشه همراه ما بود و حتي يك بار هم زير بار سختي‌ها نشكسته‌ام.

اين همسر جانباز بيان مي‌دارد: از مقام معظم رهبري خيلي ممنونم كه اين گونه با درايت عمل مي‌كنند تا چنين نظامي‌هاي خوبي حافظ مملكت باشند و از نظاميان ممنونم كه مانند شمعي دور نقشه عزيز روشن هستند و نمي‌گذارند بيگانگان نگاهي به ايران بياندازد.

او در اين ديدار اعياد شعبانيه را به رهبر معظم انقلاب و ساير جانبازان و پاسداران تبريك گفت؛ وي از امير پوردستان فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي، سرهنگ جعفري مسئول ايثارگران ارتش، امير سيفي رئيس حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس ارتش، از گروه پزشكان بيمارستان گلستان نيروي دريايي، حجت‌الاسلام نقويان، حميد ماهي‌صفت قدرداني مي‌كند.

* آرزو دارم با سرباز ولايت به ديدار رهبر معظم انقلاب بروم

از شيرين جافر خواستيم كه آرزويي كند و مي‌گويد: آرزو دارم كه آقاي مهران‌راد را كه به من آبرو و عزت داده است را به عنوان سرباز ولايت روي ويلچر بگذارم، جلوي رويم بگيرم و به ديدار رهبر معظم انقلاب برويم.
و آرزوي ديگر او اين است كه اي كاش دوباره بوي پوتين ارتشي در خانه‌اش مي‌پيچيد؛ و اي كاش او يك بار ديگر لباس مقدس ارتش را بر تن مي‌كرد.

 


برچسب‌ها: مهران‌راد, جانباز, بی حجابی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 9:37  توسط مجتبی  | 


معرفي و نقد کتاب:حجاب، شريعت،‌ جامعه
معرفي، نقد کتاب «فراسوي حجاب» زهرا گودرزي يکي از مظاهر اسلاميت جوامع مسلمان، حجاب و پوشش زنان است که به عنوان سمبلي از آموزه‌هاي اسلامي و تکليفي براي مسلمانان و بويژه زنان، موضوع چالش‌هاي فراوان داخلي و خارجي قرار گرفته است. در برخي از کشورها نيز از جمله فرانسه حجاب زنان مسلمان از سوي دولت ممنوع اعلام شد و دختران محجبه از حضور در برخي محافل، به دليل داشتن حجاب محروم شدند. در پي اين ممنوعيت‌ها، نظر صاحب‌نظران و انديشمندان به اين موضوع جلب گرديد و ناخودآگاه حجاب به موضوعي نه تنها براي شناخت حجاب که موضوعي براي شناخت اسلام تبديل شد. کتاب «فراسوي حجاب» تلاشي از سوي خانم‌ها بهجت يزدخواستي و ماري کلود لوتراند دو جامعه شناس ايراني و فرانسوي است. درباره انگيزه نگارش اين کتاب، خانم لوتراند مي‌گويد حجاب زنان ايران براي او نشاني از سلطه جنس مذکر و مردسالاري و بي‌عدالتي و زن محجبه موجودي کم‌ارزش و حجابش ضد ارزش بوده است. او از حجاب چيزي جز فقر ظاهر، محبوس شدن در غل و زنجير‌هاي قديمي و سنتي برداشت نمي‌کرده و حجاب را مانعي براي پيشرفت زنان در عصر حاضر مي‌دانسته است اما از سويي دوستي وي با خانم بهجت يزدخواستي و مواجهه با زناني که در عين ايفاي نقش‌هاي مادري و همسري، در امور اجتماعي و انجمن‌هاي زنانه حضوري فعال دارند و حجاب براي آنها وراي جنبه‌هاي مادي و فراتر از موقعيت اجتماعي-سياسي ايران و نشان‌دهنده نظام ارز‌ش‌هاي آنهاست، به اين نتيجه مي‌رسد که تصاويري که رسانه‌هاي غربي و تصورات جمعي از فضاي ايران و حجاب زنان ايراني ارائه مي‌دهند، تصويري است که با واقعيت در تضاد است. پس از اين تعارض و نگاه عميق به واقعيت‌ها با همکاري خانم بهجت يزدخواستي تحقيقي را در زمينه حجاب زنان ايران آغاز مي‌کنند. کتاب «فراسوي حجاب»، نتيجه تلاش اين دو جامعه‌شناس است که توسط صفيه غايي ترجمه شده و از سوي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي در شمارگان 5000 نسخه به چاپ رسيده است. اين کتاب در دومين جشنواره کتاب دين و پژوهش‌هاي برتر که از سوي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي در سال جاري برگزار شد به عنوان پژوهش برتر در حوزه زنان انتخاب گرديد. در اين تحقيق خانم ماري کلود لوتراند اذعان مي‌کند که گذشتن از اصول فرهنگ خودي و توجه به فرهنگ ديگري و تعمق در آن، مهم‌ترين دستاورد اين تحقيق بوده است. به نظر وي «آنچه که گاه مانع توانايي درک ما از واقعيت مي‌شود و اغلب زاييده پيش‌داوري‌هاست،‌ اين است که ما «ديگري» را با يک سري عناوين و ويژگي‌ها به شيء يا جنس تبديل مي‌کنيم و واقعيت موجود زنده، آگاهي و محيط او را رها مي‌کنيم. او را في‌الحال منجمد و در زمان متوقفش مي‌کنيم: «او همين است» و «او اين‌گونه است». رويکرد اصلي نويسندگان در اين کتاب رويکرد جامعه‌شناختي است و سعي آنان بر اين بوده است که علاوه بر رويکرد جامه شناختي، حجاب را در ابعاد و سطوح مختلف آن بررسي کنند از اين رو با نگاهي عرفاني، تاريخي- مذهبي، مردم شناسي و جامعه شناسي به بررسي پديده حجاب پرداخته‌اند. کتاب در دو بخش اصلي تدوين يافته است. بخش اول رويکردي چند بعدي به حجاب را مطرح مي‌کند و پيوند حجاب با ابعاد عرفاني مسيحيت و اسلام را با تکيه بر کتاب مقدس و قرآن کريم تبيين مي‌نمايد و مفهوم حجاب، ريشه‌هاي نمادين و حتي ريشه‌هاي اسطوره‌اي پديده حجاب مورد بررسي قرار گرفته است. در اين فصل حجاب در کاربردهاي مختلف بکار مي‌رود که از آن جمله، قدم نهادن در راه سير و سلوک و شکافتن حجاب‌هاي ميان عبد و معبود، آنچه از انسان محافظت مي‌کند و روحانيتي که خداوند براي نزديک شدن انسان به او به اين عشق الهي معنا مي‌دهد.«عشق الهي منحصر به خداوند است و زن نمايان کننده اين جنبه از عشق الهي است و بايد نمايانگر جنبه انحصاري عشق الهي در ايجاد انساني باشد.» در توضيح بيشتر مفهوم حجاب،‌ نويسندگان به آثار ابن عربي و ديدگاه وي درباره زن مراجعه کرده‌اند و با تمسک به اين سخن از پيامبر (ص) که « من از دنياي شما سه چيز را دوست دارم عطر، زن و روشني چشم من در نماز است»، سعي کرده‌اند ميان حجاب، معنويت و موقعيت هستي‌شناسانه ابن عربي درباره زن ارتباط برقرار کنند. «زن در نگاه پيامبر همانند عالم براي خداست، خدايي که در وجود زنان قالب يا نرم جهان را پديدار مي‌سازد». فصل دوم از بخش اول،‌ هدف، شناخت ريشه‌هاي مردم‌شناسي برخي از تفاسير و قوانين مربوط به پوشش زنان و ارتباط مرد و زن است و اينکه چگونه اين ارتباط در فضاي خانواده، اجتماع و سياست اجرا شده است. در اين فصل عناويني از قبيل پدرسالاري و کنترل جنسيت،‌ حجاب زنان آزاد و متأهل در شرق، عادت ماهيانه- حجاب و انزواي زنانه، پوشيدگي- انزوا و حمايت از قانون چند همسري در عربستان قبل از اسلام، و ‌حجاب و رسوم ازدواج مورد بررسي قرار گرفته‌اند. مباحث اين فصل با نقد تلويحي رويکرد مردم‌شناسانه در توجيه حجاب پيگيري شده است. در اين قسمت تأکيد شده است جنسيت در پژوهش‌هاي مردم‌شناسي مرجعي است که منشأ پيدايش پدرسالاري بوده و نوع آناتومي هر يک از دو جنس، نقش‌هاي زادآوري براي زنان و کشت و زرع براي مردان را رقم مي‌زند. پدرسالاري نتيجه چنين تقسيم نقشي است. همين مسئله در ازدواج و نظام اجتماعي نيز تسري مي‌يابد. منشأ چنين تفکري در مردم‌شناسي نگاه افلاطون به زن است که ضعف زن را ناشي از ماهيت فيزيولوژيک او مي‌داند و ارسطو از جمله بزرگ‌ترين انديشمندان فيلسوف، در نهايت ماهيت وجودي مردان را در روح و ماهيت وجودي زنان را در ماده دنبال مي‌کند و نتيجه منطقي چنين تفکري به گفته لرد آينارد، تسلط مرد بر زن است زيرا روح بر جسم مسلط است و اين تسلط در انزوا، زاد و ولد، ‌حجاب،‌ نحوه لباس پوشيدن و در همه مظاهر زندگي خانوادگي و اجتماعي تأثير گذار بوده است. حجاب زنان آزاد و متأهل در شرق عنوان قسمت ديگري از فصل دوم است که در واقع مي‌توان آن را اصلاح نگرش مردمشناسانه به موضوع حجاب زنان شرقي دانست. در اين قسمت مفهوم مردم‌شناسانه حجاب در حال نزديکي و تداخل با سنت‌ها، آداب و رسومي است که خصوصاً در شرق غالب است. ادبيات قرون مختلف تمدن‌هاي شرقي، به انحاء مختلف زنان اصيل و شايسته را با حجاب نشان مي‌دهد. حجاب نشانه آزادي،‌ تأهل، شايستگي، آبرو و بي‌حجابي نشانه بردگي، روسپي بودن، ننگ و شرمساري زنان است. «بنابراين به نظر مي‌رسد که حجاب، بيشتر‌ نشانه تمايز، تشخص، برتري و اثبات توانايي زنان متأهل است نه علامت انقياد و وابستگي زن. حجابداري براي زن شوهر دار عملي مؤدبانه و روشي براي حفظ وقار اوست. بنابراين پوشيدگي زنان و حجاب‌داري در اصل، بيشتر زاييده کاربرد سنتي ثبت شده و در آداب و رسوم محلي است نه رعايت محترمانه يک دستور مذهبي.» براي مشخص کردن حجاب زنان قبل از ظهور اسلام در عربستان و بعد از بعثت پيامبر اکرم(ص) تقسيم‌بندي مختصري صورت گرفته که تحت عنوان پوشيدگي،‌ انزوا و حمايت از قانون چند همسري در عربستان قبل از اسلام در فصل دوم از بخش اول کتاب مشخص شده است. زنان در جاهليت قبل از اسلام هيچ ارزش و اعتباري نداشتند و همواره مورد ظلم و بي‌عدالتي مردان قرار مي‌گرفتند و وجودشان مثل کالا بود و مردان مي‌توانستند به صورت نامحدود همسران زيادي اختيار کنند و يا رابطه زناشويي را با زنان خود قطع کنند. اما بعد از ظهور اسلام و محدوديت ازدواج با زنان، وضع قوانين مربوط به ارث، حجاب و ... ، قبايل مختلف براي اينکه ارث قبيله در همان قبيله باقي بماند خود را به راحتي با حجاب که يک دستور الهي بود وفق دادند تا زنان را بدين وسيله بيشتر تحت کنترل خود درآورده و برخلاف دوران جاهليت نتوانند به راحتي در اجتماع حاضر شوند( زنان تا قبل از اسلام به راحتي در اجتماع حاضر مي‌شدند و بسيار اتفاق مي‌افتاد که مورد تعرض افراد مختلف قرار مي‌گرفتند). در اين قسمت نويسندگان کتاب به سخني از ژرمن تيليون استناد مي‌کنند: « توزيع و گسترش جغرافيايي حجاب و انزواي زنان تقريباً با آداب و قوانين قرآني در باب ارث زنان مرتبط است». در فصل سوم که به بررسي بعد تاريخي- مذهبي حجاب مي‌پردازد،‌ دو رويکرد برون‌ديني از نگاهي جامعه‌شناسانه و رويکردي درون ديني و در قالب الهياتي مورد بحث قرار مي‌گيرد. در اين فصل، فضاي اجتماعي و مذهبي حجاب در دين مسيحيت و دين اسلام مورد بررسي قرار گرفته است. در قسمت اول از اين فصل که به مفهوم حجاب در دين مسيح مي‌پردازد، در رساله‌هاي بر جاي مانده از پولس مقدس و ديگران، حجاب اکثراً در زمان نيايش و در حال عبادت بر زن واجب بوده است و از آنجا که زن و مرد با هم فرق دارند، زن مي‌بايست نشانه تمايز خود يعني حجاب را بر سر داشته باشد. «کلمان الکساندري»، که بعد از شرک از ايمان‌آورندگان به دين مسيح بود از حجاب، توجه خود را بر عدم جلب توجه زنان براي مردان معطوف کرده بود و در قسمتي از کتابش، بالا رفتن آستانه تحريک مردان را نتيجه دلربايي و جلب توجه کردن زنان مي‌دانست و فروتني، تواضع و سادگي و رياضت در شهوات را مي‌ستود و شهوت و اشتغال به امور دنيوي را باعث از بين رفتن و ويراني حقيقت مي‌دانست. در نگاه برخي ديگر از بزرگان دين مسيح مثل «سنت سپرين» يا «ترتوليان»،‌ حجاب به عنوان عامل حمايت و محافظت ارايه مي‌شود و نشانه‌اي از تشخص،‌ احترام و اکرام زن عفيف است. رهبانيت و باکرگي از مفاهيمي است که از زمان قرون اول مسيحي و به تقليد از حضرت مسيح (ع) و حضرت مريم(ع) در ميان برخي از زنان و مردان وجود داشته و تعارض و مخاصمه ميان ازدواج و تجرد، يک اصل ثابت و پايدار از انديشه مسيحيان صدر اول بوده است و مفهوم حجاب هم در چنين فضايي محل اختلاف ظاهري زنان قرار مي‌گرفت به اين نحو، راهبه‌هايي که خود را وقف مسيح کرده بودند، تمايل داشتند تا از زنان ديگر متمايز باشند. اما اين مسئله که همه زنان در هنگام نيايش در کليسا مي‌بايست حجاب داشته باشند تقريباً‌ عموميت داشته است. راهبه‌هاي کليساي کارتاژ با اين تفکر که حجاب مخصوص زنان شوهر دار است حجاب را معنايي کاملاً‌ شهواني مي‌دانستند. اما ترتوليان با اين تفکر مخالف بود و با ارايه چند شاهد از دستورات و احکام پولس مقدس و آيين مربوط به کشيشان، ‌قائل به پوشيده‌گي زنان و دختران بود. در قرون چهارم و پنجم ميلادي،‌ دوشيزگاني که خود را وقف کليسا مي‌کردند طي مراسمي که به ازدواج با مسيح شهرت داشت،‌ مراسم نيايش، تبرک نان و شراب و دعاي خير و مراسم حجاب و پوشش را به جا مي‌آوردند و حجاب براي راهبه‌ها،‌ سمبلي از ازدواج با مسيح بود. در پايان اين قسمت از فصل سوم، حجاب در دين مسيح، حجاب به عنوان مفهومي عرفاني،‌ اجتماعي و اخلاقي و به عنوان سمبلي براي به جا آوردن عمل مذهبي و اخلاقي براي راهبه يا خواهر روحاني معرفي مي‌شود. قسمت ديگري از فصل سوم،‌ به حجاب در اسلام اختصاص دارد. در اين قسمت دو رويکرد درون‌ديني که بر پايه وحي الهي است و رويکردي برون‌ديني از نگاهي جامعه شناسانه بررسي شده است. در بيان ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسانه،‌ ابتدا ديدگاه فاطمه مرنيسي،‌ جامعه‌شناس مراکشي درباره موقعيت اجتماعي زمان پيامبر و عکس‌العمل خليفه دوم به عنوان شخصيت نزديک به پيامبر، درباره حجاب مطرح شده است. مرنيسي حجاب را ناشي از مشکلاتي مي‌داند که پيامبر تحت تأثير فشارهاي عمر،‌ به عنوان نماينده مرد مسلط در آن زمان به هدف محدود کردن زنان،‌ مجبور به پذيرش آن مي‌شود؛ اما نويسندگان کتاب با نقد ديدگاه‌هاي فاطمه مرنيسي، اين مسئله را با عدالتخواهي و عصمت پيامبر در تضاد ديده و اضافه مي‌کنند که هدف از وجوب حجاب، بهره‌گيري فرصت طلبانه به عنوان يک معضل اجتماعي آن زمان نبوده است از طرفي زير سئوال بردن شخصيت و سنت پيامبر به عنوان شخصيتي معصوم و تحت حمايت الهي بودن وي خطاست. در توضيح بيشتر اين مطلب، با طرح اين سئوال که آيا حجاب بيشتر از آنکه نتيجه وحي باشد، معلول آداب و رسوم بوده است؟ پاسخ‌هايي از افراد مختلف، مثل قاسم امين در کتاب «آزادي زن»،‌ فاطمه مرنيسي در کتاب «حرمسراي سياسي- پيامبر و زنان» و عبدالوهاب بوحديبا نقل شده است که حاکي از آن است که عدم آزادي و عدالتخواهي در مورد زن و مرد با روح اسلام ناسازگار است و اين مسايل معلول تحريفات تاريخي است که به اسلام نسبت داده شده است و از آنجا که احکام اسلامي با آداب و رسوم جاهلي آن دوره در تناقض بوده است،‌ ساختارهاي اجتماعي،‌ اقتصادي که فرهنگ‌ها را شکل مي‌داده‌اند از اسلام به جاي تفکر تکاملي جنسيت‌ها،‌ ايده سلسله مراتبي جنس‌ها را اتخاذ کرده‌اند و همين رسم اسلام را تغيير داده و آن‌را تحريف کرده است. اما در مقابل تفکرات ذکر شده در بالا، منصور فهمي از نگاهي کاملاً‌ جامعه‌شناسانه، احکام مربوط به اجبار حجاب را بيشتر معلول آداب و رسوم و حجاب را ابزاري براي حمايت از چند همسري معرفي مي‌کند. اما نويسندگان کتاب، حجاب را داراي معنايي عميق مي‌دانند که يکي از مفاهيم کليدي تمدن اسلامي است و نمي‌تواند تنها در ديدگاه‌ مقتضيات و آداب و رسوم وارد شود. در فصل دوم از اين بخش نيز با برشمردن آيات حجاب، مواردي را که مي‌توان از اين آيات در مورد غريزه جنسي و رابطه آن با حجاب،‌ نکاح، مرزهاي ارتباط و مفاهيمي چون ناموس و غيرت استنباط کرد بيان شده است. بخش دوم داراي دو فصل است. فصل اول که با عنوان رويکردي مفهومي مشخص شده، به فضاي عرفاني – مذهبي شيعه دوازده امامي و فضاي تاريخي سياسي ايران در قرن بيستم مي‌پردازد. در اين فصل، اصول و منابع شيعه دوازده امامي- فروع دين و تفاوت در نقل حديث در مذهب تشيع و تسنن برشمرده شده، امامت و ولايت و ظهور امام غايب و رسالت نبوت که هدايت و ارشاد است، مورد بررسي قرار گرفته است و با تقسيم امامت و ولايت به ظاهري و باطني، سعي در برقراري ارتباط ميان اين مفاهيم با ظاهر و باطن پوشش زنان در ايران شده است. در قسمت‌هاي ديگر، درباره حجاب در زمان ساسانيان و مراسم ازدواج زرتشتيان توضيحات مختصري داده شده است. حجاب در ايران اسلامي و شکل آن عناوين قسمت‌هاي ديگري از اين فصل هستند که در آن فضاي تاريخي سياسي ايران در قرن بيستم در سلسله پهلوي؛ انقلاب و ظهور چادر به عنوان سمبل وحدت انقلابي و مبارزه عليه سلطنت طلبي؛ جمهوري اسلامي و تعهد زنان به حجاب و مشارکت آن‌ها در فضاي مختلف اجتماعي فرهنگي و سياسي و جايگاه آنان در جمهوري اسلامي مورد بررسي قرار گرفته است . فصل دوم از بخش دوم به رويکرد جامعه‌شناسي اختصاص دارد. اين فصل داراي چهار قسمت است که عبارتند از: خصيصه‌هاي چندگانه حجاب، خرده‌فرهنگ‌هاي مختلف، شرايط اجتماعي و نسلي و جهان‌بيني خرده‌فرهنگ‌ها وتغييرات اجتماعي در ايران. در اين فصل، خرده‌فرهنگ‌هايي که در ايران و ديدگاهي که هر يک از اين خرده‌فرهنگ‌ها نسبت به حجاب دارند توضيح داده شده است. اين خرده‌فرهنگ‌ها عبارتند از خرده‌فرهنگ فردگرا، مصلحت‌گرا، متغير، تطبيق‌گراي پارسا و خرده فرهنگ افراط گرا. هر يک از اين خرده‌فرهنگ‌ها بر اساس نگاهي که به مقوله حجاب دارند، تقسيم‌بندي شده‌اند. اين فصل، به نتايج پژوهش پيمايشي نويسندگان اين اثر در ايران اختصاص دارد. بعد جامعه‌شناسي مفهوم و کاربرد حجاب در فضاي اجتماعي خاص يعني جامعه زنان ايران در اصفهان، به منظور بررسي رويکرد تجربي زندگي زنان ايراني و تطبيق تعابير و مصاديق ناشي از مفهوم اصل قرآني حجاب مثل«محرم» و «نامحرم»، حوزه «عمومي_ خصوصي» و «ظاهر- باطن» از مهم‌ترين مباحث اين فصل هستند. در اين پيمايش، فاکتورهايي از قبيل: تأهل، سن، تحصيلات و موقعيت اجتماعي و شرايط مکاني و زماني در رابطه با تأثير اين فاکتورها بر حجاب فرد مورد توجه قرار گرفته است و همچنين مدل‌هاي جهان‌بيني‌هايي که مبناي اين خرده‌فرهنگ‌هاي متفاوت هستند شناسايي شده‌ است. از آنجا که حجابي که در جامعه ايراني متداول است، اعم از حجاب‌هاي کامل يا حجاب‌هاي اجباري، نقش هويت زنانه و هنجارهاي اجتماعي که ناشي از قوانين، دين، سنت و... هستند به خوبي در ميان زنان ايران مشاهده مي‌شود حتي کساني که حجاب را نوعي سلب آزادي مي‌دانند، بر اساس تطبيق خود با جامعه و فرهنگ غالب، حداقل حجاب براي خود را رعايت مي‌کنند. در اين قسمت، نقش دين و هنجارهاي اجتماعي و سنت‌هاي غالب در فرهنگ ايراني توضيح داده شده است. خصوصاً در بخشي که حجاب را از منظري ديني بررسي مي‌کند رابطه حجاب در دين و مذهب را با فاکتورهاي جامعه‌شناسانه تطبيق داده و به نتيجه‌گيري مي‌پردازد. در اين تحقيق که با موضوعي محوري به نام «ديگري»، انجام مي‌شود، بر نگاهي گسترده و وسيع به فرهنگ، عقايد، قوانين و هنجارهاي «ديگري» تأکيد مي‌کند و معتقد است که نتيجه‌اي که در اين ميان رخ مي‌دهد، علاوه بر آشنا شدن با فرهنگ و هنجار و عقايد ديگري، راه بر فردگرايي‌اي که غرب داعيه‌دار آن است بسته و زمينه براي گفتگوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و اديان فراهم مي‌شود و اتفاقا ًمواجهه با «ديگري»، به همراه رابطه ديالکتيکي که بين دو فرد،‌ دو جامعه و دو فرهنگ رخ مي‌دهد، عاقبت به يک‌ نوع رجوع به خويش و بازيابي هويت خويش منجر خواهد شد. ضمن تقدير از تلاش‌هاي اين دو نويسنده ارجمند در تأليف اين کتاب و روشن کردن ابعاد مختلفي از پديده حجاب، و با توجه به اينکه رويکرد نويسندگان به بحث حجاب رويکردي است که در پي شناسايي حجاب از يک سو و شناساندن آن در جوامعي چون ايران به جامعه غربي است در پايان نکاتي به نظر مي‌رسد که در ادامه خواهد آمد. 1- نکته اول اينکه نويسندگان محترم در بخشي که به معارف عرفاني اسلام و مسيحيت اختصاص دارد ميان مفهوم حجاب در عرفان و حجاب، به عنوان پوشش زنان خلط کرده‌اند به اين شکل که لفظ حجاب در عرفان، رابطه آن با زن و عشق الهي در مقايسه با مفهوم فقهي حجاب را مبناي مطالعه خود قرار داده‌اند. در اين رابطه نکاتي که لازم به ذکر است بيان مي‌گردد: در صدر اسلام به پوشش زنان، ستر گفته مي‌شد و در هيچ يک از آياتي که بيانگر حکم پوشش و توصيه به رعايت آن هستند نيز کلمه حجاب به کار نرفته است. کلمه حجاب به معناي پوشش و پشت پرده واقع شدن است و کم کم به معناي پوشش زنان به معنايي که ستر خوانده مي‌شد به کار رفت. حجاب در عرفان به معناي موانعي است که حائل ميان خداوند و بنده است و شهود پروردگار و مقام قرب او بواسطه دريدن حجاب‌هايي است که انسان در طي طريق سير و سلوک،‌ کم‌کم آن‌ها را از جلوي راه برداشته و با مجاهدت و جهاد با نفس و مبارزه با رذائل اخلاقي به جايگاهي مي‌رسد که مي‌تواند اين حجاب‌ها را از ميان برداشته و به مقام قرب الهي نائل شود. حجاب به معناي پوشش يا اصطلاحي که در طي زمان و با سيري زبان‌شناختي و لفظي از کلمه ستر به کلمه حجاب تبديل شده است با حجاب در عرفان متفاوت است و از آنجا که نمي‌توان ميان آن دو ارتباط وثيقي برقرار ساخت،‌ نويسندگان محترم، پاي زن در عرفان را هم وسط کشيده‌اند و با بيان شواهدي در عرفان در باب زن،‌ سعي کرده‌اند ميان پوشش، زن و حجاب به معناي عرفاني ارتباطي بيابند که البته توفيقي هم به دست نياورده‌اند. از اين رو مناسبتي ميان حجاب به معناي اصطلاحي پوشش و حجابي که در عرفان بکار مي‌رود وجود ندارد. تنها در انتهاي فصل سوم از کتاب،‌ معناي عرفاني حجاب و ارتباط آن با خلقت زن به گونه بهتري تبيين شده است که بهتر بود اين مطلب در همان فصل مربوط به خود آورده مي‌شد. 2- از سوي ديگر، اين پيش فرض که چون زن تجلي وجود خداوند است، پس حجاب براي او الزامي است، قابل نقد است زيرا در اين‌صورت مي‌بايست هميشه داراي حجاب باشد، اما اين‌گونه نيست که زن هميشه بايد با حجاب باشد زيرا در قرآن، موارد حجاب به طور کاملاً‌ مشخص و واضح برشمرده شده است و افرادي که زن مي‌تواند در برابر آنها حجاب نداشته باشد، کاملاً‌ مشخص شده‌اند. 3- عرفان اسلامي، آن‌هم بنا بر قرائت ابن‌عربي، يکي از حوزه‌هاي معرفت بشري است که تلاش مي‌کند، از منظر خود، نظام معرفتي سازواري درباره آموزه‌هاي ديني ارائه کند. با مباني چنين نظامي نمي‌توان احکام فقهي خاص را که از اصالت ديني و معرفتي بيشتري برخوردار است توجيه کرد. 4- در بخش اول، حجاب در متون ديني مسيحي نيز بررسي شده است اما از آن‌جا که حجاب در متون قديمي به معناي پرده نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفته است، نويسندگان سعي داشته‌اند تا در کتاب انجيل نيز به کلماتي که در بردارنده همين معناست( به طور مثال پرده) تمسک جويند که ارتباط دادن اين موارد؛ مثلاً پاره شدن پرده معبد اورشليم همزمان با به صليب کشيده شدن حضرت مسيح، با بحث پوشش زنان چندان مناسب نمي‌نمايد. 5- در فصل سوم از بخش اول در بخشي که به حجاب در اسلام اختصاص دارد، نويسندگان در مقابل ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسانه برخي جامعه‌شناسان مسلمان، با آوردن دلايلي،‌ حجاب را معلول آداب و رسوم نمي‌دانند و اين تفکر که منشأ حجاب آداب و رسوم زمان پيامبر بوده است را رد مي‌کنند اما در نهايت ترديد خود را در مطلق بودن حکم حجاب را با سئوالي به اين شکل مطرح مي‌کنند که «درک حجاب در اسلام نمي‌تواند در رويارويي و مقايسه‌‌هاي جامعه‌شناسانه، تاريخي و عرفاني و معنوي تقسيم‌بندي ‌شود. با مقايسه‌اي که همواره در بطن خود اين سئوال را در بردارد که آيا حجاب زن در اسلام امري مطلق است يا جز مقتضيات زمانه و جامعه نيست؟» در صورتيکه در قسمتي که به تحليل و نقد نگاه‌هاي جامعه‌شناختي مي‌پردازند اذعان دارند که حجاب نتيجه و دستاورد حمايت از همسران پيامبر و زنان مؤمني است که مورد مزاحمت و آزار و اذيت قرار مي‌گرفته‌اند و همچنين کارکرد جنسي آن مورد توجه نويسندگان بوده است. در بيان فلسفه حجاب هم، همين نکته مطرح مي‌شود که حجاب، وسيله‌اي است که زنان و دختران بوسيله آن از نگاه‌ها و مزاحمت‌هاي احتمالي مصون مي‌مانند و اين فلسفه،‌ فلسفه‌اي هميشگي براي حجاب است تا زماني که جنس و تفاوت‌هاي جنسي وجود دارد،‌ اين فلسفه هم براي حجاب محفوظ است. بنابراين جايي براي ترديد نمي‌ماند که حکم وحياني حجاب، پديده‌اي نيست که تابع شرايط و مقتضيات زمانه باشد. 7- نکته‌اي که درباره فصل اول از بخش دوم به نظر مي‌رسد اين است که اگر چه اين فصل اطلاعات مفيدي در مورد مذهب تشيع و مباني آن در اختيار خواننده قرار مي‌دهد؛ اما نمي‌تواند ارتباط وثيقي ميان حجاب و موضوع اين بخش برقرار کند و همچنان مشکل اشتراک لفظي‌اي که در بخش اول وجود داشت در اين بخش هم تکرار شده است. 8- اگر چه حجاب به عنوان يک دستور الهي در يک فصل به طور خلاصه بيان شده است اما در جاي جاي کتاب، اين پديده تنها از منظر جامعه شناسي و مردم شناسي مورد بحث قرار گرفته و نه به عنوان پديده‌اي برآمده از دين و دستورات الهي. لذا تطورات و تغييرات حجاب در جوامع مختلف و چگونگي حجاب زنان در فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها، از حجاب تصويري عرفي عرضه مي‌کند که حداقل‌هاي آن در همه جوامع وجود داشته و همان‌گونه که در طول اعصار به طرق و تحت شرايط مختلف تغيير يافته، در آينده هم بر اثر شرايط پيش‌بيني نشده، موضوع تغيير سلايق مختلف قرار خواهد گرفت. حجاب به معناي عرفي آن را نمي‌توان به عنوان ارزشي برآمده از يک ايدئولوژي دانست چرا که از آغاز زندگي بشر، انسان به انحاء و انگيزه‌هاي مختلف از جمله زيبايي، شرايط جغرافيايي، سياست حکومت‌ها و ...از حجاب استفاده مي‌کرده است و اگر چه به مرور زمان فرهنگ‌ها و طريقه زندگي افراد،‌ پوشش‌هاي مختلف را ايجاب مي‌کرده‌اند ولي در پشت همه دستورات الهي درباره حجاب تفکر و فلسفه‌اي است که از جانب خداي حکيم براي همه و بيشتر براي زنان الزام‌آور شده است. نگاه عرفي به حجاب، آن را از حالت تکليف‌گرايانه بيرون آورده و تابع شرايط زمان و مکان مي‌کند در صورتيکه، در دين اسلام حجاب داراي فلسفه‌ايست که برخي از دلايل وجوب آن عبارتند از: تقويت امنيت اجتماعي زنان، افزايش آرامش رواني در جامعه، ‌حمايت از خانواده در کارکرد جنسي و .... که نمي‌توان اين کارکردها را از زمان و جامعه‌اي حذف کرد تا بتوان حجاب را تابعي از مقتضيات زمانه دانست


برچسب‌ها: حجاب, شريعت, جامعه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 19:16  توسط مجتبی  | 

 


برچسب‌ها: بی حجابی, حجاب, باحجاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 19:11  توسط مجتبی  | 
امروز 21 تیر ماه است ! 


  21 تیر ماه روز حجاب و عفاف


ببینم این خواص مملکت جمهوری اسلامی ایران  برای این مهم چیکار می کنن ! 


                         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 23:55  توسط مجتبی  | 
دانلود فیلم از سایت اپارات

آموزش دانلود از سایت آپارات


برچسب‌ها: اموزش دانلود از سایت اپارات, دانلود فیلم از سایت اپارات
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 18:36  توسط مجتبی  | 

چون قدم بر خاک خونين داشتی

 

بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

 

زهر عشق حق به حمد آميختی

 

در رکوعت می به ساغر ريختی

 

قبله ی تو عشق و مستی، قتلگاه

 

اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه

 

گويمت از هفت رنگان مو به مو

 

خرقه پوشان دغل کار دو رو

 

سجده بر پست و رياست می کنيم

 

با خدا هم ما سياست می کنيم

 

کو نشانی که شما اهل دليد

 

جملگی تان بر نماز باطليد

 

می چکد شک بر سر سجاده‌ها

 

وای از روزی که افتد پرده‌ها

 

ما خدايان زيادی ساختيم

 

مال مردم را به خود پرداختيم

 

چون قدم بر خاک خونين داشتی

 

بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

 

زهر عشق حق به حمد آميختی

 

در رکوعت می به ساغر ريختی

 

شير حق برخيز وقت کار شد

 

بر سر نی رفتنت انکار شد

 

کاخ ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز

صد رکعت تزوير دارد هر نماز

سجده در مسجد حسينا مشکل است

 

اين بنا از دل نباشد، از گل است

 

اين خصان با مال مردم زند‌ه اند

 

جملگی اندر نماز و سجده‌اند

 

دم ز راه و رسم سلمان می زنيم

 

لاف اسلام و مسلمان می زنيم

 

کاشکی از نسل سلمان می شديم

 

لحظه ای يک دم مسلمان می شديم

 

سجده بر پست و رياست می کنيم

 

با خدا هم ما سياست می کنيم

 

کو نشانی که شما اهل دليد

 

جملگی تان بر نماز باطليد

 

می چکد شک بر سر سجاده‌ها

 

وای از روزی که افتد پرده‌ها

 

ما خدايان زيادی ساختيم

 

مال مردم را به خود پرداختيم

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 10:16  توسط مجتبی  | 
 
با سلام خدمت دوستان !
 
شعر در مورد حجاب
شعر در مورد بی حجابی
 
 
 

روزگاری شهر ما ویران نبود

دین فر وشی اینقدر ارزان نبود

صحبت از موسیقی عرفان بود

هیچ صوتی بهتر از قران نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود

رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب حیا غر تی نبود

خانه فرهنگ کنسرتی نبود

مرجعیت مظهر تکریم بود

حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری

ان هم از لوث قرائت ها بری

وای که در سالهای سیاه دوهزار

کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل

پر شد از فیلم های مبتذل

پشت پا بر دین زدن ازادگیست

حرف حق گفتن عقب افتادگیست

آخر ای پرده نشین فاطمه

تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر ها همه معروف شد

کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه گیران باز شد

دشمنی با نائبش اغاز شد

بی تو دلهامان به جان امد بیا

کاردها بر استخوان امد بیا

گوش کن اینک نوای جنگ را

قصه ای از شهر بعد از جنگ را

قصه ای پرسوز تاب و التهاب

قصه ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه شهری که غرق درد بود

اتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب های خیبر یاد داشت

رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درون سینه داشت

با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت

صد هزاران عاشق سرمست داشت

ناگهان این شهر ما بی درد شد

اتش غیرت درونش سرد شد

حال راز ها در شهر قصه چپ شده

پوشش خاکی لباس رپ شده

دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست

دیگر ان حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت شکن

خیز و بنگر فتنه های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته اند

غرق در نسیان مردم گشته اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ

یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد

ناله مهدی بیایت پس چه شد

ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟

کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید

درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما ان سوی آتش رفتگان

ای شما اغئش لیلا خفته گان

بنگرید این لکه های ننگ را

فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد

راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته مردم ریایی شدند

و بر خی دگر شیمیایی شدند

نه ان شیمایی که در جنگ بود بود

نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنن

و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که یادی زبن می کنن

فضا را پر از ادکلن می کنن

همانانی که در بی حجابی تکند

سزاوار یک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک می شوند

و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که مهارن کجاست

شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟

از اینها بپرسید همت کیست ؟

از این ها بپرسید باکری که بود ؟

این از این ها بپرسید که بابایی که بود

رجایی حسنپور اللهیاری که بود

کسی فکر گلهای این باغ نیست

کسی مثل ان روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند

و یک شب از این رو به ان رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت

رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم

در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم

نگاهی به قبرشهیدان کنیم

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 10:7  توسط مجتبی  | 
 
با سلام خدمت دوستان !
 
شعر در مورد حجاب
شعر در مورد بی حجابی
 
 
 

روزگاری شهر ما ویران نبود

دین فر وشی اینقدر ارزان نبود

صحبت از موسیقی عرفان بود

هیچ صوتی بهتر از قران نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود

رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب حیا غر تی نبود

خانه فرهنگ کنسرتی نبود

مرجعیت مظهر تکریم بود

حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری

ان هم از لوث قرائت ها بری

وای که در سالهای سیاه دوهزار

کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل

پر شد از فیلم های مبتذل

پشت پا بر دین زدن ازادگیست

حرف حق گفتن عقب افتادگیست

آخر ای پرده نشین فاطمه

تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر ها همه معروف شد

کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه گیران باز شد

دشمنی با نائبش اغاز شد

بی تو دلهامان به جان امد بیا

کاردها بر استخوان امد بیا

گوش کن اینک نوای جنگ را

قصه ای از شهر بعد از جنگ را

قصه ای پرسوز تاب و التهاب

قصه ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه شهری که غرق درد بود

اتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب های خیبر یاد داشت

رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درون سینه داشت

با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت

صد هزاران عاشق سرمست داشت

ناگهان این شهر ما بی درد شد

اتش غیرت درونش سرد شد

حال راز ها در شهر قصه چپ شده

پوشش خاکی لباس رپ شده

دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست

دیگر ان حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت شکن

خیز و بنگر فتنه های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته اند

غرق در نسیان مردم گشته اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ

یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد

ناله مهدی بیایت پس چه شد

ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟

کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید

درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما ان سوی آتش رفتگان

ای شما اغئش لیلا خفته گان

بنگرید این لکه های ننگ را

فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد

راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته مردم ریایی شدند

و بر خی دگر شیمیایی شدند

نه ان شیمایی که در جنگ بود بود

نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنن

و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که یادی زبن می کنن

فضا را پر از ادکلن می کنن

همانانی که در بی حجابی تکند

سزاوار یک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک می شوند

و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که مهارن کجاست

شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟

از اینها بپرسید همت کیست ؟

از این ها بپرسید باکری که بود ؟

این از این ها بپرسید که بابایی که بود

رجایی حسنپور اللهیاری که بود

کسی فکر گلهای این باغ نیست

کسی مثل ان روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند

و یک شب از این رو به ان رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت

رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم

در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم

نگاهی به قبرشهیدان کنیم

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 10:7  توسط مجتبی  | 

  جنگ نرم در بيانات رهبر معظم انقلاب  

 

*دستگاه استکبار فقط ایالات متحده امریکا نیست یا فلان رئیس جمهور و فلان دولت امریکا یا فلان کشور اروپایی نیست ، دستگاه استکبار یک شبکه عظیم تری است که شامل اینهاست، شبکه ی صهیونیستی هست، شبکه تجار بین المللی هست، مراکز پولی عظیم دنیا هست، اینها هستند که مسائل سیاسی دنیا را دارند طراحی می کنند، دولتها را اینها می آورند، اینها می برند. این مجموعه که تویش دولت ایالات متحده هست، دولتهای اروپایی هستند، خیلی از این نفتخوارهای ثروتمند منطقه ی خودمان هستند. (4/6/88-دیدار با دانشجویان)

* جنگ نرم راست است، این یک واقعیت است ، یعنی الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمی زنم ، من از بعد از جنگ – از سال 67- همیشه این را گفته ام، بارها و بارها. علت این است که من صحنه را می بینم ، چه بکنم اگر کسی نمی بیند؟! چه کار کند انسان؟!  من دارم می بینم صحنه را ، می‌بینم تجهیز را ، می بینم صف آرایی ها را، می بینم دهانهای باحقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه ی این آرمانها و علیه همه ی آن کسانی که به این حرکت دل بسته اند را ، این ها را انسان دارد می بیند.(14/6/88-دیدار با شعرا)

* امروز دشمن بیشترین همت خود را روی تهاجم فرهنگی گذاشته است... مثل جنگ نظامی ، چشم ها را باید باز کرد و صحنه را شناخت... اگر ندانید که دشمن کار می کند یا از آن که می داند فرمان نبرید ... پشت سرش شکست است. (12 اردیبهشت1369)

* من یک وقت گفتم اینها دارند «شبیخون فرهنگی» می زنند. این راست است و خدا می داند که راست است . بعضی نمی فهمند یعنی صحنه را نمی بینند... حالا دشمن دارد از جوانهای ما انتقامش را می گیرد. انتقامش چیست؟ انتقام او این است که جوانهای ما را به لذات و شهوات سرگرم کند. (15اردیبهشت 75)

* باید جبهه فرهنگی به وجود بیاید . «سنگرهای فرهنگی» باید به وجود بیاید. همه باید کار کنند و امروز روزکار است (8 مرداد 1372)

* الان یک کارزار فکری و فرهنگی و سیاسی در جریان است ... کم هم نیستند «قلم به مزدها» و «فرهنگهای دین و دل باخته» و نشته پای بساط فساد استکبار ... که برای مقاصد استکبار قلم هم بردارند، شعر هم بگویند ، کار هم بکنند...  (12 ارديبهشت 69)

* من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم. اول: جنگ روانی، دوم: جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی... جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی مرعوب کردن است. کی را می خواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمی شوند... مسئولان را، شخصیت های سیاسی را، به قول معروف؟؟؟ نخبگان را ، اینها را می خواهند مرعوب کنند... اراده عمومی را می خواهند تضعیف کنند. (1/1/86- حرم مطهر امام رضا(ع) )

* یک بخش از جنگ روانی دشمن دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومی، مذهبی - شیعه و سنی- اختلافات جناحی، اختلافات صنفی را ترویج می کنند. در داخل مزدوران ایادی ای هم دارند که مقاصد آنها را در اینجا به شکلهای گوناگون عمل می کنند. اینها « شایعه پراکنی» می‌کنند.  (1/1/86 حرم مطهر امام رضا(ع) )

* همیشه دشمنان بیرونی ملت ایران سعی کرده اند این میکروبها را درون جامعه ایرانی رسوخ دهند: « شما نمی توانید»، « شما قادر نیستید»، «آینده تان تاریک است»، « افقتان تیره است»، «بیچاره شدید» ، «پدرتان در آمد». سعی این بوده است که ملت ما را نا امید، کسل، بی اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بیگانه بار بیاورند. (1/1/86-حرم مطهر امام رضا(ع) )


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 11:30  توسط مجتبی  | 


اهانت دوباره شبکه من و تو به مقدسات و اعتقادات ایرانیان


شبکه من و تو که بارها پوشش زنان ایرانی را مورد تمسخر قرار داده است این بار ضمن لچک خواندن حجاب، با القای اینکه داشتن حجاب نجابت نیست به این حکم الهی توهین کرد.به گزارش جهان به نقل از جام نیوز، در یکی از برنامه های طنز شبکه من و تو که در قالب مسابقه خوانندگی پخش می شود، مردی که در نقش یک زن و به عنوان شرکت کننده ای از ایران و با پوشش روسری در این مسابقه شرکت کرده بود، مورد اعتراض داور مسابقه قرار گرفت.

داور مسابقه با اشعاری سخیف، نوع پوشش این شرکت کننده را مورد تمسخر قرار داد و خطاب به این شرکت کننده از وی خواست تا خودش را پشت چادر و حجاب نپوشاند.


داور این مسابقه در اشعار خود با توهین هایی زشت به حجاب اسلامی، ضمن «لچک» خواندن روسری، این شرکت کننده را به کشف حجاب و دورانداختن روسری تشویق کرد و از او خواست در برابر قانون حجاب جمهوری اسلامی مقاومت کند و زیربار اجرای این قانون نرود.


شایان ذکر است درحالی این شبکه با لچک خواندن حجاب، پوشش زنان ایران را به سخره می گیرد که چندی پیش، من و تو در یکی از برنامه های خود ضمن تمسخر زنان محجبه ایرانی، آن ها را گونی پوش لقب داد.


گفتنی است شبکه من وتو که به دلیل ترس از دست دادن مخاطبانش، در ابتدا باورهای مردم ایران را غیرمستقیم به سخره می گرفت، اخیرا با کنار رفتن اهداف پشت پرده اش ساختارشکنی هایش را افزایش داده است.





برچسب‌ها: شبکه من و تو, حجاب و ماهواره ماهواره و بی حجابی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 10:23  توسط مجتبی  | 
مشتی خاک به درگاه خداوند متعال
برچسب‌ها: سنگ قبر سنگ قبر شهدا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:47  توسط مجتبی  | 

 

روزگاری شهر ما ویران نبود ............دین فر وشی اینقدر ارزان نبود    

صحبت از موسیقی عرفان بود..............هیچ صوتی بهتر از قران نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب حیا غر تی نبود ...................... خانه فرهنگ کنسرتی نبود

مرجعیت مظهر تکریم بود .......................حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری............ ان هم از لوث قرائت ها بری

وای که در سالهای سیاه دوهزار................کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل.............................پر شد از فیلم های مبتذل

پشت پا بر دین زدن ازادگیست ........... حرف حق گفتن عقب افتادگیست

آخر ای پرده نشین فاطمه.......................... تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر ها همه معروف شد ..........کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه گیران باز شد.................. دشمنی با نائبش اغاز شد

بی تو دلهامان به جان امد بیا.................... کاردها بر استخوان امد بیا

گوش کن اینک نوای جنگ را ........... قصه ای از شهر بعد از جنگ را

قصه ای پرسوز تاب و التهاب.............. قصه ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه شهری که غرق درد بود.................. اتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب های خیبر یاد داشت............. رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درون سینه داشت........... با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت...... صد هزاران عاشق سرمست داشت

ناگهان این شهر ما بی درد شد ................. اتش غیرت درونش سرد شد

حال راز ها در شهر قصه چپ شده.......... .... پوشش خاکی لباس رپ شده

دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست.......... دیگر ان حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت شکن ...................خیز و بنگر فتنه های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته اند............... غرق در نسیان مردم گشته اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟................ یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد ............ ناله مهدی بیایت پس چه شد

ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟................. کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید..................... درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما ان سوی آتش رفتگان................... ای شما اغئش لیلا خفته گان

بنگرید این لکه های ننگ را.................... فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد.................. راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته مردم ریایی شدند.......................... و بر خی دگر شیمیایی شدند

نه ان شیمایی که در جنگ بود بود............. نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنن......................... و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که یادی زبن می کنن....................... فضا را پر از ادکلن می کنن

همانانی که در بی حجابی تکند........................ سزاوار یک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک می شوند..................... و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که مهارن کجاست....... شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟

از اینها بپرسید همت کیست ؟................ از این ها بپرسید باکری که بود ؟

این از این ها بپرسید که بابایی که بود...... رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟

کسی فکر گلهای این باغ نیست................ کسی مثل ان روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند................. و یک شب از این رو به ان رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت......................... رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم........................... در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم................................... نگاهی به قبرشهیدان کنیم

 

 


برچسب‌ها: شعر در مورد حجاب شعر و حجاب بی حجابی و شعر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:36  توسط مجتبی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 23:2  توسط مجتبی  | 

صدا و سیما به دنبال تخریب حریم عفاف و حجاب

اکثر مردم و مسئولان کشور بر این موضوع تأکید دارند که چادر حجاب برتر است اما سال‌هاست که این اعتقاد در ذهن‌ها رنگ باخته و در سایه تناقض میان گفتار مسئولان با رفتارشان شأن چادر در جامعه در حال کمرنگ شدن است و در این میان انگشت اتهام بیشتر به سوی سینمای اسلامی سال‌های پس از انقلاب و رسانه ملی نشانه رفته است، به گونه‌ای که سینما و رسانه ملی متهمان اصلی شکسته شدن حریم عفاف در جامعه به شمار می‌روند.

آرو و لوگو صدا و سیما ، حجاب

مشاهده روابط دوستانه میان دختر و پسر و شوخی‌های بدون حد و مرز زن و مرد نامحرم با یکدیگر در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی برای مخاطب به یک امر عادی تبدیل شده است به گونه‌ای که ارزش‌ها تحت تأثیر این نوع از برنامه‌ها در حال تغییر هستند یعنی ارتباط دوستانه دختر و پسر و شکسته شدن حریم عفاف در روابط میان زن و مرد به موضوعی قابل قبول در میان خانواده‌های ایرانی تبدیل شده است.

سینما در تخریب حجاب و عفاف کمر همت را سفت بسته و در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند. در سال‌های پیش از انقلاب وضع نامناسب سینما و ارتباط نادرست میان زن و مرد در فیلم‌ها بر هیچ کس پوشیده نبود اما با پیروزی انقلاب اسلامی سینمای کشور دچار تحول شد و در راستای تولید آثار فاخر و ارزشمند حرکت کرد.

پس از گذشت سال‌ها از پیروزی انقلاب اسلامی سینمای ایران که عنوان «اسلامی» را با خود به یدک می‌کشد، از مسیر اصلی خود دچار انحراف شد و با نفوذ برخی افراد به داخل سینما متأسفانه شاهد وضع اسف‌بار آن هستیم؛ به گونه‌ای که تخریب چادر در سینما به یک روال طبیعی تبدیل شده است.

از سینما باید گذشت چرا که با وضعیت در پیش گرفته به سینمای هالیوود شباهت بیشتری دارد اما انتظارها از رسانه ملی بسیار بیشتر از سینماست؛ در صدا و سیما به شدت سینما شاهد تخریب چادر نیستیم اما مشکلی که رسانه ملی با آن درگیر است، عدم وجود عفاف در برخی از برنامه‌های تولیدی است؛ به گونه‌ای که برخی مجریان با پوشش مناسب مقابل دوربین حضور می‌یابند اما رفتارشان به هیچ عنوان متناسب با نوع پوششان نیست.

در برنامه‌های رادیو نیز شوخی میان مجریان زن و مرد به یک روال طبیعی تبدیل شده است به گونه‌ای که حریم میان مرد و زن برای برخی مجریان رادیو معنایی نداشته و گاه با شوخی‌های خارج از عرف به کمرنگ شدن عفاف در جامعه دامن می‌زنند.

حضرت امام خمینی (ره) درباره اهمیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی می‌فرماید: «صدا و سیما باید دانشگاهی عمومی برای هدایت و تربیت مردم باشد یعنی دانشگاهی که در سطح کشور گسترده است و باید به اندازه‌ای که می‌شود، از آن استفاده کرد. رادیو و تلویزیون، بنگاهی است که از تمام رسانه‌های گروهی مهم‌تر است و تقریباً در تمام دهات و شهرستان‌ها عمومی شده است. رادیو و تلویزیون باید اصلاح و متحول شود.»

از صدا و سیما که باید به عنوان یک دانشگاه عمومی فعالیت کند، انتظار می‌رود تا با تولید برنامه‌های مناسب به حفظ عفت در جامعه کمک کند اما هم‌اکنون وضعیت دیگری در صدا و سیما حاکم است و برخی از فیلم‌ها و برنامه‌ها به ویژه تولیدات رادیویی به وضوح عفاف را زیر پا می‌گذارند یعنی شوخی‌های بیش از حد مجریان با یکدیگر که عمدتاً با هدف شاد اجرا کردن برنامه صورت می‌گیرد، ارزش‌های متفاوتی را به جامعه منتقل می‌کند.

به جرئت می‌توان گفت رادیو، تلویزیون و سینما در حال رواج عرف و ارزش‌های جدیدی به جامعه هستند که با ارزش‌های مقبول گذشته به شدت در تضاد است.


برچسب‌ها: صدا و سیما به دنبال تخریب حریم عفاف و حجاب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:46  توسط مجتبی  | 
سلام علیکم 


مطلبی که مورد خطاب بنده است ،  حجاب بازیگران مرد و زن سینمای  جمهوری اسلامی ایران است . 


..... یک مدت پیش سخنرانی گوش می دادم  از جناب اقای دکتر  حسن رحیم‌پور ازغدی ! 

( می تونین از سایت ویکی  پدیا در موردشون تحقیق کنید ) 


خلاصه ایشون یک برسی  های جالبی روی بعضی از اسناد و مدارک باقی مانده ی  لانه ی جاسوسی امریکا انجام داده اند که خیلی  جالب هستش ! 

دقیق در ذهن ندارم اما جالب این هست که  بی حجابی بازیگران یا بعضی اشخاص  خاص جامعه ،


افکار  و اهداف دشمن بوده و هست که در حال پیاده  سازی است ! 


جالبه  که دشمن برای هر شخص که مورد عنایت ،   عمومی  از مردم جامعه  هست ! 

به روش خاصی جلو  میره ! 

فرد رو مورد بررسی قرار می دن ! 

 نقطه ی  ضعف او  را پیدا  می کنن - بعداً یا  علی ! 

حالا یکی با بی حجابی !  بد حجابی !  بد اخلاقی های عمومی ! 

یکی با رشوه ! 

یکی با اختلاس  و ....................... 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

اخه یکی از راه های  نفوذ دشمن اینه که  مقام های خاص جامعه  برای مردم بی اعتبار شوند ! 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

یا در خیلی  موارد  اصلا الگو باشند در جهت ترویج منکر  ( نشر منکر )  تبدیل ارزش به ضد ارزش


----------------------------------------------------------------------------------------------------


کا ر سینمای ایرانم شده ساخت فیلم های با سکس مخفی ! 

اصلا کلا  داستان  این  شده که نشر  منکر کنن !     (  تبدیل ارزش به ضد ارزش ) 

-------------------------------------------------------------------------------------------------




برچسب‌ها: بی حـــجابــــی بـــــــــــــــازیگران بی حجابی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 21:40  توسط مجتبی  | 

ادرس روی پاکت را   به این و اون نشون نده

نشونی عشق منو هرگز به دیگران نده

دوست ندارم فرا بگن عرضه ی عاشقی نداشت

ساده بود و یک  چشم سیاه راحت سرش کلاه گذاشت

 

خوب میدونم پشت سرم حرف و حدیثه مردمه

ناز و افاده های تو میون این همه پره

عشقمو دست کم نگیر پشت سرو نگاه نکن

خورشید فرا مال ماست اینده را رها نکن

 

ساده من را نزار کنار پا روی قلب من نزار

دنیا برام بدون تو دیگه نداره اعتبار

این اخرین نوشتومه منتظر جوابتم

برای من نامه نده من عاشق سلامتم 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:53  توسط مجتبی  | 

قا ببخشید!می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ؟

92618417233638852435 آقا ببخشید!می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ؟

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت: ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … خجالت نمی کشی؟ …
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد…

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 17:43  توسط مجتبی  | 
 
مواظب باشیم
 
در قرآن کریم آمده است:
" زنان ناپاک ،از آن مردان ناپاکند و مردان ناپاک از آن زنان ناپاک،و زنان پاک از آن مردان پاک و مردان پاک از آن زنان پاک اند."
 
ای کاش بفهمیم که از ماست که بر ماست !
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 20:50  توسط مجتبی  | 

زیبایی پوشش

 

يكى از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براى اندام خويش است. بر اين اساس، لباس پوشيدن يكى از شؤون و ويژگى هاى انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و يارى دادن وى در حفظ عفت و شرم، در آراستگى و زيبايى آدمى نيز نقشى مهم ايفا مى كند و مى توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادى فرد و تعلق وى به فرهنگى خاص دانست. قرآن كريم ضمن نعمت و هديه خداوند خواندن لباس به كاركردهاى مختلف آن اشاره مى كند و مى فرمايد: «اى فرزندان آدم، براى شما لباسى فرو فرستاديم كه اندام شما را مى پوشاند و مايه زينت شما است و لباس تقوا بهتر است. اين از آيات خداوند است. باشد كه متذكر شده پند گيريد.» (1)

در اين راستا، پوشش اعضاى جنسى به دلايل گوناگون از اهميت بيش ترى برخوردار است. برابر متقن ترين كتاب آسمانى، قرآن و ديگر كتب مقدس، تاريخ رويكرد آدميان به پوشش از نخستين انسان ها يعنى حضرت آدم و حوا آغاز مى شود. در قرآن كريم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة؛ و آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشيدند، پوشش خود را از دست دادند [عورتشان آشكار گرديد] و به سرعت با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند.» (2)

 

در كتاب مقدس نيز مى خوانيم: «چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا. پس از ميوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند. پس برگ هاى انجير به هم دوخته، سترها براى خويشتن ساختند.... و خداوند، رخت ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد. (3)
بر اساس پژوهش ها، از آغاز پيدايش انسان، هر يك از زن و مرد كوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه كند. آدمى نخست با برگ درختان، سپس با پوست حيوانات و بعدها با دست بافت هاى خود، خويش را پوشاند. (4) تمام كسانى كه زندگى بشر و تحولات آن را ارزيابى كرده اند. بر اين تلاش تاكيد ورزيده اند؛ براى نمونه دكتر شيبانى در كتاب «تاريخ تمدن »، با اشاره به اين كه تمدن سومرى ها از نخستين تمدن هاى بشرى است، مى نويسد: «نخستين دسته اى از نژاد انسان كه در اين نواحى متمركز شدند و نخستين شهر حقيقى را بنا نهادند، سومرى ها بودند؛ و چون سرزمين آن ها بى اندازه حاصلخيز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت مى نمودند و به گله دارى و پرورش دام مى پرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده مى كردند. از پشم و كرك بز پارچه تهيه مى نمودند و از پارچه هاى كتانى كه به آن نام گاد، (gud) مى دادند، البسه (انواع لباس) درست مى كردند.» (5)
خوشبختانه با پيشرفت صنعت و دست يافتن به منابع و ابزار جديد، پوشش نيز از تغييرات تكاملى بهره مند گرديد و انسان به پوشاك مناسب تر دست يافت. نكته قابل توجه آن است كه اگر چه حيات آدميان از همان آغاز با «پوشش » پيوند خورده است، به دليل وجود نوعى احساس حياى طبيعى در جنس ماده، زنان در طول تاريخ در امر پوشش تلاش و جديت بيش تر از خود نشان داده اند. (6) دانشمندان، در مورد علت اشتياق و جديت بيش تر زنان، نظرهاى گوناگون ارائه داده اند؛ بسيارى ريشه اشتياق بيش تر زنان به پوشش را طبيعت آنان دانسته اند. دكتر فخرى، دانشمند فيزيولوژيست مصرى، در اين باره مى نويسد: نوعى احساس حيا در حيوانات وجود دارد؛ زيرا ميل به اختلاط جنسى در حيوانات به صورت ادوارى است؛ يعنى در مقاطع خاصى از زمان چنين ميلى وجود دارد و در مقاطع ديگر زمانى تمايلى به آميزش جنسى در آنان به چشم نمى خورد. در چنين مواقعى، آنان نوعى احساس حياى تناسلى دارند. بنابراين، ممكن است بگوييم اصل و مبدا احساس حيا، همان احساس طبيعى جنس ماده در مورد حيا است و به همين جهت، مى بينيم نوع احساس حيا در زنان از مردان قوى تر است. (7) ويل دورانت نيز مى گويد: «شرمگينى، خاص نوع انسان نيست و شباهت آشكارى دارد به كراهت حيوان ماده از جفت شدن در غير فصل جفت جويى يا خارج از حد معتاد آن. مسلما ريشه شرمگينى نيز از همين جا است.» (8)
در مقابل، ويليام جيمز، روان شناس معروف، حيا را امرى اكتسابى مى داند و مى نويسد: «زنان دريافتند كه دست و دلبازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند....» يكى از محققان سبب گرايش زنان به حيا را چنين توضيح داده است: «خوددارى از انبساط و امساك در بذل و بخشش، بهترين سلاح براى شكار مردان است... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بى آن كه بداند، حس مى كند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و دقت عالى خبر مى دهد.» (9) شوپنهاور نيز حياى زن را رهاورد پيمان پنهانى زنان براى افزايش ارزش و جذابيت خود و وادار ساختن مرد به جست و جو مى داند. (10)
طبق اين ديدگاه، حيا امرى غريزى نيست؛ به نوعى در نهاد زنان ريشه دارد و از سرشت خاص آنان بر مى خيزد.
به هر حال، به گواهى متون تاريخى، در ميان اكثر قريب به اتفاق ملتها و كشورهاى جهان حجاب زنان معمول بوده است. مؤرخان، به ندرت از اقوامى بدوى كه زنانشان داراى حجاب مناسب نبوده يا برهنه در اجتماع ظاهر مى شدند، نام مى برند. تعداد اين اقوام آن قدر اندك است كه در مقام مقايسه قابل ذكر نيستند. (11) از اين رو، مى توان نتيجه گرفت: در اقوام بدوى و غيرمتمدنى كه زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخى موانع، سبب جلوگيرى از بروز استعدادهاى طبيعى و فطرى زنان شده يا عواملى ناشناخته انحراف آنان از مسير فطرت را رقم زده است.
حجاب زنان در طول تاريخ، فراز و نشيب هاى بسيار ديده و در سايه فرهنگ ها و سليقه هاى حاكمان و متنفذان مذهبى تشديد يا تخفيف پذيرفته، ولى هماره تداوم يافته و هيچ گاه به طور كامل از ميان نرفته است. بسيارى از مؤرخان به گستردگى دامنه حجاب و رواج آن در بين زنان اشاره كرده اند. فريد وجدى با تصريح به قدمت حجاب، با استناد به دايرة المعارف لاروس، گزارشى مفصل از پوشاندن صورت و همه اندام ها توسط زنان يونانى و فنيقى ارائه مى دهد و از رواج حجاب در ميان زنان اسبرطا، سيبرى، آسياى صغير، فارس و عرب سخن مى گويد. (12)
ويل دورانت زنان بريتانياى جديد و جزيره برنئو را داراى حجاب كامل خوانده است. (13) راسل كيفيت حجاب در عصر ملكه ويكتوريا را شديد مى شمارد. (14) و مهدى قلى هدايت از رواج حجاب در چين سخن مى گويد. (15)
بدون آن كه تحت تاثير هيچ آموزه، فرمان يا تذكرى قرار گيرند، به وسيله برگ هاى درختان بهشتى به سرعت خود را پوشاندند - راز رويكرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته اند؛ زيرا اولا، نخستين انسان ها به طور فطرى به پوشش روى آورده اند. ثانيا، گزارش هاى موجود به خوبى اثبات مى كند كه حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور كامل رعايت مى شده و در بعضى از موارد با شدت و سختى همراه بوده است. ثالثا، اگر اكنون نيز به لباس ملى كشورهاى جهان بنگريم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبى در مى يابيم. آقاى «براون واشنايدر» در كتابى به نام «پوشاك اقوام مختلف » تصوير لباس هاى ملى و رايج كشورهاى مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بيستم را به تفصيل ارائه كرده است. نگاهى كوتاه به اين كتاب نشان مى دهد يهوديان، مسيحيان، اعراب، يونانيان، اهالى رم، آلمان، خاور نزديك و... حجاب را به طور كامل رعايت مى كردند و اكثرا سر خويش را نيز مى پوشاندند. برابر تصاوير اين كتاب، كاهش تدريجى حجاب زنان از نيمه دوم قرن هيجدهم در اروپا آغاز شد؛ ولى حتى تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاييان همچنان لباس بلند مى پوشيدند و سر را نيز مى پوشاندند. (16)
متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف كه عقيده، مذهب و شرايط جغرافيايى متفاوت داشتند، نيز نشان دهنده تمايل فطرى زنان به حجاب دانسته شده است. بسيارى از جامعه شناسان حجاب زن را مقتضاى طبيعى جامعه بشرى معرفى كرده اند. مونتسكيو مى نويسد: «قوانين طبيعت حكم مى كند زن خوددار باشد؛ زيرا مرد با تهور آفريده شده است و زن نيروى خوددارى بيش ترى دارد. بنابراين، تضاد بين آن ها را مى توان با حجاب از بين برد و بر اساس همين اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان بايد حيا و حجاب داشته باشند.» (17)
در نظر منتسكيو، از دست رفتن عفت زنان به قدرى نواقص و معايب پديد مى آورد و روح مردم را فاسد مى كند كه اگر كشورى بدان دچار گردد، در بدبختى هاى فراوان فرو مى رود. به خصوص در حكومت دموكراسى از دست رفتن عفت سبب بزرگ ترين بدبختى ها و مفاسد مى شود و اساس حكومت را از بين مى برد. بدين جهت، «در جمهورى نه تنها اخلاق فاسد بلكه تظاهر به فساد اخلاق و سبكى را نيز منع كرده اند؛ چه آن كه عشوه گرى و طنازى كه از بيكارى زن ها توليد مى شود، نتيجه اش آن است كه قبل از آن كه خود زن ها را فاسد كند، ديگران را فاسد مى نمايد.» (18)
با عنايت به تمايل فطرى زن و نقش حياتى پوشش زنان در كنترل و هدايت غرائز شهوانى در مسير صحيح و جلوگيرى از فساد و تباهى جامعه، پيامبران الاهى، هماهنگ با فطرت انسانى زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدين وسيله اشتياق درونى شان را با قوانين تشريعى استحكام بخشيدند. (19)
آرى، پروردگار جهانيان از يك سو گرايش به پوشش را در نهاد زنان به وديعت گذارد؛ از سوى ديگر، پوشاك را در لابه لاى نعمت هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت؛ و از سوى سوم «حجاب » را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستى «زن » در صدف پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهى نجات يابد. قرآن كريم برهنگى و كنارگذاشتن لباس را دام شيطان معرفى مى كند و انسان ها را از فروافتادن در چنين دامى بر حذر مى دارد: «اى فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را بفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از تنشان بيرون آورد تا عورتشان را به آن ها بنماياند. همانا شيطان و گروه وابسته به او، شما را از جايى [يا به گونه اى] مى بينند كه شما آن ها را نمى بينيد. ما شياطين را اوليا و دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى آورند.» (20)
از نظر تاريخى، شكل نوين بى حجابى از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمى صنعتى، به ويژه پس از جنگ جهانى دوم، به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادى زنان! كنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تكريم قرار گرفت؛ به گفته ويل دورانت، فيلسوف تمدن نگار غرب، كارخانه داران بزرگ براى استفاده از نيروى كار ارزان قيمت زنان و حضور آنان در محيط كار، تبليغات وسيعى را آغاز كردند و زنان نيز كه از حقيقت امر ناآگاه بودند، براى دست يافتن به حقوق از دست رفته خويش تلاش فراوان كرده، موجى جديد به وجود آوردند كه «نهضت زنان براى آزادى » ناميده شد و در باره ضرورت آن تبليغات وسيعى در مطبوعات انجام گرفت. (21) دامنه اين اقدامات كم كم كشورهاى اسلامى را نيز فرا گرفت. نخستين كشور اسلامى كه به صورت رسمى به كشف حجاب بانوان روى آورد، افغانستان بود. دومين كشور تركيه بود كه پس از سقوط دولت عثمانى، در سال 1313 منع حجاب در آن رسميت يافت. در ايران نيز رضاخان، در هفدهم دى ماه 1314، به صورت رسمى كشف حجاب را اجرا كرد.
پى نوشت:
1. اعراف (7): آيه 27.
2. اعراف (7): آيه 22.
3. تورات، سفر پيدايش، باب 3، آيات 6- 8 و 20 و 21.
4. ويل دورانت در صفحه 155 نخستين جلد تاريخ تمدن درباره پوشاك انسان و تاريخ صنعت بافندگى مى نويسد: از آن وقت كه انسان توانست سنجاق و سوزن را بسازد، به بافندگى پرداخت؛ و نيز مى توان گفت كه، از وقتى كه انسان بافندگى را آغاز كرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت؛ چون انسان تنها به اين خشنود نبود كه با پوست حيوانات خود را بپوشاند. با پشم گوسفند و الياف گياهان لباس هايى را براى خود تهيه كرد و همين لباس ساده است كه جامه رد هندى و شنل يونانى و لنگ مصرى قديم و ساير اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهاى مختلف تشكيل داده است. در اين هنگام است كه بافندگى از مهم ترين هنرهاى مخصوص زن گرديده است. دوك ها و ماسوره هايى كه در ميان عصر جديد به دست آمده، به خوبى نشان مى دهد كه صنعت عظيم بافندگى ريشه دورى دارد.
5. تاريخ تمدن، نظام الدين مجير شيبانى، ص 43.
6. المراة و فلسفة التناسليات، فخرى، ص 278، لذات فلسفه، ويل دورانت، ص 129.
7. المراة و فلسفة التناسليات، فخرى، ص 278 و 280 و 289.
8. لذات فلسفه، ويل دورانت، ترجمه عباس زرياب، ص 129.
9. همان، ص 129.
10. حسينى نجفى، ص 116.
11. النادر كالمعدوم؛ موارد كمياب همانند ناياب است.
12. دايرة المعارف فريدوجدى، ج 3، ص 336.
13. تاريخ تمدن، ج 1، ص 72.
14. زناشويى و اخلاق، ص 134.
15. خاطرات و خطرات، مهدى قلى هدايت، ص 405.
16. ر. ك. پوشاك اقوام مختلف، ترجمه يوسف كيوان شكوهى.
17. زن در آيينه تاريخ، على اكبر علويقى، ص 115.
18. روح القوانين، منتسكيو، ترجمه على اكبر مهتدى، ص 325.
19. براى تفصيل بيش تر به حجاب در اديان الاهى از نگارنده مراجعه مى شود.
20. اعراف (7): 27.
21. لذات فلسفه، ص 151.
نويسنده: على محمد - آشناني‏ 
● منبع: سایت - باشگاه اندیشه
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 20:36  توسط مجتبی  | 
حجاب اجباری ! ؟ !
 

این سوال که شما با حجاب اجباری موافقید یا مخالف ؟ 

سؤال صحیحی نیست؛

اگر محدوده سوال روشن شود که حجاب اجباری یعنی چه ؟ و منظور اجبار در کجا است ؟

نادرست بودن این سوال خود را نشان می دهد .


یک وقت حجاب بعنوان یک امر عقلائی یا یک امر ایمانی و دینی مطرح است؛ یعنی من می خواهم به طرف مقابلم مسئله حجاب را یا بعنوان یک فکر و اندیشه جدید و برتر معرفی کنم

 که او هم آنرا بپذیرد، یا بعنوان امری ایمانی و الهی ابلاغ کنم که به آن ایمان بیاورد؛

بدیهی است که ابزار اجبار در این دو محدوده اساسا بی معنا است؛

نه اجبار در اندیشه و فکر؛ و نه اجبار در ایمان و باور، هیچکدام معنا ندارد و امکان پذیر نیست

تا بگوئیم شما با آن مخالفید یا موافق ؟!
و یک وقت حجاب بعنوان یک قانون اجتماعی در نظر گرفته می شود؛

 یعنی اینکه جدای از بحث اندیشه و ایمان، وارد جامعه ای می شویم که تحت قوانین خاصی اداره می شود و فرض ما بر این است که رعایت حجاب بعنوان یکی از قوانین اجتماعی در این جامعه تعریف شده

و به تصویب رسیده است؛ در اینجا نیز سوال از اینکه آیا با حجاب اجباری موافقید یا مخالف سوال بی جائی است؛

زیرا اجبار در اینجا به معنای پایبندی و اصرار بر اجرای قانون است و مخالفت با اجرای قانون، نظری نیست که در میان افراد عاقل و فهمیده طرفدار داشته باشد.


قوانین، هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندان می بایست از آنها پیروی کنند تعریف و ارائه می شود.

 و هر شیوه رفتاری که قانون را نقض کند جرم محسوب می شود

 و حکومت علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانتهای اجرایی رسمی استفاده می کند.
مثال عرفی آن که مورد قبول و فهم همگان باشد را در قوانین راهنمائی و رانندگی می توان مشاهده کرد؛

مثلا در ایران قانون اینگونه وضع شده که اتومبیلها از سمت راست حرکت می کنند؛ به هر دلیلی - خواه درست یا غلط - قانونگذار این سیستم را وضع کرده و به مرحله اجرا گذاشته است و پلیس راهنمائی و رانندگی ضامن اجرای آن بوده و با متخلفین برخورد می کند.


اکنون تصور کنید گروهی بیایند و بگویند ما در انگلستان دیده ایم که اتومبیلها از سمت چپ حرکت می کنند، خیلی هم خوب است ما می خواهیم آزاد باشیم و طبق آن عمل کنیم چرا ما را اجبار می کنید ؟

 اگر ما برای حل این مشکل اجتماعی، و رعایت حقوق شهروندی این گروه، این سوال را مطرح کنیم

 که آیا با اجباری بودن حرکت از سمت راست موافقید یا مخالف ؟

  بعد هم به فرض نتیجه این بشود که باید هرکس آزاد باشد هر که خواست از راست حرکت کند و هر که خواست از چپ !

هرگز به نتیجه مطلوبی دست نمیابیم و اساسا طرح این سوال به این نحو غلط است.

تا زمانی که قانون این کشور حرکت از سمت راست است، اجبار در اجرای آن درست است و موافقت یا مخالفت گروه های اجتماعی نمی تواند در آن نقشی داشته باشد.

 به هزار و یک دلیل هم که ثابت کنم حرکت از سمت چپ بهتر است و من آنرا می پذیرم و می پسندم، ا

گر تخلف کنم و بخواهم به رای و نظر و پسند خودم عمل کنم با من برخورد میشود

 و بعنوان مجرم باز خواست می شوم جریمه می شوم و اگر تمرد کنم محرومیتهای اجتماعی متعددی گریبانگیر من خواهد شد.


بله می توانم برای مخالفت با این قانون با قانونگذار تماس بگیرم و دلایل خود مبنی بر غلط بودن حرکت از سمت راست را ارائه کنم و مبانی عقلی و منطقی قانون او را زیر سوال ببرم و او را متقاعد کنم که قانونش نقص دارد.

 اگر قانون تغییر کرد آنوقت من می توانم به هدف خود برسم؛ تازه در اینجا نیز الزام و اجبار بر اجرای این قانون جدید حکمفرما است و اینبار خودم طرفدار و مدافع این اجبار هستم !.

مبنای وضع قوانین

در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛

 مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد

 - خواه درست یا غلط - وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است

چرا که نپذیرفتن آن به معنای حذف ضمانت اجرای قانون است و قانونی که ضمانت اجرا نداشته باشد نتیجتا با بی قانونی و هرج و مرج تفاوتی ندارد.


 حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.


اگر بحث حجاب را در این مرحله نگاه کنیم که بعنوان یک قانون در حکومت اسلامی تصویب و ابلاغ شده است، اجبار در اجرای آن امری معقول بلکه لازم است. اینجا بحث اندیشه و ایمان نیست. این قانون - خواه درست باشد یا غلط - در این مرحله، باید اجرا شود.

طرح پرسش درست

سؤال درست اینست که بپرسیم

 آیا با اصل حجاب موافقید یا نه ؟

 اصل حجاب خوب است یا بد است ؟

قانونی بودن آن وجه عقلی یا سند شرعی دارد یا نه ؟

 
در این مرحله ممکن است کسی در مبانی این حکم اشکال داشته باشد که مثلا به فلان دلیل قانون رعایت حجاب در بستر عمومی جامعه از نظر عقلی با اندیشه سالم مطابق نیست

 و یا از نظر ایمانی دلیلی بر مشروعیت آن نداریم

 در اینجا اجبار و الزام معنا ندارد و هر کسی باید بتواند نظرات خود را با قانونگذار (قوه مقننه) در میان بگذارد

 و او را متقاعد کند که این قانون را تغییر دهد. قانونگذار باید توجیه شود که قانون رعایت حجاب باشد یا نباشد ؟ معقول است یا نیست ؟ فایده دارد یا ندارد ؟ خوب است یا بد ؟؛ ولی تا زمانی که قانون رعایت حجاب وجود داشت، الزام در اجرای آن باید وجود داشته باشد.


پس در امر حجاب باید توجه داشت که دو بحث وجود دارد:

 یکی اینکه اصل حجاب خوب است یا نه ؟ در اینجا اجبار محلی ندارد. باید بحث کرد و به نتیجه رسید و تصویب کرد که باشد یا نباشد.


و دیگر اینکه الزام به رعایت قانون حجاب خوب است یا نه ؟ در اینجا مفاهیم الزام و اجبار مفاهیمی جدائی ناپذیر از مفهوم قانون هستند و سوال از خوب و بد آن سوال غلطی است.


اگر حجاب بر اساس مبانی و خاستگاه قوانین حکومت موجود، خوب بود و قانون شد و به تصویب رسید، دیگر جائی برای بحث نمی ماند که الزام به آن خوب است یا نه ؟ اگر قانون است الزام و اجبار همراه آنست خواه بپسندم یا نپسندم .


حال که معلوم شد پرسش درست چیست، در پی یافتن پاسخ صحیحی برای آن بر می آییم. آیا در حکومت اسلامی ( حکومتی که مبنای قوانین آن از اندیشه و ایمان اسلامی نشأت گرفته است) قانونگذار باید حجاب را بعنوان قانون وضع کند یا نه ؟
برای پاسخ به این سوال از دو جهت "اندیشه" و "ایمان" به مسئله نگاه می کنیم تا بتوانیم از نظر عقلانی برای عاقلان و اندیشمندان، و از نظر ایمانی برای اهل ایمان، توجیه ضرورت تصویب این قانون را تبیین کنیم.(1)

 

 اتمام حجت در مورد مسئله ی حجاب

 

1-     توجیه ایمانی ضرورت حجاب

شک نیست که در هر دینی شرط اول ایمان، تسلیم بودن در برابر حکم خدا و پیامبر اوست.

 و اهل ایمان خود را ملزم می دانند که هر آنچه از ناحیه خداوند بواسطه پیامبرش بر آنها نازل شده

را به گوش جان بپذیرند و سر در گرو فرمان او داشته باشند، و معتقدند قوانینی که از جانب خدای عالم قادر حکیم، برای بشری که مخلوق خود اوست صادر و ابلاغ شده نسبت به هر قانون دیگری کامل تر و سزاوارتر به پیروی است.

در اسلام منبع این احکام کتاب آسمانی قرآن است که ما را به تبعیت از سنت پیامبر(ص) امر می کند و در سنت پیامبر(ص) نیز سفارش به پیروی از سیره امامان معصوم علیهم السلام به وضوح دید می شود.

 پس منبع احکام اسلام  قرآن، سنت پیامبر (ص) و سیره معصومین علیهم السلام است.


با مراجعه به قرآن حکم وجوب حجاب والزام آن برای زن مسلمان به وضوح قابل دریافت است به نحوی که برای فهم آن نیازی به مراجعه به سنت – که در فهم بسیاری از احکام به آن محتاجیم - نیز نداریم.


--------------------------------------------------------------------------------

 
 آیه اول: «وقل للمؤمنات یغضضن من أبصارهن ویحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن على جیوبهن ولا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن أو آبائهن أو آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو إخوانهن أو بنی إخوانهن أو بنی أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أیمانهن أو التابعین غیر أولی الاربة من الرجال أو الطفل الذین لم یظهروا على عورات النساء ولا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن وتوبوا إلى الله جمیعا أیها المؤمنون لعلکم تفلحون» (2)(3)


و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند،

 و دامان خویش را (از بى عفتى) حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان که نمایان است ـ آشکار ننمایند، و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند

(تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، وزینت خود را آشکار نسازند

 مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان

 [= کنیزانشان]، یا مردان سفیه وابسته (به آنها) که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند;

 و (به زنان با ایمان بگو: هنگام راه رفتن) پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود

(و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و اى مؤمنان همگى به سوى خدا بازگردید، تا رستگار شوید.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

آیه دوم: «یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک أدنى أن یعرفن فلا یؤذین وکان الله غفورا رحیما»(4)(5)


اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو:

 «جلبابها [= روسرى هاى بلند ]خود را بر خویش فرو افکنند،

این کار براى این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است;

 (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
 در این دو آیه مجموعا پنج نوع دستور درباره حجاب و چگونگی رعایت آن بیان شده :

 

--------------------------------------------------------------------------------


دستور اول:

«لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها»

زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان که نمایان است ـ آشکار ننمایند

 

--------------------------------------------------------------------------------


دستور دوم:
 
«ولیضربن بخمرهن على جیوبهن»
 
(اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)
 

--------------------------------------------------------------------------------


دستور سوم:
 
«ولا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن أو...»
 
وزینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا...
 

--------------------------------------------------------------------------------


دستور چهارم:
 
«ولا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن»
 
پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود
 
(و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد)
 

--------------------------------------------------------------------------------


دستور پنجم:
 
«یدنین علیهن من جلابیبهن»
 
جلبابها [= روسرى هاى بلند ]خود را بر خویش فرو افکنند.
 

--------------------------------------------------------------------------------

 
 

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

این دستورهای پنجگانه که در قالب امر و نهی مستقیم از جانب خداوند ابلاغ شده برای توجیه ایمانی لزوم رعایت حجاب برای اهل ایمان کافی است و حجت را بر آنان تمام می کند.(6)      
 

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------


2-     توجیه عقلائی ضرورت حجاب 

چرا "حجاب" ضرورت  دارد ؟

«نخستین وظیفه آداب و تقالید اجتماعی که سازنده قوانین اخلاقی هر اجتماع است، آن است که روابط میان دو جنس مرد و زن را بر پایه های متین استوار سازد. چه این روابط پیوسته منشأ نزاع و تجاوز و انحطاط به شمار می رود. اساسی ترین عمل تنظیم این روابط همان ازدواج است.
لاندر میگوید: "در قبیله یاریبا امر زن گرفتن از طرف بومیان با بی علاقگی تلقی می شود ، چنانکه که گوئی این کار با چیدن یک خوشه گندم نزد آنان برابر است ، چه عشق و محبت در میان آنان وجود خارجی ندارد . چون ارتباطات جنسی پیش از ازدواج ممنوع نیست ، به این جهت ، مرد هرگز در مقابل خود منعی نمی بیند و عشقی نمی تواند ایجاد و رفته رفته تقویت شود و به شکل میل شدید برای دست یافتن به زن معین جلوه کند. به همین دلیل یعنی به علت آنکه جوان هر وقت بخواهد بلا فاصله می تواند دفع شهوت کند، دیگر علتی نمی ماند که جوان بنشیند و در سر ضمیر خود، نسبت به احساسی از وی که تحریک شده و نتوانسته است فرو بنشاند، بیندیشد و محبوبه طرف میل خود را بزرگ و عالی تصور کند، و از آن میان عشق رمانتیک پیدا شود. در این جوامع، زن و مرد در هنگام ازدواج نسبت به هم سرد هستند و توجهی به حال یکدیگر ندارند … میان زن و شوهر هیچ گونه آثار محبت دیده نمی شود" » (7)
«حجب، برای دختر، همچون وسیله دفاعی است که به او اجازه میدهد تا از میان خواستگاران خود شایسته ترین آنان را برگزیند، یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی به تهذیب خود بپردازد. موانعی که حجب و عفت زنان در برابر شهوت مردان ایجاد کرده، خود عاملی است که عاطفه عشق شاعرانه را پدید آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است. پیروی از سیستمی که به بکارت اهمیت می دهد، آن آسانی و راحتی را که در اجرای آرزوهای جنسی پیش از ازدواج داشته، و همچنین مادر شدن پیش از موقع را از میان برده است. همین طرز تصور در باره بکارت، بدون شک سبب می شود که فرد از لحاظ جسمی و عقلی نیرومند تر شود و دوران جوانی و تربیت و کارآموزی، طولانی تر گردد و در نتیجه سطح تربیتی و فرهنگی بشر بالاتر رود.
سر و سامان بخشیدن به روابط جنسی همیشه مهمترین وظیفه اخلاق به شمار می رفته است، زیرا غریزه تولید مثل نه تنها در حین ازدواج بلکه قبل و بعد از آن نیز مشکلاتی فراهم می آورد. و در نتیجه شدت و حدت همین غریزه و نا فرمان بودن آن نسبت به قانون، و انحرافاتی که از جاده طبیعی پیدا می کند، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای اجتماعی تولید می شود. حیات جنسی حتی در میان حیوانات نیز آزاد و نا محدود نیست و حیوان ماده جز در موقع معین، نر را به خود نمی پذیرد .» (8)
جوامع انسانی در طول تاریخ همه گونه پوشش و برهنگی و روابط جنسی را بعنوان قانون – خود ساخته یا عرفی - جامعه تجربه کرده اند. به نظر می رسد ریشه تجربه و پذیرش حجاب در مسیر پیشرفت جوامع ابتدائی توجه به مفهوم "عشق" باشد. به این بیان که وقتی من به کسی علاقه پیدا کردم و او را دوست داشتم، این حس در من تقویت شد که او به من تعلق دارد و دیگری حق تصرف در عشق من را ندارد؛ دیگری که می خواست به عشق من چشم داشته باشد مورد نفرت من قرار می گرفت؛ از آنطرف عشق من نیز توقع داشت که من از او حمایت کنم تا دیگران به او تعرضی نکنند، و همه بدانند و بفهمند که ما دوتا فقط مال همدیگریم؛ این احساس منجر به برخوردهای خشنی بین من و مزاحمان میشد و این روند باعث شد دیگران این نوع رابطه که دو عاشق با هم دارند را به رسمیت بشناسند و حدود آنرا رعایت کنند؛ و بدین وسیله بحث ازدواج شکل گرفته و رسمیت پیدا کرد و شخص و جامعه از کمونیزم جنسی و بی قانونی روابط زن و مرد رها شد؛ و زیبائی مفهوم عشق که همگان آنرا بین دو عاشق مشاهده می کردند، مفهوم ازدواج – که محافظ حریم این عشق بود - را نیز زیبا و دوست داشتنی کرد.
در ادامه این مسیر وقتی شخص می دید که عشق او قبل از اینکه با او باشد با دیگری بوده، تردید و دلزدگی خاصی در او ایجاد میشد، و این رابطه قبلی، از شدت و خلوص عشق او کم می کرد. همین امر پیوند های عاشقانه جدید را تحت تاثیر قرار داد و افراد می دیدند عشقی که بدون سابقه رابطه با دیگری است زیبا تر و روابط آن دوست داشتنی تر است، پس اینگونه زنان که عشق خود را از این خلوص خالی می دیدند سفیر ترویج بکارت در میان هم جنسهای خود شدند که مبادا قبل از اینکه کسی به شما عشق بورزد تن به رابطه با کسی دهید چراکه این کار، شما را در نظر عشق تان حقیر خواهد کرد؛ این اتفاق مفهوم بکارت را امری ارزشمند نشان داد، و زیبائی مفاهیم عشق و ازدواج به مفهوم بکارت نیز نفوذ کرد. در ادامه این روند دختر که می خواست باکره بماند تا به عشق ناب در حد کمال دست پیدا کند، خود را از تعرض نگاه و رفتار دیگران در امان نمی دید و روزگار سختی را سپری می کرد تا بتواند خود را حفظ کند؛ پس راه چاره را در این دید که خود را بپوشاند، زیبائی های اندام خود را و دلفریبی های کلام خود را در حجاب قرار دهد تا دست تعرض غیر به او نرسد. اینگونه شد که مفهوم حجاب شکل گرفت، و زیبائی های مفاهیم عشق، ازدواج، و بکارت را کسب کرد، و حجاب صدفی شد برای دستیابی به گوهر های بکارت ، ازدواج ، و عشق ناب.
به این صورت عشق پاک، روابط اجتماعی بین زن ومرد را سر و سامان داده و بر اصولی استوار کرد که هر عقل سلیمی به برتری آن بر روشهای دیگر اذعان دارد. این نوع عشق ورزی ثمره پیشرفت مدنیت است که در آن در مقابل خشنود ساختن شهوت انسانی، به وسیله دستورات اخلاقی سد هائی کشیده شده.


نتیجه منطقی نفی حجاب

نفی حجاب دامن زدن و توسعه دادن قوه شهوت است، و تحریک و ارضای بی حد و مرز این قوه ( و یا خفه کردن آن در همه حال ) آنرا یاغی و سرکش می کند و نتیجه آن می شود که قوه عقل انسان را آلوده می کند و شخص را از طی مسیر کمال باز می دارد.
آن خانمی که خود را آرایش می کند و به خیابان می آید و زیبائی های اندام خود را به نمایش می گذارد  باید بداند که چهره او محرک شهوت جنس مخالف است؛ تحریک شهوت دیگری تجاوز به حق اوست؛ کسی حق دارد دیگری را تحریک کند که بعد بتواند به تحریک او پاسخ دهد.
خب، حالا فرض می کنیم شما خانم محترم 10 نفر ؛ 100 نفر را با چهره خودت، با اندام خودت، با موهای خودت تحریک کردی، یعنی در وجودشان هوس ایجاد کردی؛ تیپ زدی دلبری کردی ! و میل به خود را در آنها ایجاد کردی؛ ( این حالت برای او طبیعی است، او نمی تواند منظره مهیج ببیند و تحریک نشود؛ اما تو می توانی خود را بپوشانی ) دو حالت بیشتر ندارد، یا اینکه باید به همه پاسخ دهی !!، اینکه می شود روسپی گری؛ و گمان نمی رود همه اینهائی که بی حجاب بیرون می آیند، اینگونه کسانی باشند. ( به استثنائات کاری نداریم ) اکثرا انسانند، با خانواده اند، با نجابتند؛ بعضا متدین اند، اهل خدا و نماز هم ممکن است باشند.
اگر نمی توانی و نباید پاسخ دهی؛ پس حق نداری تحریک کنی، و به حریم شخصی دیگران تجاوز کنی. این حق مردان است؛ نمی شود به آنها گفت چشم بسته راه بروید اما به زنان می شود گفت زیبائیهای خود را بپوشانید؛ و زینت خود را ظاهر نکنید.
 

مشکلات زنان در جامعه بی حجاب

آنتونی گیدنز، جامعه شناس معروف، مشکلاتی را که برای زندگی زنان در جامعه باز غربی - که بارزترین مشخصه آن از دید ما عدم رعایت حجاب است- بر می شمرد که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
آزار جنسی از بارزترین مشکلات زنان در اینگونه جوامع است؛ آزار جنسی در محل کار می تواند بعنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواستهای جنسی تعریف شود. این کار ممکن است شکلهای خشن تری به خود بگیرد، مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود که یا به یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج شود.
اگر چه مردان ممکن است شکلهای ملایم تر آزار جنسی را بی زیان بپندارند، زنان اغلب آنها را اهانت آمیز تلقی می کنند. از زنان انتظار می رود صحبتهای جنسی، اشارات یا نزدیکی جوئیهای فیزیکی نا خواسته را تحمل کنند و اهمیت ندهند.
بدیهی است تمایز قائل شدن بین آزار جنسی و آنچه که می تواند نزدیکی جوئی مشروع از جانب مردی نسبت به یک زن تلقی شود آسان نیست؛ اما بر پایه گزارشهای شخصی، برآورد گردیده که در انگلستان از هر ده زن هفت زن در دوره زندگی شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی می گردند. ارزیابی میزان تجاوز جنسی عملا با هر دقتی بسیار دشوار است. تنها نسبت اندکی از تجاوزات جنسی عملا به اطلاع پلیس می رسد و در آمارها گزارش می شود. رقم واقعی ممکن است تا پنج برابر آنچه آمار رسمی نشان میدهد باشد. هر چند که برآوردها تا اندازه زیادی فرق می کند، یک بررسی درباره 1236 زن در لندن آشکار ساخت که از هر 6 تن 1 تن مورد تجاوز قرار گرفته بودند، و از هر پنج تن بقیه، یک تن توانسته بود با مبارزه مانع اقدام به تجاوز شود، و نیمی از تجاوزات جنسی یا در خانه خود زن یا در خانه تجاوز کننده رخ داده بود. اکثر زنانی که مورد تجاوز قرار می گیرند یا می خواهند این واقعه را از ذهن خود بیرون کنند و یا مایل به شرکت در آنچه که می تواند یک فرایند اهانت آمیز معاینه پزشکی، بازجوئی پلیس و رسیدگی در دادگاه باشد نیستند. فرایند قانونی اغلب مدت زیادی طول می کشد، ممکن است قبل از این که دادگاه رأی بدهد 18 ماه از وقوع حادثه گذشته باشد. محاکمه نیز می تواند نگران کننده باشد، جریان دادگاه علنی است و قربانی باید با متهم رو به رو شود، مردان معمولا فقط بر اساس شهادت قربانی محکوم نمی شوند بنابراین باید مدارک محکوم کننده از دیگران کسب شود؛ مدارک مربوط به اثبات دخول، هویت تجاوز کننده، و این واقعیت که عمل بدون رضایت رخ داده است همه می بایست فراهم گردد.
در چند سال اخیر جنبشهای زنان بر تغییر تفکر عمومی و قانونی درباره تجاوز جنسی پافشاری کرده اند. آنها تأکید کرده اند که تجاوز جنسی نباید بعنوان یک تخلف جنسی تلقی گردد، بلکه می بایست به مثابه نوعی تبهکاری خشن در نظر گرفته شود. تجاوز جنسی تنها یک حمله فیزیکی نبوده بلکه حمله و تجاوز به تمامیت فرد و شأن انسانی است. و امروز تجاوز جنسی عموما بعنوان نوعی خشونت تبهکارانه شناخته شده است.
به نظر براون میلر: از یک جهت همه زنان قربانیان تجاوز جنسی اند. - در اینگونه جوامع- زنانی که هرگز مورد تجاوز قرار نگرفته اند اغلب دچار اضطراباتی مشابه زنانی که مورد تجاوز واقع گردیده اند می شوند. آنها ممکن است از این که شب تنها بیرون بروند، حتی در خیابانهای شلوغ بیمناک باشند، و ممکن است تقریبا به همان اندازه از تنها بودن در یک خانه یا آپارتمان وحشت داشته باشند.
سوزان براون میلر با تأکید بر ارتباط نزدیک میان تجاوز جنسی و تمایلات عادی مردانه، استدلال کرده است که تجاوز جنسی جزئی از یک نظام تهدید مردانه است که همه زنان را در ترس و وحشت نگه می دارد. زنانی که مورد تجاوز واقع نگردیده اند دچار اضطراباتی می شوند که به این ترتیب برانگیخته می شوند، و لازم است در جنبه های روزمره زندگی بیشتر از مردان محتاط باشند .
آنچه در زیر آمده فهرستی است ار بایدها و نبایدها که سعی دارند خطر تجاوز جنسی را کاهش دهند. این فهرست توسط یکی از سازمانهای زنان در ایالات متحده امریکا منتشر گردیده است. این فهرست مؤکدا این نظر را که تجاوز جنسی جنایتی است که بر رفتار همه زنان تاثیر می گذارد ، تایید می کند .
1-      خانه خود را تا آنجا که ممکن است ایمن کنید .
2-      اگر تنها زندگی میکنید، چراغها را روشن بگذارید تا تصور شود که بیش از یک نفر در خانه زندگی می کند .
3-      هنگامی که به زنگ در جواب می دهید وانمود کنید که مردی در خانه است .
4-      نام کوچک خود را روی درب و دفترچه تلفن ننویسید
5-      اگر در یک آپارتمان زندگی می کنید، تنها وارد زیرزمین متروک، پارکینگ، یا اتاق رختشوئی نشوید یا تنها در آنجا نمانید .
وی در ادامه 13 مورد از نکات ایمنی برای در امان بودن از تجاوز جنسی را ذکر کرده است.
آنچه در صدر این نکات ایمنی مورد غفلت واقع شده و به یقین مراعات آن می تواند ریشه بسیاری از این مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی را بسوزاند و محیط امنی در اجتماع برای زنان فراهم کند رعایت حجاب است، که نه تنها به آن توجه نمی شود بلکه حاکمان و سیاستمداران موجود با سیاستهای شیطانی خود به مبارزه با آن و حذف آن از جامعه برخواسته اند !
ما گمان می کنیم که آزموده را آزمودن خطا است؛ با مطالعه راه رفته این جوامع و مشکلاتی که هم اکنون با آن دست به گریبان اند و بسیار بیش از این نکات محدودی است که ما در اینجا به آن اشاره کردیم(9)، این فکر را در ما ایجاد می کند که لا اقل بعنوان الگوی جدید رفتار اجتماعی به مسئله حجاب اهمیت دهیم و آنرا در همه ابعاد آن به مرحله اجرا در آوریم تا میوه های این درخت به بار بنشیند و محیط امنی در سایه آن برای جامعه ما ایجاد شود.


حاکمیت هنجار برتر

گروه کمی از افراد هستند که از اراده قوی و ایمان قلبی محکمی برخوردارند و تحت هر شرایطی ملتزم به قانون و شرع می مانند و جو جوامع پیرامون تاثیری در آنان نمی گذارد؛ و در طرف مقابل نیز گروه کمی هستند که بنای لا ابالی گری دارند و خوی سرکشی و تمرد از هنجارهای قانون و شرع در نهادشان نهفته است. بین این دو طیف، اکثریت مردم تابع وضع موجودند ! ( همه اینجورین دیگه، ما هم ... . این مد شده دیگه، ما هم ... خب تو فروشگاه ها اینا رو میفروشن دیگه، ما هم ... جو گیر می شویم ما هم ! )
بی تردید در هر جامعه ای متولیان تربیت اجتماعی و مسئولین اجرای قانون، باید این بستر را ایجاد کنند که جو عمومی جامعه یا همان وضع موجود، مشوق و محرک افراد به سمت همرنگی با گروه اول و تبعیت از قانون و هنجارهای صحیح اجتماعی باشد، و گروه دوم خود را در انزوا و مطرود حس کند .
سوال اینجاست که چرا باید وضع موجود را کسانی شکل بدهند که از گروه دوم اند در حالیکه  ابزار قانون و شرع مدافع گروه اول است؟ چرا باید فرزند زن مسلمان در محیط مدرسه کم کم از اینکه مادرش چادر به سر می کند خجالت بکشد.؟! چرا اکثریت معمولی جامعه به رنگ اقلیت آلوده در بیایند، و کم کم آلودگی گروههای کجرو بعنوان هنجار شناخته شود ؟! چرا اقلیت متخلف از قانون و شرع هنجار سازی کنند ؟!
آنچه مسلم است همه هنجارهای اجتماعی با ضمانتهای اجرائی - خواه رسمی یا غیر رسمی(10) -  همراه هستند که از آن هنجارها در مقابل کجروی برخی افراد یا گروهها حمایت می کنند؛ اکنون که بر اساس مبانی قوانین حکومت اسلامی، حجاب قانون حکومت اسلامی است، و بعنوان هنجاری برتر شناخته می شود - گذشته از اینکه امروز به عنوان سمبل زن مسلمان در تمام دنیا شناخته شده است – بر متفکران و اندیشمندان علوم اجتماعی (جامعه شناسی، روانشناسی، و ... ) لازم است که بنشینند و راهکارهای ارائه ضمانتهای اجرائی مثبت (پاداش افراد همنوا) و منفی (تنبیه افراد کجرو) کارآمد در این زمینه را بصورت عالمانه بررسی و تدوین کنند، و متولیان فرهنگی و قضائی جامعه خود را ملزم به پیگیری آن بدانند. ترویج ضمانتهای اجرائی غیر رسمی به عهده مراکز فرهنگی جامعه اعم از تئاتر، سینما، فرهنگسراها، مدارس، دانشگاهها، و رسانه های دیداری و شنیداری مختلف است؛ و ترویج ضمانتهای اجرائی رسمی را پلیس امنیت اخلاقی می تواند به عهده بگیرد.
نتیجه اینکه اگر حجاب را بعنوان یک امر عقلانی و یا ایمانی در نظر بگیریم اجبار پذیر نیست؛ و اگر بعنوان قانون وضع شود، الزام و اجبار آن از قانونی بودن آن است و ضرورت آن جای تردید ندارد.

 و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
                                                                                  

پاورقی:

1 . بدیهی است که راه برای ارائه نظر مخالف در هر دو بخش "اندیشه" و "ایمان" باز است و می توانند نظر خود را ارائه و نظر موافق را نقد کنند.
2 . النور / 31
3. « ابداء »به معنای اظهار است و مراد از زینت زنان ، مواضع زینت است .
کلمه « خمر » ، جمع خمار است . و خمار آن جامه ای است که زن سر خود را با آن می پیچد ، و زاید آن را بر سینه اش می اندازد . همان مقنعه .
کلمه « جیوب » ، جمع جیب ؛ یعنی سینه ها ، گریبان ها .
« بعوله » یعنی شوهر، و طوایف هفتگانه مذکور محرمهای نسبی و سببی هستند .
کلمه « اربه » به معنی حاجت است و منظور حاجت شهوی است .
مراد از رجال تابعین ، افراد سفیه و ابلهی هستند که تحت قیومیت دیگران هستند و شهوت مردانگی ندارند.
4 . احزاب / 59
5. کلمه «جلابیب» جمع جلباب است و آن جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشانده ؛ کوچکتر از عباء و بزرگتر از خمار .
«یدنین» یعنی پیش بکشند .
6 . برای توضیح بیشتر پیرامون مفاهیم این آیات می توانید به تفاسیر آیات مزبور و روایاتی که در ذیل آن وارد شده مراجعه کنید. لازم به ذکر است که علاوه بر آیات فوق، که دلالت صریح بر لزوم حجاب دارد آیات دیگری نیز وجود دارد که  دلالت التزامی بر لزوم رعایت حجاب می کند ( مانند آیه 60 سوره نور، و آیه 53 سوره احزاب ) که علاقه مندان می توانند به کتبی که مستقلا درباره حجاب نوشته شده مراجعه کنند.
7 . تاریخ تمدن 1 / 47 
8 . تاریخ تمدن 1 / 56
9 . از آن جمله می توان به تخریب شدید بنیان خانواده، زندگی مشترک بدون ازدواج!، افزایش طلاق، کم رنگ شدن عشق رمانتیک و تعهد متقابل، روابط جنسی نامشروع، فرزندان نامشروع، انواع فسادهای جنسی تاسف آور، و ... اشاره کرد؛ که سرچشمه تمام این فسادها همین مسئله بی حجابی و کم رنگ شدن حیا و عفاف در بین افراد جامعه است که با هزینه اندکی میتوان راه آن را سد کرد.
 سر چشمه شاید گرفتن به بیل /  چو پر شد نشاید گرفتن به پیل!
10 . ضمانتهای اجرائی رسمی که به عهده حکومت است مانند آنچه در نظام کیفری جامعه، که دادگاهها و زندانها نماینده آن هستند مشاهده می شود.
و ضمانتهای اجرایی غیر رسمی که بیشتر به عهده خود مردم و یا سازمانهای دولتی فرهنگی و خدماتی است، مانند تشویقهای متعارف، امتیازات اجتماعی خاص، ارائه اولویتها در ارائه خدمات، اعلام رضایت صریح یا ضمنی، یا سرزنش کردن،دوری کردن از فرد یا افراد خاص، محرومیتهای اجتماعی خاص، پرهیز از مورد تمسخر واقع شدن، شرمنده شدن، و مورد پذیرش واقع نشدن، و ... .

حجاب . حجاب . حجاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 20:33  توسط مجتبی  | 

 و خدای که در نزدیکیست !   

 

سلام دوستان .... حالتون .... !

شاید توضیح نیازی نباشد که می دانید چه می خواهم بگویم !

این روزها خسته شدم   اخه با گفتن های  ما مگه چیزی عوض میشه !   میشه ؟؟؟؟؟

 

.......... این روزها فقط برای نماز خواندن هست که حجاب کامل به سر می کنند بعضی دوستان ......

................ انگار همه خودی هستن ! 

....................... انگار همه چشم پاکن !

...............................  و خدای ماست که نامحرم است !

.................................................  شرمگینم ..........................................................

.................  و این است که امروز مشکلات بزرگ و سنگینی سینه هامون را تنگ کرده .............

..-.-.-.-.-.-.-.-..-.-.-.-.-.-.-.-..-.-.-.-.-.-.-.-.  از ماست که بر ماست  .-.-.-.-.-.-.-.-..-.-.-.-.-.-.-.-.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 19:20  توسط مجتبی  | 

 

به کجا چنین شتابان داریم میرویم !

ما مردم ایران گذشته کشورمان را به چه بهای می فروشیم ؟

جواب می خوام ها ؟

 

حضرت محمد (ص) و کتابش را به چه می فروشیم ؟

کورش کبیر  را به چی می فروشیم !

چه ؟

وقتی که ثمره ی جشن های فرهنگی شهرداری تهران به مناسبت میلاد امام زمان (عج) این باشد:

وقتی بی حیائی و بی عفتی بشود فرهنگ رایج نقش آفرینان فرهنگ و هنر یک کشور اسلامی:

 

وقتی قبور مطهر شهدای عزیز، بشود

 چراگاه توله سگی که همراه عزیزش به گردش آمده:

 

تفت بر غیرت من اگر ساکت بنشینم و بی تفاوت باشم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 17:46  توسط مجتبی  | 

آسیب های امروز سینمای ایران در اندیشه های شهید آوینی

«سینما رسانه‌ای عظیم است که می‌تواند منشأ تحول فرهنگی باشد و متأسفانه ما از این واقعیت غفلت کرده‌ایم. معتقدیم که همه امکانات حیاتی بشر، اعم از تکنولوژی، علم یا هنر باید در خدمت تعالی انسان باشد، به سوی آن نهایتی که انبیای عظام می‌خواهند. فیلم و سینما نیز جدا از این اصل برای ما معنایی ندارد.»

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شهید آوینی، دستیابی سینمای کشورمان به هویت خویش و قرارگرفتن این هنر- صنعت در خدمت اسلام و انقلاب بود. همچنان که در جزه «تأملاتی در ماهیت سینما» با بیان این که سینما هنری تکنولوژیک و برآمده از فرهنگ غرب است، تصریح کرده بود: «برای پایه گذاری عالمی بر مبنای اسلام ناچار هستیم که با یقینی برآمده از ایمان به اسلام، و در پرتو آن به تمدن غرب و لوازم و محصولات آن نظر کنیم.»

اساساً رویکرد شهید آوینی به سینما، هویت‌مند بوده و آن را ابزاری برای ایجاد تحول فرهنگی در جامعه ما می‌دانست:


«سینما رسانه‌ای عظیم است که می‌تواند منشأ تحول فرهنگی باشد و متأسفانه ما از این واقعیت غفلت کرده‌ایم. معتقدیم که همه امکانات حیاتی بشر، اعم از تکنولوژی، علم یا هنر باید در خدمت تعالی انسان باشد، به سوی آن نهایتی که انبیای عظام می‌خواهند. فیلم و سینما نیز جدا از این اصل برای ما معنایی ندارد.»

سید شهیدان اهل قلم از‌‌ همان زمان نسبت به ابتلای سینمای ایران به بحران هویت هشدار داده و نوشته بود: «سینمای ایران گرفتار بحران هویت است و این بحران به این دلیل ایجاد شده که سینما از مردم و غایات فرهنگی آنان دور است.»

البته اشاره آوینی به «هویت» یک امر کلی و انتزاعی نبود. بلکه به طور صریح و روشن، آن هویتی که می‌تواند سینما و فرهنگ ما را اعتلا و ترقی بخشد را ارزش‌های انقلابی، مبارزاتی و فطری می‌دانست. به طوری که نوشت: «سینمای مبارزه باید منظر غایی و مقصود نهایی دست اندرکاران محترم امور سینمایی کشور باشد. اگر امت مسلمان ایران هویت حقیقی خویش را در مبارزه یافته است، سینمای ایران نیز باید هویت مستقل خویش را در سینمای مبارزه پیدا کند.»

و در جای دیگر بیان داشته بود که «سینمایی که می‌خواهد در خدمت اسلام باشد، باید روی خطاب خویش را به فطرت الهی بازگرداند» در حالی که هم در گذشته و هم در زمان حال، منبع و الگوی سینمای ما، غرب بود، آوینی می‌گفت: «بر ما تقلید از غربی‌ها روا نیست، چرا که تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست. ما عصر تازه‌ای را در جهان آغاز کرده‌ایم و در این باب، اگر چه سینما یکی از موالید تمدن غربی است، لکن در نزد ما و در این سیر تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده، صورت دیگری متناسب با اعتقادات ما خواهد پذیرفت. سینما در غرب چیزی است و دراین مرز و بوم چیز دیگر… و سینمای ما نمی‌تواند که در امتداد تاریخی سینمای غرب باشد، اگر چه زبان سینما یا بیان مفاهیم به زبان سینما قواعد ثابتی دارد، فرا‌تر از شرق و غرب.»

و همچنین: «ما خود را بی‌نیاز از تجربیات غربی‌ها نمی‌دانیم، اما برای این تجربیات شانی متناسب با آن‌ها قائلیم. ما چاره‌ای نداریم جز آن که سینما را یک بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیت‌های کشف ناشده سینما را در جواب به فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم… و چه کسی می‌تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیت‌هایی ناشناخته ندارد؟»

آوینی در همین راستا تأکید می‌کرد: «اگر برای مصداق جمعی بشر بتوان ضمیری تصور کرد، هنرمندان حکایتگر آن «ضمیر» هستند. هنر، محاکات حضور و غیاب بشر نسبت به حق است. همه هنر‌ها این چنین‌اند و در میان هنر‌ها، سینما «آینه جادو» ست، آینه‌ای که در آن چهره باطنی بشر امروز بی‌پرده انعکاس یافته است. منتظر بمانیم تا «خودآگاهی تاریخی» این قوم نیز در این آینه اظهار شود و باطن زیبای انقلاب اسلامی را، تا آن جا که این آینه قابلیت انعکاس آن را دارد، به جهانیان عرضه کند.»

هشدار آوینی به فعالیت روشنفکران


حاکم بودن سایه سنگین روشنفکری و روشنفکران بر فرهنگ و هنر کشورمان، از‌‌ همان زمان، یکی از دغدغه‌های شهید آوینی بود.

 این هنرمند که خطرات و تهدیدهای غرب زدگان و سکولار‌ها در فضای فرهنگی کشور را به خوبی درک می‌کرد در گفتار‌ها و نوشتارهای خود بار‌ها درباره تأثیر منفی فعالیت‌های مدعیان روشنفکری هشدار داده بود.

به عنوان مثال نوشته بود:

«سایه منورالفکری قرن نوزدهم بر اذهان بسیاری از روشنفکران و هنرمندان ما حجابی ظلمانی است که اجازه نداده تا آن‌ها بتوانند با مردم در سیر تکاملی انقلاب اسلامی همراهی کنند.

 آن‌ها بدون درکی عمیق از تاریخ و ضرورت‌های آن سعی کرده‌اند که از قبول تقدیر تاریخی انقلاب استنکاف ورزند و لذا چونان کبک که سر در برف برده است، خود را نسبت به انقلاب اسلامی و آثار تاریخی و جهانی آن به غفلت زده‌اند و البته انتظاری هم نباید داشت که تحول فرهنگی آرمانی ما به توسط کسانی که اعتقادی به اصل آن ندارند، بنیان نهاده شود.»

ماهیت جشنواره‌های غربی


یکی از مسائلی که سینمای ایران از گذشته و به خصوص در زمان حال با آن مواجه بوده، جشنواره‌های غربی هستند.

 شهید آوینی در این باره نیز به صراحت گفته بود:

«حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره‌های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی‌کند.

 آن‌ها به تکنیک محض جایزه نمی‌دهند و راه‌شان نیز با ما متفاوت است.

تکنیک و محتوا را نیز نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد و چون این چنین است، پر روشن است که آن‌ها کدامین فیلم‌ها را خواهند.»

و در جای دیگر نوشته بود:

 «بنده مخالف شرکت در جشنواره‌های جهانی و دعوت از منتقدان بین المللی نیستم، اما مخالف آن هستم که به ارزیابی جشنواره‌ها و داوری منتقدان بین المللی ایمان بیاوریم.

سینمای ایران باید در جهت دستیابی به یک هویت مستقل حرکت کند و خود را در آینه صیقلی وجود مردم ببیند، نه در سراب روشنفکری و روشنفکرنمایی.»

و در مقابل، پرورش هنرمندان متعهد را یک موضوع مهم و الزامی می‌دانست:
«اگر یک برنامه بلند مدت برای پرورش هنرمندان برنامه ساز نداشته باشیم، همین عامل مذکور می‌تواند ما را تدریجا به سمت یک خضوع ناخواسته در برابر هنرمندان و متخصصان غیرمتعهد به اسلام براند.»

بازگشت سینما به خویشتن


آوینی در بخشی از جزوه «تأملاتی در ماهیت سینما» نکته‌ای را متذکر شده که امروز هم گریبانگیر فضای سینمای ماست.

 این نکته، در عین کوتاه و خلاصه بودن، گویای بسیاری از ضعف‌های محتوایی و موضوعی فیلم‌های ایرانی است و در عین حال راه صحیح را هم به اختصار بیان داشته است:

«چرا موضوع غالب فیلم‌هایی که در مشرق زمین تولید می‌شوند «عشق‌های مجازی و مناسبات آدم‌های فلک زده» است؟

موضوع قریب به اتفاق فیلم‌هایی که در ایران نیز ساخته شده، به جز استثنائاتی معدود، همین مناسبات است که اگر از بیرون این غفلت زدگی رایج بر آن نظر کنیم،

تماما ناشی از دور ماندن از حیات طیبه ایمانی و پذیرش مناسبات خانوادگی و اجتماعی غرب در جامعه‌ای است که ماهیتا با این مناسبات بیگانگی دارد و در جست‌و‌جوی هویت دیگری است. منظور این نیست که سینما نباید به این مناسبات بپردازد، بلکه قصد ما باید‌‌ رها ساختن آدم‌ها از فلک زدگی باشد و رساندن آن‌ها به آزادی و استقلال و استغنا، نه آن که آنان را در ضعف‌ها و نقص‌هایشان تایید کنیم.

و روشن است که تا خود از فلک زدگی و غفلت رایج ملازم آن‌‌ رها نشویم اصلا در نمی‌یابیم که آن چه را «رنج‌های بشری» نام نهاده‌ایم، باتلاق عفنی است که از ضعف‌ها و نقص‌ها و نیاز‌ها و عادات زاید و تعلقات دنیایی ما فراهم آمده است؛ وگرنه کدام رنج‌های بشری؟ این‌ها رنج‌هایی است که بشر امروز به خاطر دوربودن از حقیقت انسانی خویش بدان اسیر است.

پرداختن به این رنج‌ها هنگامی زیباست که همراه با «تذکر» باشد.» و اما این که با گذشت ۱۸ سال از شهادت آوینی، هنوز هم اندیشه‌های آن هنرمند حقیقت طلب می‌تواند راه گشای سینمای ما باشد.

یکی از قدم‌هایی که می‌تواند به کاهش بسیاری از مشکلات این عرصه بیانجامد، ترویج بیش از پیش این اندیشه‌ها نزد مسئولان و هنرمندان سینما، منتقدان و نظریه پردازان هنر هفتم و دانشجویان این رشته است.

منبع: کیهان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 19:17  توسط مجتبی  | 

به راستی اینجا جمهوری اسلامی ایران است؟

 

 

 

اشتباه نکنید اینجا ایران است!افکار- جایی که حجاب به عنوان یکی از اصول قانون اساسی اش لازم الاجراست!


جایی که برای رسیدن

به چنین قانونی سال های سال خون های عزیز ترین کسانش ریخته شد

و چه بسیار زنان و مردانی که جان و جوانی و هستیشان را فدا کردند

 تا حجاب را از سر نوامیسشان برندارند!

.

 

 

 به راستی اینجا جمهوری اسلامی ایران است؟

 

 

  به راستی اینجا جمهوری اسلامی ایران است؟

و ما در این سال ها عادت کرده ایم ببینیم آنچه نباید می دیدیم…

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 7:29  توسط مجتبی  | 
 

نابودی   - ارمانها  -  ارزش ها - حرمت ها  - عقیده ها - جهاد ها - شهادت ها  و .......  به دست .....

سیاست  قدیمی دولت های متهاجم ( بی حجابی و بی بندوباری و .... ( جنگ نرم ... تهاجم فرهنگی )

 

خاموشی  و بی توجهی دولت مردان - مقامات کشوری در این زمینه ---------

تلاش های اندک و فرهنگ سازی های غریب در این زمینه برای بستن دهن مردم ..........

کارهای اجرایی غلت در این زمینه  و ................................................

 

 

همه و همه  به ما چه می خواهد بگویید ....................... ؟

سری جدید عکسهای مبارزه با بدحجابی   Pixfa.net

 

سری جدید عکسهای مبارزه با بدحجابی   Pixfa.net

 

 

سری جدید عکسهای مبارزه با بدحجابی   Pixfa.net

 

تب و تاب شهوت بازی و عشوه گری در جامعه ی ایران بیداد می کند

   سختی ازدواج .... فراهم بودن  تمامی امکانات برای به گناه کشیده شدن  جوانان در جامعه  ی به نام

------------ جمهوری اسلامی ایران ------------------------------ 

 +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 6:32  توسط مجتبی  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 17:52  توسط مجتبی  | 

نویسنده: حسین شرف‌الدین

جایگاه اجتماعی پوشش
الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، بیش از هر چیز از ساختار باورها، ارزش‌ها، هنجارها و سلیقه‌های گروهی اثر می‌پذیرد. لباس، نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه‌های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی شکل می‌یابد. ضرورت هم‌نوایی با اقتضاهای فرهنگ غالب و رعایت انتظارات جمعی، کمترین هزینه‌ای است که زندگی اجتماعی در ساحت‌های مختلف بر افراد تحمیل می‌کند. این هم‌نوایی برخلاف تصویر خام و ابتدایی آن، به معنای پذیرش قطعی اشکال متعین و تمکین بی‌چون و چرا در برابر الزامات انعطاف پذیر و تسلیم نشدن در برابر اراده و خواست جمعی نیست، بلکه به معنای هم‌نوایی صوری، تشبه و هم‌آوایی ظاهری و تخلف نکردن آشکار از حداقل‌های هنجاری جامعه است. در حوزه پوشش نیز جامعه، انتظار خویش را نه در چارچوب‌های معین، بلکه در قالب‌ گزینه‌های متنوعی مطرح ساخته است که امکان اعمال گزینش‌های فردی همواره وجود خواهد داشت. در جامعه ما، به دلیل حساسیت‌های خاص درباره الگوی پوشش بانوان گزینه‌های محدودتری فراروی آنها قرار دارد و دخالت سلیقه کمتر است.

به دلیل الزامات ارزشی و هنجاری جامعه، پوشش، اجباری و گریز‌ناپذیر است و افراد در هر شرایطی باید از آن برخوردار باشند. رعایت این حداقل، نیازمند حضور و مشارکت اجتماعی است و رعایت نکردن آن، به عنوان تخلف اجتماعی، واکنش‌هایی را برخواهد انگیخت. درجه این واکنش را میزان حساسیت و آستانه صبر جامعه تعیین خواهد کرد. هر جامعه به طور متوسط، از میرانی از تخلف و ناهم‌سویی، با نگاه به سطح انتظار، در همه عرصه‌های رفتاری پوشش، چشم‌پوشی و آن را تحمل می‌کند یا واکنش به آن را بنا به ملاحظاتی به تاخیر می‌اندازد. پیوستگی با هنجارها و ارزش‌های جمعی اجباری نیست، بلکه موجب ایجاد محدودیت در مسیر انتخاب و تصمیم اعضای اجتماع خواهد شد. هم‌نوایی نسبی، همواره با امکان استفاده از حاشیه آزادی و برخورداری از خودمختاری همراه خواهد بود. از این رو، رخ دادن رفتارهای ناهم‌خوان و ناهم‌سو با انتظارات جامعه و ظرفیت‌های هنجاری آن، چندان خلاف انتظار نیست.
هنجار پوشش
بر اساس آنچه در رساله‌های عملیه مراجع تقلید بیان شده و قوانین موجود کم و بیش با ارجاع به آن تنظیم و تصویب شده و عرف عام جامعه بر اساس آن رقم خورده، حجاب در قالب هنجاری زیر صورت‌بندی شده است:

"زن باید خود را از نامحرم بپوشاند، بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده، ولی خوب و بد را می‌فهمد (به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است) بپوشاند." (1)

البته گردی صورت و دست‌ها تا مچ از این قاعده مستثنا است.
تعریف بی‌حجابی

با توجه به مباحث یاد شده، بی‌حجابی به معنای نداشتن پوشش متناسب با استاندارهای متعارف عرف عام و الگوی برگرفته از فقه اسلامی است. از این رو، پوشیدن لباس‌های تنگ، بدن‌نما، تحریک کننده و بدشکل، پوشیده نبودن برخی مواضع نیازمند پوشش، آرایش نامناسب و نداشتن وقار لازم در اجتماع را می‌توان در مقوله بدحجابی گنجاند. در این میان، برجسته‌ترین مصداق بی‌حجابی که همگان تلقی مشترکی از آن دارند، به پوشش برمی‌گردد و همان نداشتن پوشش مناسب است.


آسیب‌شناسی حجاب

از منظر آسیب‌شناختی، بی‌حجابی از مصداق‌های انحراف و کج‌روی است. بی‌حجابی، رفتاری ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه، (2) خلاف فرهنگ جاری و قانون‌مندی‌ها و انتظارات مطلوب جامعه (3) و موجب تنش‌ها و تضادهایی است که به نگرش‌های سرزنش‌آمیز می‌انجامد و واکنش‌هایی نظیر مجازات، طرد و انزوا را به همراه دارد.

از منظر حقوقی نیز ناهم‌سویی یا مخالفت با هنجارهای قانونی معتبر جامعه، جرم و سزاوار مجازات‌های متناسب خواهد بود. از این رو، نقض قانون مملکتی در اثر عمل خارجی، در صورتی که انجام وظیفه و یا اعمال حقی، آنرا تجویز نکند و مستوجب مجازات هم باشد، جرم نامیده می‌شود.

قانون مجازات اسلامی، در تبصره ماده 638 در بیان جرایم ضدعفت و اخلاق عمومی، بی‌حجابی را جرم سزاوار مجازات شمرده است و می‌نویسد:

"زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی، ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد."

در قانون رسیدگی به تخلفات استفاده کنندگان البسه خلاف شرع (مصوب 28/12/1365 ) مجلس شورای اسلامی و نیز ماده قانون البسه مبتذل در بیانی مشابه آمده است:

"کسانی که در انظار عمومی، وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح، محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات‌ها محکوم می‌گردند. مجازات این اشخاص، حبس از سه ماه تا یکسال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و یا 74 ضربه شلاق با یک یا دو مجازات مذکور می‌باشد".

قانون تعزیرات اسلامی نیز بی‌حجابی را در کنار برخی رفتارهای هم‌سنخ از جمله انحراف‌ها، سزاوار برخورد قضایی دانسته است که آن رفتارها عبارتند از: رعایت نکردن حجاب در معابر عمومی ( ماده 638)، انجام فعل حرام ( ماده 638)، تشویق یا انجام فساد و فحشا ( ماده 639)، استفاده از وسایلی که عفت عمومی را جریحه‌دار می‌سازد. (ماده 640)

از این رو، بی‌حجابی به اعتبار نقض هنجارهای اجتماعی، کج‌روی و انحراف و به اعتبار ناهم‌سویی و تخلف از قوانین نظام، جرم شمرده می‌شود.

ریشه‌های بی‌حجابی

برای بی‌حجابی، دلایل بسیاری را می‌توان برشمرد. این عوامل را در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان به روانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تقسیم کرد. اکنون این موارد را بر می‌شماریم:

1- روانی
عوامل روانی، به زمینه‌های زیستی و خواسته‌های طبیعی فرد گفته می‌شود که معمولا میان افراد مشترک است. از جمله می‌توان از میل به خودنمایی، تبرج، تزیین، تجمل، تمایل شدید به برانگیختن احساسات مثبت دیگران، کسب آرامش و امنیت در پرتو تحسین و تمجید دیگران، لذت‌جویی، میل به تظاهرات جنسی و جلب جنس مخالف، نیاز به ابراز وجود و متمایز نشان دادن خود و... نام برد. بدیهی است این سنخ تمایل‌ها هم‌چون دیگر تمایل‌های طبیعی، در پرتو فرهنگ و نظام ارزشی جامعه، شکل و جهت می‌یابند و در مجاری و قالب‌های خاصی جلوه‌گر می‌شوند. به عبارت دیگر، این تمایل‌ها در پرتو ترکیب طبیعت و فرهنگ، سامان خواهد یافت.

استاد مرتضی مطهری در توضیخ این‌گونه تمایلات می‌نویسد:

"...زن همیشه می‌خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد. جلوه‌گری‌ها، دل‌بری‌ها، و خودنمایی‌های زن همه برای جلب نظر مرد است. زن آن قدر که می‌خواهد مرد را عاشق دل خسته خویش کند، طالب وصال و لذت جنسی نیست...

زن، مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است... تمایل مرد به نگاه کردن و چشم‌چرانی است، نه به خودنمایی و برعکس، تمایل زن بیشتر به خودنمایی است، نه به چشم‌چرانی...و به هین جهت، تبرج از مختصات زنان است."


2- فرهنگی
تبیین "بی‌حجابی" هنگامی فرهنگی خواهد بود که "علل" یا فرآیند این پدیده همگی از سنخ فرهنگ باشند. امور فرهنگی هر چند ذهنی‌اند، شخصی و فردی نیستند و نقش‌آفرینی نمادین آنها که لازمه ارتباط و تعامل میان افراد است، بر اجتماعی بودنشان دلالت دارد.
الف) جامعه‌پذیری ضعیف یا ناهم‌گون
اساس جامعه‌پذیری بر این واقعیت است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه‌های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می‌گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط و درون‌ریزی مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، خواسته‌ها، آرمان‌ها، هدف‌ها، رسوم، قواعد و هنجارها از طریق کارگزاران ویژه همچون خانواده، گروه‌های دوستی، محیط‌های آموزشی، وسایل ارتباط جمعی، محیط‌های کاری، مطبوعات، کانون‌های مذهبی و مانند آن، به تدریج به انسانی باالفعل تبدیل می‌شوند. انی فرآیند تعطیل‌ناپذیر، از اولین مراحل زندگی آغاز می‌شود و تاپایان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه‌پذیری، دو فرآیند مکمل یعنی انتقال میراث فرهنگی اجتماعی و رشد و تکامل شخصیت فردی را در بر می‌گیرد. جامعه‌شناسان، بسیاری از انحرافات اجتماعی را به کاستی‌ها و ضعف‌ این فرآیند مهم شخصیت‌ساز مستند می‌دانند. بدون شک، بدحجابی دختران و زنان در سن بالا نیز در نارسایی‌های این فرآیند و القاهای محیط خانواده، دوستان، محیط‌های آموزشی، رسانه جمعی و محیط عمومی ریشه دارد.

رسوبات فرهنگی به جا مانده از اعمال سیاست دستوری ناسنجیده گذشته همچون قضیه کشف حجاب و سیاست‌های رژیم طاغوت برای گسترش و نهادینه کردن آن در ذهنیت فرهنگی و اصرار برخی علاقه‌مندان به پاس‌داشت و استمرار آن از طریق پیوست‌هایی میان نسلی نیز در این زمینه نقش داشته است.اجرای این سیاست تخریبی در یک دوره چهل ساله آن هم با انگیزه‌های کینه‌توزانه، موقعیت حجاب را به شدت تضعیف کرده است.

ب) القاهای فرهنگی مسموم دشمنان
"ترسیم تصویر یک مسلمان محجبه، یکی از رایج‌ترین شیوه‌های رسانه‌های غربی برای مشکل دار معرفی کردن اسلام است...با نگاهی اجمالی به سخنان غربی‌ها در مورد حجاب می‌توان دریافت که آنها معتقدند حجاب، نشانه ظلم اسلام به زنان است... با نگاهی گذرا به نوشته‌های غربی‌ها می‌بینیم که آنها برای توصیف حجاب زنان مسلمان از واژه‌های چون "کفن"، "لباس مزور" و "حجب و حیای سیاه" استفاده می‌کنند. به طور کلی، واکنش‌های غرب نسبت به حجاب در یکی از دو دسته زیر قرار می‌گیرد؛ دسته اول، تفسیری کینه‌دوزانه از حجاب است که آن را نشانه آشکار ظلم اسلام به زنان می‌داند و دسته دوم، دیدگاهی خیال‌پردازانه است که حجاب را جزئی از سنن بیگانه شرقی می‌داند که خواهان فروکش کردن لذت جنسی است." (10)

ج) کم‌رنگی تعلق به فرهنگ خودی و توجه بیشتر به دیگر فرهنگ‌ها
"تغییر لباس همواره پی‌آمد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی‌تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان را به تن نمی‌کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که "من تشبه بقوم فهو منهم؛ هر که خود را به گروهی شبیه سارد، هم از آن گروه است." لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند، همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می‌کند. هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش‌ها و بینش‌ها، معتقد و دل‌بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش‌ها و بینش‌ها را از تن به در نخواهد کرد." (11)

د) ضعف اعتقاد یا باور نداشتن به اعتبار معیارهای متعارف
تردیدی نیست که افراد در مورد اعتقاد به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات معمول، موقعیت متفاوتی دارند. به طور طبیعی، درجه التزام و هم‌نوایی را میزان اعتقاد فرد تعیین می‌کند. کسی ‌که به هر دلیل به یک نظام هنجاری اعتقاد نداشته باشد، در هم نوایی و پیروی از آن نیز تعهدی احساس نخواهد کرد.

3- اجتماعی
عوامل اجتماعی بیشتر ناظر بر عمل‌کرد محیط عمومی نهادها، سازمان‌ها، گروه‌ها و تعامل‌های اجتماعی است. بی‌شک، وجود کاستی‌ها، آشفته‌کاری‌ها و مشکلات خاص در روند فعالیت نهادهای اجتماعی، در پیدایش بخشی از بی‌حجابی موجود موثر بوده است. برخی از زیرمجموعه‌های این عامل عبارتند از:

الف) نپذیرفتن وضعیت موجود
هنگامی که فرد به هر دلیل از در ناسازگاری با گفتمان غالب بر جامعه خویش برآمده باشد، براحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می‌زند.


ب) ضعف کنترل اجتماعی
کنترل اجتماعی بعنوان نظام مکلمل جامعه‌پذیری و تربیت اجتماعی، مجموعه‌ ساز و کارهایی است که جامعه برای پاس داری از ارزش‌ها و معیارهای پذیرفته‌ شده و واداشتن اعضا به سازگاری، اعمال می‌کند. بخشی از این ساز و کار به صورت رسمی با وضع و اجرای قوانین به وسیله کارگزاران مسئول، تنبیه متخلفان به تناسب درجه انحراف و بر اساس معیارهای مقرر و با نظارت ضابطه‌مند بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی و بخشی به صورت غیررسمی (شامل تذکر، توصیه، تمسخر، طرد، تهدید موقعیت و اعتبار اجتماعی و مانند آن) اعمال می‌شود.

در هر جامعه همواره افراد ناسازگار و متخلفی وجود دارند که می‌خواهند سرپیچی کنند. ضعف جامعه در این مورد می‌تواند افراد متمایل به انحراف را جسور سازد و به وادی انحراف بکشاند. بی‌شک، بخشی از رفتار انحرافی بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه ما در کاستی‌های موجود در ساز و کارهای نظارتی ریشه دارد.


ج) تنوع گروه های مرجع

گروه مرجع به گروهی گفته می‌شود که افراد در مقام مقایسه به آنها ارجاع می‌دهند، از آنها الگو می‌گیرند، آرزوهای خویش را در آنها تحقق یافته می‌بینند و مایلند برنامه زندگی خود را متناسب با تصویری که از ایشان دارند، تنظیم کنند. تنوع گروه‌های مرجع در عصر و زمان ما با توجه به نقش الگویی آنان، از جمله زمینه‌های پراکندگی و تنوع ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی و لجام‌گسیختگی‌های رفتاری شده است. درباره اثرپذیری توده‌ها از هنرپیشه‌های تلویزیونی در مقوله حجاب گفته شده است:

"...اگر یک هنرپیشه بدقیافه و "دافعه‌ برانگیز" چادر سرش کند و یک هنرپیشه زیبا و مقبول جوانان، بی‌حجاب یا کم حجاب باشد، هر دو در جهت تغییر و تضعیف سمبل‌های مذهبی در جامعه کار می‌کنند. هنرپیشه بدقیافه با "حجاب" تداعی و متقارن می‌شود و به حجاب بار ارزشی منفی می‌دهد. هنرپیشه زیبا و مقبول به "کم‌حجابی" بار ارزشی مثبت می‌بخشد و در بینندگان این نوع پوشش را یک پوشش "خوب" و "مجاز" یا "مشروع" جلوه می‌دهد و از آن طریق در پی "همانندی" و "تقلید" بینندگان از هنرپیشه‌ها، این نوع پوشش در جامعه رواج می‌یابد."


د) دگرگونی‌های فرهنگی

نفوذ فرهنگ سرمایه‌داری، بافت و ساختار سنتی جامعه ایران را به شدت متزلزل ساخته و در فضایی برزخی میان سنت و مدرنیسم در مداری پاندولی رها کرده است. ملموس‌ترین نمود این آشفتگی فرهنگی را در تظاهر رفتاری جوانان می‌توان دید. برخی از این دگرگونگی‌های فرهنگی عبارتند از: چیرگی فردگرایی و تقدم تمایلات فردی بر مصالح جمعی، میل به اباحی‌گری و تساهل و تسامح، تکثرگرایی، لذت‌جویی، تنوع‌خواهی، مدگرایی، تجربه حضور در محیط‌های مختلط، افزایش تحریکات جنسی، احساس نیاز شدید به برقراری روابط جنسی تحت تاثیر افزایش تحریکات و التهاب‌های ناشی از رقیق شدن فاصله‌های جنسیتی، فاصله افتادن میان بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی، محدود شدن امکان ازدواج در شرایط سنی مناسب، تحریک هیجان‌ها با وجود محدودیت در مسیر ارضای درست آنها، آنومیک شدن فضای هنجاری به دلیل گسترش جریان‌های فرهنگی و تجربه زیستن در فضاهای میان فرهنگی. ابتذال در پوشش و آرایش از جمله نمودهایی است که تحت تاثیر این زمینه‌ها و شرایط و دیگر عوامل محیطی بویژه در میان اقشاری که اثرپذیری بیشتری دارند، جلوه‌گر شده است.

ه) اثرپذیری از شبکه‌های ارتباطی

شبکه‌های ارتباطی و گروه‌هایی که فرد درگیر تعامل پیوسته و مستقیم با آنهاست، نقش بسیاری در الگودهی و تثبیت هنجارها ایفا می‌کند. از برخی پژوهش‌ها چنین بر می‌آید که هم‌بستگی بالایی میان نوع پوشش مادر و دوستان فرد با پوشش خود فرد وجود دارد. 7/90% دختران مادرانی که دارای پوشش روسری، مانتو و شلوار بودند، چنین پوششی داشتند، و 7/50% فرزندان مادران چادری نیز پوششی مشابه داشتند. همچنین حدود 70% از دخترانی که صمیمی‌ترین دوستانشان دارای چادر بودند، چنین پوششی را برگزیده بودند و 73% از دخترانی که نزدیک‌ترین دوستانشان دارای روسری و مانتو و شلوار بودند، خود همین گونه بودند. متغیر دیگر، میزان مذهبی بودن والدین است که بر شکل‌گیری نگرش منفی یا مثبت فرزندان نسبت به حجاب کاملا اثر دارد. بر اساسی برخی پژوهش‌ها هر قدر والدین مذهبی‌تر باشند، نگرش دختران آنها به حجاب اسلامی مثبت‌تر است. از سوی دیگر، هر قدر میزان رعایت حجاب در خانواده بیشتر باشد، وضع حجاب فرزند نیز بسوی الگوی مطلوب میل می‌کند.

4- سیاسی

زمینه‌های سیاسی بیشتر به عملکرد نظام سیاسی کشور و سازمان‌های فعال در موزد حجاب و بازتاب آن در قلمروهای رفتارهای افراد و توع تعامل میان فرد و نهاد سیاسی مربوط است. برخی کاستی‌ها در ایجاد زمینه و گسترش بی‌حجابی موثر بوده‌اند که از آن جمله به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

الف) ضعف نگاه راهبردی به موضوع‌های فرهنگی
تبیین نکردن سیاست‌های فرهنگی به صورت مرحله‌ای و طراحی ساز و کارهای لازم برای اجرایی شدن آن در همین راستاست.
ب) تعدد و تنوع سازمان‌های مسئول با فعالیت‌های گاه متعارض
ناهماهنگی میان مجموعه‌های مدیریتی نظام و عملکرد برخی دستگاه‌های فرهنگی کشور در زمینه‌سازی برای ابتذال و دامن زدن به برخی سیاست‌های ضدفرهنگی، با سیاست‌های دستگاه قضایی مبنی بر جرم تلقی کردن این سنخ تظاهرات، تباین آشکار دارد.
ج) ارایه نکردن تعریف مشخص از پوشش الزامی زنان متناسب با ضرورت‌های فرهنگی جامعه اسلامی در عصر جدید و نیاز شهروندان

تلاش نکردن برای معرفی الگوهای پوششی متناسب با سلیقه‌های مختلف و تاکید بیش از اندازه بر گونه خاصی از حجاب (چادر) در تمامی مراکز و مناطق بدون داشتن توجیه کافی.

د) نداشتن تلاش جدی و برنامه‌ریزی شده برای اقناع فرهنگی
در سال‌‌های گذشته، شماری از نهادهای فرهنگی نظام تحت تاثیر برخی جریانات کور فرهنگی و سیاسی، بجای تشریح فلسفه حجاب، پاسخگویی مستقیم و غیرمستقیم به شبهات، انتقال قرهنگ حجاب از طریق مجاری و کانون‌های مختلف آموزشی و تربیتی، در مسیر تایید و تقویت اباحی‌گری و فرهنگ تساهل و تسامح، بعنوان ویژگی جدایی‌ناپذیر جامعه مدنی و بی‌اعتنایی به ارزش‌های اختصاصی با عنوان تکثرگرایی فرهنگی، گام برداشتند. بی‌اعتنایی به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش و آرایش در سازمان‌های دولتی، استفاده از زنان و دختران در روابط عمومی‌ها و بخش‌های پررفت و آمد اداری، سوءاستفاده از جذابیت‌های زنان در فعالیت‌های هنری و اقتصادی، ترویج ضمنی فرهنگ تشابه‌محور و بی‌توجهی به تفاوت‌های زنانه و مردانه در سطوح مختلف، اعطای مجوز چاپ و انتشار به رمان‌های جنسی، ترویج هنر مبتذل، میدان دادن به حضور چهره‌های لاابالی در برخی کانون‌های اثرگذار، تولید و عرضه لباس‌های نامتناسب، تجویز و و توصیه روابط پیش از ازدواج، تزریق فرهنگ کلان‌شهرها و طبقات بالای جامعه به سراسر جامعه و به طور کلی میدان دادن به طرح استاندارهای جدید و تشویش در ذهنیت هنجاری جامعه، بخشی از این سهل‌انگاری‌هاست.
ه) بی‌توجهی به جنبه‌های اخلاقی و تربیتی حجاب و عدم الگوسازی مناسب جوانان

نهادهای مسئول نهادینه سازی حجاب با محدود ساختن وظایف خود به تنظیم قوانین و تعیین مجازات‌های قانونی بدون تلاش برای طراحی ساختارهای تکمیلی، از جنبه‌های اساسی حجاب غافل مانده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 11:38  توسط مجتبی  | 

نظر امام درباره برخورد با بدحجابي

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ، اجبار حجاب بانوان در اداره هاو سطح کشور را از اولويت هاي برنامه هاي فرهنگي نظام قرار دادند و ذره اي در اين امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا که بي حجابي و بي بندوباري را به حق ترفند استعمار براي تخدير و به نابودي کشيدن نسل کشورها مي دانستند.

 

بنابر اين از همان روزهاي اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، براي جلوگيري از بي حجابي نهيب زدند: «الآن وزارتخانه‏ها- اين را مى‏گويم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل مى‏كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نبايد در آن معصيت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نبايد زنهاى (بى حجاب) بيايند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» صحيفه نور ج‏6 329

«حجاب ايران، حجاب اسلام، همين مقدارهاست. اسلام اينجا و آنجا ندارد. لكن يك جهات خارجى گاهى در كار هست. به طورى كه يك مفسده‏اى باشد، يك اختلاف اخلاقى بشود، يك- عرض مى‏كنم- چيزهايى باشد، البته آن وقت بايد جلوگيرى بشود ؛ اما اگر نباشد اينطور، و ساده باشد و مثل سايرين با سادگى باشد، نه؛ بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» صحيفه نور ج‏3 499

آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزاديها را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلويش را گرفته است. و ما تا زنده هستيم نمى‏گذاريم اين آزاديهايى كه آنها مى‏خواهند، تا آن اندازه‏اى كه مى‏توانيم، آن آزاديها تحقق پيدا كند

حضرت امام کمترين مماشات در اين امر را نمي پذيرفتند و بدنه مردم را به حفظ ظاهر اسلامي کشور فرا مي‌خواندند، چنانچه وقتي حضرت ايشان با خبر شدند

 که در سواحل دريا بي بندوباري و اختلاط صورت مي گيرد برآشفته شده و فرمود:

 «براى اينكه اسلام جلوى شهوات را مى‏گيرد؛ اسلام نمى‏گذارد كه بروند توى اين درياها شنا كنند. پوستشان را مى‏كند! ...كه بعد از اينكه مى رفتند زن و مرد در دريا، زنها همان طور و همان طور مى‏آمدند توى شهر!

 مردم هم جرأت نمى‏كردند حرف بزنند. امروز اگر يك همچو چيزى بشود، اينها را ما خواهيم تكليفشان را معين كرد.

 و دولت هم معين كرد. البته دولت [به‏] طورى كه وزير كشور گفتند، گفتند ما جلويش را گرفتيم. اگر نگيرند، مردم مى‏گيرند.

مگر مازندرانيها مى گذارند يا رشتيها مى‏گذارند كه باز كنار درياشان مثل آن وقت باشد؟

 مگر بندر پهلوى‏اى‏ها (بندر انزلى) مرده‏اند كه زن و مرد با هم در يك دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند!

مگر مى‏گذارند اينها را؟ تمدنهاى اينها اين است. آزادى‏اى كه آنها مى‏خواهند همين. اين جور آزادى!

بروند قمار بكنند و با هم بشوند و با هم [سرگرم عيش و نوش‏] بشوند آزادى در حدود قانون است.

اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزاديها را كه مادون فساد باشد داده.

 آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلويش را گرفته است.

و ما تا زنده هستيم نمى‏گذاريم اين آزاديهايى كه آنها مى‏خواهند، تا آن اندازه‏اى كه مى‏توانيم، آن آزاديها تحقق پيدا كند. » صحيفه نور، ج‏8، ص: 339

 


نظر رهبر انقلاب   ؛     برخورد قاطع با فساد فردي، اجتماعي

رهبر انقلاب با تاکيد بر مقابله با عمل مفسدانه در سطح فردي، اجتماعي و سياسي خاطر نشان کردند:

 لازمه اصلي مقابله با فساد، نبود فساد حتي در کمترين ميزان، در دستگاه مقابله کننده با فساد است.

ايشان همچنين نيروي انتظامي را به برخورد کاملاً جدي با مفاسد اجتماعي توصيه و تأکيد کردند: بايد در مقابل کج روي و عمل مفسدانه فردي، اجتماعي، و سياسي بطور قاطع برخورد شود.

حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: در برخورد با برخي افراد که تعمداً يا از روي بي توجهي چهره جامعه را از لحاظ ديني، نجابت و عفاف خارج مي کنند نيز بايد برخوردي قوي و صحيح انجام شود.

 


ديدگاه شهيد بهشتي ؛

قدرت در برخورد با بدحجابي

آيت‌الله دكتر شهيد بهشتي طي سخناني در خصوص مسئله حجاب، به تلازم بين اقناع و اعمال قدرت در اين زمينه تأكيد كرده‌اند كه متن آن در ذيل مي‌آيد:

توضيح، بيدار كردن و اقناع و در يك مقطع مناسب، قدرت نيازمند اين امر است، البته قدرت بدون زور سامان پيدا نكرده است.

در برخورد با برخي افراد که تعمداً يا از روي بي توجهي چهره جامعه را از لحاظ ديني، نجابت و عفاف خارج مي کنند نيز بايد برخوردي قوي و صحيح انجام شود
 

آيا اجازه مي‌دهيد عين اين مطلب را در رابطه با دزدي‌ها عمل كنيم،

 يعني بگوييم«اي پاسداران،‌كميته‌ها و پاسبان‌ها تشريف ببريد و شب‌ها در منازل‌تان بخوابيد، چون ما به وسيله راديو و تلويزيون، دزد‌ها را اقناع مي‌كنيم تا شب‌ها دزدي نكنند و قبل از اينكه اقناع كنيم نيز زور به كار نمي‌بريم».

 آيا اجازه مي‌دهيد اين كار را انجام دهيم!

چه فرقي ميان آن دزد مال و خانم خودآرايي كه به عمل خودآرايي دست مي‌زند وجود دارد

و اين خانم،«دزد سلامت اخلاق مردان است»

و آن مرد بوالهوسي كه خودآرايي و خودشيريني مي‌كند و قصد جلب‌نظر خانم‌ها را دارد،

 آن هم«دزد سلامت اخلاق است» و بايد هم به وسيله اقناع و هم به وسيله قدرت جلوي هر دو را گرفت.

مديريت در اين خصوص بايد از اين دو طريق باشد و اقناع بودن قدرت، تاكنون تجربه تاريخي اداره هيچ جامعه حتي صد هزار نفري را نداشته است و قدرت بدون اقناع، ديكتاتوري به حساب مي‌آيد و كار ساز نيست، پس اقناع و قدرت در اين خصوص بايد با هم به كار برده شوند.

نظر بزرگان دین در مورد بی حجابی    نظر امام خمینی در مورد بی حجابی    نظر رهبر انقلاب در مورد بی حجابی   نظر امام خامنه ی در مورد بی حجابی   نظر شهی د بهشتی در مورد بی حجابی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 11:25  توسط مجتبی  | 
 

متاسفانه این روزها درسایه بی توجهی و تسامح مسئولین در قلب تشیع و در کنار حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) شاهدصحنه هایی از بی حجابی هستیم که دل هر مومن متدینی را به درد می آورد .
البته این نکته قابل توجه است که بخشی از این هنجار شکنی ها توسط زائرین به وقوع میپیوندد اما بخش عظیمی از این بد حجابی ها متعلق به زنان و دخترانیست که مادران آنها سالهای سال حتی درزمان کشف حجاب رضاخانی دست از حجاب خود نکشیدند.
پایگاه 598 : جریانهای دینی یکی از مولفه هایی است که حکومتهای دنیا در بعضی از نقاط خاص بنا به مصالحی در وضع قوانین آنها را دخیل میکنند . در این میان رعایت ظواهر اسلامی به خصوص حجاب یکی از نکاتیست که در بسیاری از کشور های اسلامی مورد توجه قرار میگیرد.

اما متاسفانه این روزها درسایه بی توجهی و تسامح مسئولین در قلب تشیع و در کنار حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) شاهدصحنه هایی از بد حجابی هستیم که دل هر مومن متدینی را به درد می آورد . البته این نکته قابل توجه است که بخشی از این هنجار شکنی ها توسط زائرین به وقوع مپیوندد اما بخش عظیمی از این بد حجابی ها متعلق به زنان و دخترانیست که مادران آنها سالهای سال حتی درزمان کشف حجاب رضاخانی دست از حجاب خود نکشیدند.

کاش مسئولین محترم شهر با خواندن حرکت قهرمان بزرگ نهی از منکر مرحوم آیت الله بافقی که یک تنه درایوان آینه حرم مقابل ورود بدون حجاب زن رضاخان ایستاد و بعد از آن رنج سالها تبعید و زندان را به جان خرید از آن مجاهد بزرگ درس میگرفتند و برای این وضع قم فکری میکردند .

بیش از این توضیح لازم نیست و تصاویر خود گویای گسترش بدحجابی در ام القرای جهان اسلام میباشد.


لازم به ذکر است همان گونه که در خیابان های قم به نظر می رسد, هنوز اکثریت جامعه زنان و دختران قمی به حجاب و مسائل عفت عمومی پایبند هستند اما اگر مسئولین امر در برخورد و ساماندهی وضعیت فعلی کوتاهی کنند یقیناً با شکسته شدن قبح بدحجابی، نسل آینده از این مخاطرات مصون نخواهند بود.

 
 
 
 
 
جریان مبارزه      مرحوم بافقی       با زن    رضا خان

در شبِ اول فروردين سال 1306 ش، به هنگام تحويل سال، همسر بي‏شرم رضاخان به همراه عده‏اي از زنان درباري با وضعي زننده و دور از عفت، به آستانه حضرت معصومه(س) در قم رفته و در ايوان آينه جاي گرفتند.

 چون زنان درباري بدون حجاب، وارد حرم شده بودند، يكي از وعاظ به طرز حجاب آنان اعتراض كرد.

در اين حال، عالم پرهيزگار و شجاع. شيخ محمدتقي بافقي بر آنان شوريد و مردم را نيز عليه آنان وادار به اعتراض نمود.

وقتي كه اين خبر را به رضاخان گزارش نمودند، وي در روز دوم فروردين با حالتي غضبناك به اتفاق عده‏اي از مسؤولان نظامي وارد قم شد و يكسره به سمت حرم رفته، دستور ضرب و شتم روحانيان و آيت‏اللَّه بافقي را صادر كرد.

رضاخان سپس دستور داد كه آيت‏اللَّه بافقي را به شهر ري تبعيد نمايند.

 سرانجام چند سال بعد اين عالم مجاهد، پس از اخراج رضاخان از ايران به قم بازگشت.

برخي از محققان، واكنش تند آيت‏اللَّه بافقي را نسبت به حضور زنان بي‏حجاب در حرم حضرت معصومه(س) سببِ نزديك به هشت سال تأخير در اعلام رسمي كشف حجاب مي‏دانند.

همچنين، شجاعت آيت‏اللَّه بافقي در رويارويي با رضاخان، تأثير شاياني در حوزه علميه قم بر جاي نهاد به طوري كه امام خميني(ره) در درس اخلاقي كه در دهه 1320-1310 در قم مي‏دادند، آيت‏ اللَّه بافقي را نمونه‏اي ذكر مي‏كردند كه بايد سرمشق قرار گيرد.

 مبارزه با بی حجابی  حجاب   بی حجابان   ایران در بی حجابی نوع پوشش و لباس
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 11:6  توسط مجتبی  | 
 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب، پس از راه افتادن موج جدید حجاب در کشور کارهای مختلفی تولید شد که یکی از آنها نمایشگاه
 
 «من یک محجبه ام»
 
 
می‌باشد. این نمایشگاه حاوی تصاویری عمدتا از کسانی است که مسلمان و محجبه شده اند.


دختران ایرانی امروز به عنوان نیروهای زیر پرچم حضرت زهرا(س) نه تنها در خط مقدم نبرد با شیطان و بردگانش قرارگرفته اند بلکه به الگویی بزرگ برای زنان و دختران محجبه دنیا تبدیل شده اند؛ تا آنجا که حتی شهادت و شکنجه های سخت هم مانع از ترک این سنگر مقدس نمی شود .

بسته نمایشگاهی (بنر / سیلک / پوستر) و فلش کارت "من یک محجبه ام" کاری از انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی است که در آن مجموعه ای از تصاویر کسانی که عمدتا مسلمان و محجبه شده اند گرد آوری شده است.
SiteRooz.com
SiteRooz.com
SiteRooz.com
SiteRooz.com
SiteRooz.com 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 10:52  توسط مجتبی  | 
 

باز هم بدحجابی در داشگاه آزاد

دانشگاه های بزرگ و مهم دنیا همگی هر یک برای خود در مورد پوشش قانون های خاصی را دارند .

به نظر شما چرا در ایران - دانشگا های ما - چنین قوانینی کم رنگ تر نوشته شده یا وجود واقعی ان احساس نمی شود . من دلیل آن را دست های پشت پرده می دانم .

شاید اشتباه می کنم .

به ادامه ی مطالب دقت کنید .

ادامه ی مطلب قوانین پوشش در دانشگاه های مطرح دنیا هستند .

قوانین پوشش در دانشگاه های ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 10:50  توسط مجتبی  | 
قانون شدن حجاب در کشور به روایت تقویم

قانونی شدن حجاب در کشور به روایت تقویم

اگر فکر می‎کنید از فردای روز 22 بهمن 57 که انقلاب پیروز شد، همه چادر به سر کردند و حجاب گرفتند، سخت در اشتباهید. بعد از پیروزی انقلاب کلی ماجرا بر سر این حجاب درست شد که احتمالا آن‎هایی که کمی پا به سن گذاشته‎‎اند، این ماجرا‎ها را در خاطرات انقلابی‎شان ثبت کرده‎اند.

حالا که این روز‎ها سر حجاب دعواست و هر کسی درباره اجرای قانون طرح حجاب و عفاف اظهارنظر می‎کند، می‎توان سراغ خیلی حرف‎‎های دیگر هم در این رابطه رفت، می‎توان نگاهی گذرا هم به چگونگی قانونی شدن حجاب در کشور انداخت.

 شاید این نگاه بتواند در عوض کردن شرایط موجود راه‎گشا باشد.




15 اسفند 57

هنوز یک ماه هم از پیروزی انقلاب نگذشته است. زنان بی‎حجاب در اداره‎‎ها و سازمان‎‎های مختلف فعالیت می‎کنند و این موضوع باعث ناراحتی بسیاری از انقلابی‎‎ها شده است. امروز امام (رحمت‎الله‎علیه) اولین نطق تاریخی‎شان را درباره مسأله حجاب انجام می‎دهند و می‎فرمایند:

«وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‎‎های اسلامی نباید زن‎ها لخت بیایند. زن‎ها بروند؛ اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند.»




16 اسفند 57

با سخنرانی رهبر انقلاب، موجی از اعتراض توسط زنان بی‎حجاب در جامعه به راه می‎افتد.

 عده‎ای رسما با برپایی همایش‎‎ها و گردهمایی‎‎هایی، مقابل این فرمان امام (رحمت‎الله‎علیه) می‎ایستند که از جمله این اعتراض‎ها می‎توان به گردهمایی چند هزار نفری در دانشکده فنی دانشگاه تهران، اعتراض کارکنان زن قسمت فروش هواپیمایی ایران، اعتراض دانش‎آموزان مدارس دخترانه‎‎ای همانند مرجان، هشترودی، خوارزمی و آذر، اعتراض کارمندان زن بیمارستان‎‎هایی مثل به‎آور و هزار تختخوابی، اعتراض زنان شاغل در مخابرات (بخش 118 و 124) و اعتراض کارکنان وزارت خارجه اشاره کرد.




17 اسفند 57

به‎دنبال گسترش تشنج میان زنان باحجاب و بی‎حجاب و همچنین با زیاد شدن دامنه تعرض بعضی افراد غیرمسئول، به انگیزه‎‎های گوناگون، به زنان بی‎حجاب در روز 17 اسفند، دفتر امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) اعلامیه‎ای صادر می‎کند که در آن آمده است:

 

«هرگونه تعرض به زنان بی‎حجاب ممنوع است و ارگان مسئول موظف به برخورد با افراد خاطی هستند.»




20 اسفند 57

دو مصاحبه رسانه‎ای مهم در این روز درباره حجاب انجام می‎شود؛ یکی از سوی عباس امیر انتظام، معاون نخست‎وزیر و سخنگوی دولت وقت و دیگری توسط آیت‎الله طالقانی. امیر انتظام در مصاحبه‎اش نظر دولت و نخست‎وزیر - بازرگان - را درخصوص حجاب این‎طور اعلام می‎کند:

 «بدیهی است که نخست‎وزیر و خانواده ایشان، از قدیم طرفدار، مشوق و مقید به حجاب در حد معقول، عملی و صحیح اسلامی آن بوده‎اند، ولی ایشان و همه آقایان وزرا، معتقد و عامل به آیه کریمه «لا اکراه فی‎الدین» هستند و دستور اجبار برای خانم‎ها صادر نمی‎کنند...»آیت‎الله طالقانی هم می‎گوید:

«حجاب ساخته من و فقیه و دیگران نیست؛ این نص صریح قرآن است... هو و جنجال راه نیندازید و همان‎طور که بار‎ها گفتم، همه حقوق حقه زنان در اسلام و محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند و از آن‎ها خواهش می‎کنیم که با لباس ساده، با وقار، روسری هم روی سرشان بیندازند؛ به‎جایی برنمی‎خورد...

حضرت امام خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‎کند، راهنماییش می‎کند که شما این‎جور باشید به این سبک باشید...»

لطفا موها را بپوشانید


12 فرودین 58

مردم به‎طور قاطع به جمهوری اسلامی رأی می‎دهند و مسلما با برپایی این نوع حکومت، حضور زنان بی‎حجاب در جامعه به هیچ‎وجه قابل‎پذیرش نیست.

 از نیمه دوم فروردین همان سال، طرح‎‎هایی همچون پاکسازی در مطبوعات، طرح جدید گزینش دانشجو، زنانه و مردانه کردن پلاژ‎های دریا و ممنوعیت برگزاری تظاهرات و اجتماعات در دانشگاه تهران مطرح شد و به اجرا درآمد.

 از این تاریخ به بعد یک حرکت خودجوش میان مردم به‎وجود آمد تا با بی‎حجابی مقابله کنند. بسیاری از مغازه‎دار‎‎ها تابلویی مقابل فروشگاه‎شان قرار دادند که روی آن نوشته شده بود:

«از پاسخ‎گویی به خانم‎‎های بی‎حجاب معذوریم.»

این روند تا تابستان سال بعد ادامه دارد و حرکت خودجوش مردم، بسیاری از بی‎حجاب‎ها را مجبور به رعایت پوشش شرعی می‎کند.




13 تیر 1359

مقابله خودجوش مردم با بی‎حجابی، بسیاری از بی‎حجابان را مجبور به عقب‎نشینی کرده است، ولی هنوز هم حضور بی‎حجابان با پوششی نامناسب در جامعه احساس می‎شود.

 امام (رحمت‎الله‎علیه) در این روز طی یک سخنرانی در حسینیه جماران، شدیدا از دولت انتقاد می‎کند که چرا هنوز نشانه‎‎های شاهنشاهی را در ادارات دولتی از بین نبرده ‎است.

ایشان به دولت بنی‎صدر، ۱۰ روز فرصت داد تا اداره‎ها را اسلامی کند.

بعد از این سخنرانی، تعرض به زنان بی‎حجاب دوباره شدت گرفت، به همین دلیل بلافاصله امام (رحمت‎الله‎علیه) پیامی خطاب به ملت ایران صادر می‎کند:

 «ممکن است تعرض به زن‎‎ها در خیابان، کوچه و بازار، از ناحیه منحرفان و مخالفان انقلاب باشد. از این جهت، کسی حق تعرض ندارد و این‎گونه دخالت‎‎ها برای مسلمان‎‎ها حرام است و باید پلیس و کمیته‎‎ها از این‎گونه جریانات جلوگیری کنند.»




14 تیر 1359

بعد از سخنرانی امام (رحمت‎الله‎علیه) و اطلاع‎رسانی سریع آن در جامعه، از صبح ۱۴ تیر ۱۳۵۹ ورود زنان بی‎حجاب به اداره‎ها و سازمان‎‎های دولتی ممنوع می‎شود.
البته هنوز لباس فرم یا آن‎چه که بعد‎ها به نام مانتو مشهور شد، رسمیت ندارد، بلکه زنان موظف هستند لباس آستین‎ بلند و پوشیده بپوشند و روسری نیز سر کنند.
 این روند تا ماه رمضان سال 1360 ادامه می‎یابد و در این تاریخ، قوانین جدید برای حجاب مشخص می‎شود.




10 تیر 1360

نماینده دادستان انقلاب در دادگاه مبارزه با منکرات، مقررات مربوط به ماه رمضان را اعلام می‎کند که بر اساس این مقررات جدید، اماکن عمومی موظف می‎شوند، تابلویی در معرض دید مشتریان‎شان قرار دهند که روی آن این جمله نوشته شده باشد:
 «به دستور دادگاه مبارزه با منکرات، از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمی‎کنند معذوریم».




8 خرداد 1361

نماز جمعه آیت‎الله هاشمی رفسنجانی در هشتم خرداد سال 61، انتقاداتی را میان قشر حزب‎اللهی آن زمان به‎وجود می‎آورد.
 او در خلال خطبه‎‎های خود از مردم‎ می‎خواهد‎ که‎ «مرگ‎ بر بنی‎صدر»، «مرگ بر بازرگان»‎ و «مرگ بر بی‎حجاب»‎ را از شعار‎ها حذف‎ کنند.




4 مرداد 1363

تا سال 1362 حادثه خاصی درخصوص حجاب در کشور اتفاق نمی‎افتد و حتی گروه‎‎های معارض، همانند مجاهدین خلق نیز حجاب را رعایت می‎کنند.
 اما از سال 1362 کشور با پدیده جدیدی به نام بدحجابی مواجه می‎شود.
کسانی که خودشان حجاب را انتخاب نکرده، بلکه تحت اجبار شرایط موجود از آن استفاده می‎کردند، به‎سمت گرایش‎‎های قبلی خود تمایل می‌شوند و روسری‎ها را عقب‎تر می‎کشند.
این پدیده که به‎دنبال تحرکات جنبش‎‎های فمینیستی در خارج کشور شروع شده است، موجی از تحریک افکار عمومی را به‎دنبال دارد،
به‎گونه‎ای که برخورد‎هایی بین مردم و افراد بدحجاب صورت می‎گیرد.
 دامنه این برخورد‎ها تا سال بعد ادامه می‎یابد و بالأخره دادستان عمومی تهران را مجبور به صدور اطلاعیه‎ای می‎کند.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است:
 «به تمام مسئولان در ادارات و سازمان‎‎های دولتی و شرکت‎ها و سایر واحد‎های دولتی و خصوصی، اماکن عمومی از قبیل هتل‎ها، مسافرخانه‎ها، تالار‎ها و باشگاه‎‎های برگزار‎کننده مجالس جشن عروسی، غذاخوری‎ها و سایر اماکن عمومی اعلام و ابلاغ می‎دارد، از تاریخ انتشار این اطلاعیه موظفند از ورود بانوانی که رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی‎کنند، جلوگیری به عمل آورند.»




11 آبان 1363

مجلس شورای اسلامی ایران در سال ۱۳۶۳ قانون مجازات اسلامی را به تصویب می‎رساند. به موجب ماده 102 این قانون، هرکس در معابر عمومی حجاب را رعایت نکند، به ۷۲ ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

و از همان سالهاست که دشمنان ایران اسلامی بار دیگر از خارج و داخل  دست به فعالیت می زنند و  کم کم روی افکار عمومی کار کرده .......

و نتیجه ی ان   این می شود که مشاهده می کنید . ............

من بی حجابی دوبی . ترکیه . و .....                          را  از وضعیت جامعه ی خود بهتر می دانم .

حداقل اونجا تب تابی وجود ندارد که اینجا شده سرزمین شهوت بازی زیر چتر اسلام .

......................... مسئولین و مقامات با چه ساکت شده اند ...........................

تاریخچه ی حجاب    حجاب در اسلام   حجاب در ایران  تحقیق در مورد حجاب   تحقیق در مورد تاریخچه ی حجاب   حجاب اسلامی در ایران بی حجابی در ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 10:49  توسط مجتبی  | 

تاراج عفت و حیای زنان

۲۰ سال پیش وضعیت جامعه ما به اون خوبی بود ماها این شدیم  

وای به حال ۲۰سال دیگه که الانش اینه

همه ی ما ها تو این گرداب نابود میشیم .

مواظب باشید



شركت كنندگان خارجي در ششمين دوره مسابقات ربوكاپ آزاد ايران


یادم میاد پنج، شش سال پیش کسی مانتو کوتاه می پوشید که بیشتری هاشان آرایشی چندانی هم نداشتند همه بهش چپ چپ نگاه می کردند اگه همون سالها یه فکری به حال بی حجابی می کردیم به وضعیت الان دچار می شدیم!؟ چرا باید مشکل حاد بشود بعد دنبال راه حل بگردیم!!!



این هم وضعیت خانم ها و آقایون در جامعه اسلامی!!!!!




یه نیم نگاهی به امروز و فردا بکنیم به چه می رسیم؟!


یه پیام برای همه آنهایی که ادعاشون میشه مسئولند تا حالا شده یه گروه بذارید برن تحقیق و بررسی کنن و علت این بدحجابی نه این بی حجابی را پیدا کنند؟بعدش یه گروه اهل فن به جای نقد و حرف های تو خالی یه راه حل سازنده برای این معضل پیدا کنن؟


تا به کی حرف زدن بدون عمل! مواضب باشید.....

 

 

چرا در هنگام کشف حجاب .... هنگام برداشتن حجاب زوری در ایران - زنان حجاب خود را محکم نگاه داشتند .

اما در جنگ نرم هیچ مقاومتی وجود نداشت . و حجاب زنان ایرانی ما اینگونه ناجور شد  . چرا ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 10:30  توسط مجتبی  | 

 نا توانی دولت در راستای اجرای قوانین اسلام در کشوری به نام     جمهوری اسلامی   





بی حجابی در تهران  بی حجابی  حجاب     محجبه   عکس های بد حجابی    بد حجابان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 20:43  توسط مجتبی  | 

دانشگاه ازاد اسلامی

ناتوانی دولت در راستای اجرای کردن قانون پوشش در دانشگاه ها

باز هم بدحجابی در داشگاه آزاد


 

به گزارش دانشجو، اينجا دانشگاه است، دانشگاه آزاد اسلامي؛ همان دانشگاه اسلامي كه هدف مسئولان است و همواره براي رسيدن به آن تاكيد مي كنند؛ اينجا دانشگاه آزاد اسلامي است.


همان دانشگاهي كه قرار بود مواد تحصيلي دانشگاهي خود را با توجه به حوزه هاي علميه تامين كند.

همان دانشگاهي كه قرار بود فضايي اسلامي داشته باشد.

اينجا دانشگاه است؛ همان جا كه بايد علم آموخت و آن را براي تعالي جامعه اسلامي به كار گرفت، اما اين عكس ها تمامي اين حرف ها را نقض مي كند.

عكس هاي زير از يكي واحدهاي دانشگاه آزاد گرفته شده كه وضعيت اسفبار حجاب در اين دانشگاه را نشان مي دهد.

البته فضاي دانشگاه دولتي هم وضعيت بهتري در حوزه حجاب ندارد.

از جامعه دانشگاهي اسلامي به خاطر انتشار اين عكس ها عذرخواهي مي كنيم.

شايد انتشار اين عكس ها تلنگري براي مسئولان محترم باشد تا براي وضعيت اسفبار حجاب در دانشگاه ها فكري كنند.

 آپلود سنتر  آپلود سنتر


 آپلود سنتر  آپلود سنتر


 آپلود سنتر  آپلود سنتر



 آپلود سنتر  آپلود سنتر

 آپلود سنتر  آپلود سنتر حجابی در دانشگاه - دانشگاه ازاد اسلامی - دانشجو ی بد حجاب بد حجابی در دانشگاه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 20:43  توسط مجتبی  | 
«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی توسط نیروی انتظامی در حال اجرا می باشد.

Persianv.com At site

 

Persianv.com At site 



Persianv.com At site 



Persianv.com At site 

 

 



Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site 



Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

عکس های بی حجابی   تصاویر بی حجابی  زنان بی حجاب بی حجابی   تهران و بی حجابی   بی حجابی در تهران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 20:38  توسط مجتبی  | 

باید چیکار کنیم ؟



http://dl-irsing.persiangig.com/image/HEJAB/29432315601533845103.jpg


 






+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 12:13  توسط مجتبی  | 

بي حجابي در ايران

شهوت و غضب را گفتم
 
نقل قول.......
http://www.patoghsara.com/wp-content/uploads/2011/04/47015_188.jpg


آیت الله تهرانی در درس اخلاق خود با موضوع حیا ضمن انتقاد از رویکردهای تساهل‌گرایانه، بی‌شرمی را از مصادیق بی‌دینی عنوان کرد و گفت: اگر حیا نباشد، نه انسان هستیم و نه متدین.

در گذشته بحث ما راجع به تربیت، یعنی روش رفتاری و گفتاری دادن بود.
 عرض کردم به طور معمول، انسان در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی روش می‎گیرد؛ فضای پنجمی هم داریم که حاکم بر هر چهار محیط است. اینها بحث‎های گذشته ما بود. من راجع به چهار محیط بحث کردم، امّا بحث فضای پنجم ماند.

در ضمن بحث محیط خانوادگی، دو سه جلسه به طور اختصار در مورد مسأله حیا در بُعد اخلاقی‎اش بحث کردم، چون حیا ارتباط تنگاتنگی با آن محیط داشت؛
 
 امّا به طور مستقل وارد این بحث نشدم. چند چیز موجب شد که احساس کنم «بحث حیا» مستقلاً، مورد ابتلا است و نه تنها نسبت به محیط خانوادگی بلکه به طور کلّی، نسبت به کل جامعه نقش دارد؛
 
 
 به خصوص نسبت به آن فضای پنجمی که می‎خواستم مطرح کنم. چون اصلاً رکن اساسی‎ در مورد فضای کلّی جامعه حیا است.
 
 
از طرفی هم، همان موقع نیز من مراجعات متعدّدی راجع به همین مسأله داشتم؛ لذا به ذهنم آمد که چون این بحث، نسبت به همه آنها نقش اساسی دارد، آن را مطرح کنم.

http://img.0iran.net/images_1750-1800/www.0iran.net-1793-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B2%D8%A7.jpg


اشاره به تاریخچه این بحث

البته من در گذشته، در دو بُعد حیا را مستقلاً بحث کردم؛ یکی در بُعد اخلاقی در سال شصت و پنج، حدود بیست و پنج سال پیش بود. یکی هم در بُعد معرفتی، در منازل سلوک الی الله تعالی، بحث کردم که «حیا» سی و چهارمین منزل از منازل سلوک الی الله تعالی، است و من بعد از منزل شکر، آن بحث را کردم. این بحث هم حدود دوازده سال قبل بوده است. فعلاً نمی‎خواهم بحث حیا را در بُعد معرفتی مطرح کنم و به دنبال آن نیستم. چون این دوره بحث من، بحث تربیّتی است؛ لذا در مورد بُعد اخلاقی حیا بحث می‎کنم. چون از آن هم تقریباً ده‎ها سال گذشته است و غالب افراد جلسه ما هنوز به دنیا هم نیامده بودند و از طرفی هم دیدم آن مباحث هنوز منتشر نشده است، احساس نیاز کردم که بحث حیا را دوباره مطرح کنم.
چند مقدّمه در مورد مباحث اخلاقی

حالا برای آشنایی به مباحث اخلاقی، مقدّمه‎ای را می‎گویم و بعد وارد بحث می‎شوم.

1.کیفیّت سیر مباحث اخلاقی
مباحث اخلاقی بر محور قوای درونی انسانی، یعنی قوه شهوت، غضب و وهم مطرح می‎شود. مباحث اخلاقی این‎طور هستند و من هم مفصّل راجع به آن بحث کرده‎ام. علمای اخلاق، برای هر کدام از این قوا رذایل و فضایلی را می‎شمارند و وارد بحث آن می‎شوند. مثلاً رذیله‎های قوه شهوت را شمارش می‎کنند، یا مثلاً راجع به خشم و غضب و رذایلش و مقابلاتش بحث می‎کنند. یک رذیله را می‎گویند بعد ضدّ آن را که فضیلت است، بیان می‎کنند. تا بحث می‎رسد به جایی که یک قوّه به تنهایی نقش ندارد، مثلاً جاهایی ممکن است از دو قوّه یا سه قوّه، یک رذیله پیش بیاید. یعنی شهوت و غضب منشأ همان رذیله می‎شود. رذیله را موضوع بحث قرار داده و می‎گویند: گاهی ممکن است ریشه این رذیله، شهوت باشد و گاهی ممکن است، غضب باشد. اینها مقدّمه است برای این که به بحث



http://www.aftab.ir/articles/religion/moral/images/7aa91e586f209727b5cc5ab1ebd77633.jpg


‎مان برسیم.
«وقاحت» یعنی «بی‎حیایی»
در مباحث اخلاقی، رذیله‎ای تحت عنوان «وقاحت» مطرح است که من می‎خواهم توضیح دهم، گاهی در ارتباط با شهوت قرار می‎گیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معنای «بی‎شرمی» است که ما هم این لفظ را در همین معنا استفاده می‎کنیم. بحث ما «حیا» است نه بی حیایی ولی از آنجا که گاهی تعریف به ضد، مطلب را خوب تفهیم می‎کند مجبورم اوّل این رذیله را بگویم بعد سراغ آن فضیلت بروم. علما می‎گویند: «یُعرَفُ الاشیاء بأضدادها». چون ضدّ او حیا است و من می‎خواهم بحث ضد را بکنم،. خود ما هم در محاورات عرفی‎مان می‎گوییم: فلانی خیلی بی‎حیا است؛ و منظورمان همین وقاحت است. یا می‎گوییم وقیح است یا بی‎حیا است. این یک بحث لغوی بود.
علمای اخلاق، وقتی وقاحت را از نظر اصطلاح تعریف می‎کنند، می‎گویند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتکاب محرّمات شرعیّه، قبایح عقلیّه و عرفیّه». «عدم مبالات نفس از ارتکاب» به تعبیر ما یعنی «پررویی». اگر انسان، کاری را که از دیدگاه عقل زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روی خود نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، انسان پررو و بی‎حیایی است. از نظر درونی، برای چنین کسی ذرّه‎ای ناراحتی ایجاد نمی‎شود.
قبایح عقلیّه در ارتباط با عقل عملی است، چون ادراک حُسن و قُبح مربوط به عقل عملی است. محرّمات شرعیّه هم یعنی دستورات شرعی. لذا منشأ این که یک نفر با این که می‎گوید: من معتقد به معاد و نبوّت و همه اینها هستم، در عین حال گناهی می‎کند و از نظر درونی هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمی‎شود، منشأ این عدم مبالات نفس، بی‎حیایی است. حالا چه شده که او بی‎حیا شده است، بحث مفصّلی است که قبلاً در همین مباحث تربیتی به آن اشاره‎ای کردم، اما در آینده به آن بحث می‎رسم و مفصّل صحبت می‎کنم.
روایتی در اصول کافی به نام حدیث عقل و جهل است که در آن بیش از هفتاد جنود عقل و جهل را شمرده است. لشکر عقل چیست؟ لشکر جهل چیست؟ در آنجا هم مسأله حیا مطرح هست. البته از ضدّ حیا که می‎گوییم قباحت و وقاحت است، در آنجا تعبیر به خُلع می‎کند که من ان‎شاءالله همه اینها را در آینده بحث می‎کنم که چرا در آن روایت، تعبیر خُلع است؟ روایت را سماعه از امام هفتم(علیه‎السلام) نقل می‎کند. من هم تحت همین عنوان خُلع در محیط خانوادگی، بحث کردم و گفتم که معنای خُلع، پرده‎دری است، حیا را هم گفتم که پرده‎داری است.
2.افراط و تفریط قوا منشأ گناه هستند


http://up.ax2ax.ir/images2/yx0vp1rwr5in7gp8x41a.jpg



انسان که مرتکب یک عملی زشت و قبیح یا مرتکب گناهی می‎شود، چه در بُعد عقلی‎ و چه در بُعد شرعی‎، این عمل در ارتباط با یکی از همین قوای درونی او است؛ یا شهوت بوده یا غضب بوده و یا وهم بوده است. انسان در ارتباط با خواسته‎های نفس است که گناه کرده و یا عمل زشتی را انجام می‎دهد که حتی عقل تقبیح می‎کند و می‎گوییم وقیح است؛ لذا گاهی ممکن است منشأ کار زشت و گناه، شهوت و گاهی غضب باشد.
قوای نفسانی ما چه غضب و چه شهوت، ممکن است یک حالت افراطی و یا یک حالت تفریطی داشته باشند، ممکن هم هست که حالت اعتدالی داشته باشند. حالا من چند تا مثال می‎زنم. مثلاً فرض کنید در باب شهوت، شخص به دنبال ربا خواری، حرص و مال اندوزی است. این موارد در حالت افراطی شهوت است‎. یعنی حالت افراطی شهوت، او را به این رذیله حرص و مال‎اندوزی می‎کشد و منشأ این می‎شود که «پول و مال» را روی هم انباشته کند، از هر جایی و هر دری که می‎شود. چنین آدمی دیگر هیچ مرزی نمی‎شناسد. این شخص، آدم وقیحی است و غیر از این هم نمی‎شود چیزی در مورد او گفت.
به این حالت افراطی در ربط با خشم یا غضب «بغی» می‎گویم که معنایش به اصطلاح ما «سرکشی» است. مثلاً «ضرب و شتم» یا «ناسزاگویی» حالت افراطی غضب است. منشأ همه اینها آن حالت افراطی خشم است. این شخص حالت تعادلش را از دست داده و دیگر متعادل نیست که این کارها از او سر می‎زند.
«بی‎حیا» دین ندارد!
ممکن است برخی بخواهند اعمال وقیح خودشان را توجیه کنند، ولی شما فریب این چیزها را نخورید و بدانید که این کارها از عدم تعادل قوای نفسانی نشأت گرفته است. من اخیراً می‎شنوم که درباره کسی که فحاشی می‎کند، می‎گویند: او ادبیّاتش خوب نیست. او دارد فحش می‎دهد و دیگران می‎گوید: «چیز مهمّی نیست ادبیّاتش خوب نیست»! ما اخیراً داریم این حرف‎ها را می‎شنویم. یک نفر «آدم بی‎حیا و بی‎شرمی» است و حتی «آدم بی‎دینی» است، چون بسیاری از این بی‎شرمی‎ها خلاف شرع است، اما می‎گویند: «مهم نیست، ادبیّاتش خوب نیست یا بدسلیقه است»!
حالا من روایاتی را می‎خوانم که فرمودند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ». کسی که حیا ندراد، ایمان ندارد. در روایتی پیغمبر می‎گوید: «لا دینَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» هرکس حیا ندارد، اصلاً دین ندارد. بحث ما بحث تقریباً سلسله‎وار و علمی است. من الآن در مورد بحث ریشه‎یابی حیا وارد شده‎ام که بسیاری از رذائل اخلاقی، به خاطر افراط قوای نفسانی است.
حالت افراطی شهوت و غضب را گفتم و برایش مثال هم زدم. این قوا، حالت تفریطی هم دارند؛ یعنی گاهی شخص به آن مقدار که باید از این قوا بهره بگیرد، نمی‎گیرد. مثل «عدم‎غیرت» که ما به آن «بی‎غیرتی» می‎گوییم. این به خاطر حالت تفریط غضب است. یا فرض کنید «کتمان‎حق»؛ این‎که کسی حق را می‎پوشاند، برای این است که جرأت ندارد حق را بگوید. این حالت تفریطی غضب است و به چنینی شخصی می‎گویند: «ترسو!»
گاهی ممکن است که شهوت منشأ یک رذیله شود و غضب هم منشأ همان رذیله شود، با این که اینها دو نیروی جدا از هم هستند؛ شهوت یک نیرو در انسان است، غضب هم نیروی دیگری در انسان است، ولی اینها هر دو منشأ یک رذیله می‎شوند. گاهی هم حتی ممکن است «وهم» نیز موثّر باشد. البته من چون نمی‎خواهم بحث پیچیده شود، همین دو قوّه را می‎گویم
ریشه غیبت‎کردن
من می‎روم سراغ گناهانی که مبتلابه است، مثل: «غیبت کردن» گاهی ممکن است منشأ غیبت، غضب باشد، با کسی دشمنی دارد و این موجب شده است که غیبت او را کرده است، می‎خواهد رسوایش کند. در اینجا منشأ غیبت، خشم است. گاهی منشأ غیبت خشم نیست، شهوت است، مثلاً برای خوشایند دیگری غیبت می‎کند. این شخص خیلی بدبخت است! من از معاصی کبیره برایتان مثال ‎زدم که ان‎شاءالله مطلب جا بیافتد.
حالا یک تقسیم بندی دیگر؛ گاهی رذیله، از فعل نشأت می‎گیرد و گاهی از ترک فعل. یک وقت فرد، فعل حرام انجام می‎دهد، مثل این که غیبت می‎کند، این یک فعل است و حرام هم هست، یک وقت ترک واجب است. مثل کتمان حق، که گفتن حق واجب است. آن فعل بود و این ترک است. چون هر دو قسم را گفته بودم این توضیح را دادم که کاملاً متوجه شوید. کسانی که اهل بحث هستند، خوب دقت کنند!
تمام گناهان انسان از همین امور نشأت می‎گیرد؛ حالت افراط‎ و تفریط در ارتباط با نیروهای نفسانی، چه فعل باشد و چه ترک باشد. سرچشمه همه اینها هم «وقاحت، بی‎حیایی و بی‎شرمی» است.
3.بی‎حیایی سرسلسله شرارت‎ها است
 

به جای حساس بحث رسیدیم که گفتم بحث اساسی است و مبتلابه جامعه ما بوده و بحث اساسی مباحث گذشته تربیّتی ما است. حالا من برایتان چند روایت می‎خوانم. یک؛ «القحة عنوان الشر» عنوان همه زشتی‎ها وقاحت و بی‎شرمی است. «عنوان» یعنی «تیتر»، یعنی اگر بخواهی برای شرور، یک تیتر بگذاری، آن بی‎حیایی است. همه شرور زیرمجموعه بی‎حیایی است.
 
حالا روایت دیگری که خیلی روشن‎تر است، می‎فرماید: «رأس کل شر القحة» سرآمد هر شری بی‎حیایی است. یک روایت از امام صادق(ع) است که می فرماید: «الْوَقَاحَةُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْکُفْرِ» سرآمد همه اینها بی‎حیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و کفر این است.

همه دین، حیا است
 

روایات دو نوع است، یک دسته وقاحت را مطرح می‎کند، مثل این روایاتی که الآن خواندم و در مورد با خود وقاحت بود. در یک دسته از روایات، ضدّش را وطرح می‎کنند و می‎گویند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ» بی شرم ایمان ندارد. این ضدّ وقاحت است. روایتی از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسول‎الله(ص): الحیا هو الدین کلُّه» پیغمبر با این سخن، کار را تمام کرد. اصلاً دین حیا است. لذا آن روایتی که از امام صادق(ع) خواندم در باب وقاحت که فرمود: صدر نفاق و شقاق و کفر، بی‎حیایی است، همه با هم‎دیگر هم‎سو است. این بحث، بحث مفصّلی است که ان‎شاءالله اگر خدا توفیق عنایت کند بیش از سابق تذکّراتی هم داشته باشم. وقاحت و در مقابلش حیا، در تخریب و سازندگی انسان نقش اساسی دارد که من بعد در بحثم وارد آن می‎شوم. اگر حیا نباشد، دست ما هم از انسانیّت خالی است و هم ازالهیّت. نه انسان هستیم و نه متدیّن. در دو رابطه من دارم مطرح می‎کنم، هم عقل عملی و هم بُعد معنوی. از هر دو، دست خالی می‎شود که بعد ان‎شاءالله وارد می‎شوم.
بی حیایی   بی عفتی   بی حجابی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 11:48  توسط مجتبی  | 
 

 

سلام دوستان عزیز و گرامی ................

 

............... اگه بخوای یک دروغ بزرگ بگی ................................................

................................ باید بگی جمهوری اسلامی ایران ..............................................

.................................. نمی دونم این اسلامی را چه جوری رو چه حساب باید گفت  ........

....................... با این وضعیت حاضر در کشور به نظر من این می تونه دروغ باشه نظر شما چیه ............

.................. من می گم دانشگاه ما گمراهی و تباهی بیشتری داره تا  علم ادب هنر و اموزش ...........

................................. خوب نظر من اینه نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

شركت كنندگان خارجي در ششمين دوره مسابقات ربوكاپ آزاد ايران

ششمين دوره مسابقات ربوكاپ آزاد ايران

اینجا ایران هست اینجا اولین حکومت شیعه تشکیل شده.

همه اهل مسجد و قرآن هستد.

بی حجابی؟

بی حجاب یعنی چه؟به کی می گن؟

دانشگاه؟

دانشگاه مهد علم و ادب و فرهنگ و اسلام و .............

همه ی جوانان ولایتمدار هستند

همه جوانان راه شهیدان را می روند.

همه ی جوانان منتظر مهدی هستند.

همه پسران محب ائمه و حضرت علی اکبر هستند.

الگوی همه دختران ایران فاطمه زهرا و زینب کبری هست.

مگه نه؟!؟

الگوی همه حسین هست و بس؟

آره بابا . اینکه گفتن نداره.

همه اینو می دونن.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 11:9  توسط مجتبی  | 

 

خبر :    دشمن تا گلزار شهدا هم پیش رفت و فضای انجا را هم الوده ساخت .

toopfun

 

در اقدامی مشکوک برخی زنان بی‌حجاب با سگ در گلزار شهدا به پرسه‌زنی می‌پردازند.

به گزارش پایگاه خبری انصار حزب الله:

در پی غفلت مسئولین فرهنگی و نگاه سیاسی به مسائل فرهنگی، بیم آن می‌رود تا آخرین سنگرهای فرهنگی کشور در تسخیر فرهنگ مبتذل غرب درآید.

گلزار شهدای بهشت زهرای تهران منزلگاه بیش از ۳۰ هزار شهید والامقام دوران انقلاب و دفاع مقدس می‌باشد که سفارش و تاکیدشان بر حفظ انقلاب و ارزشهای آن به ویژه حفظ حجاب اسلامی بوده است.

 

............. از اینکه خونشان

toopfun

 

اینک در این مکان مقدس و در این سنگر بزرگ فرهنگی، سربازان فرهنگ غرب با ظاهر‌های بزک کرده مشاهده شده‌اند؛ آنانی که مزار شهدا را با پارک اشتباه گرفته‌اند. مدتی قبل مشاهده شد برخی از دخترکان بی‌حجاب با همراهی وحوش (سگ) در این مکان مقدس به ویژه قطعات شهدا پرسه‌زنی و خودنمایی می‌کنند. این نوع حضور آن هم در این مکان مقدس آزردگی خاطر خانواده‌های شهدا و ایثارگران را به همراه داشته است. آیا باز هم باید سکوت کرد؟پرواضح است که این وضعیت نشات گرفته از سیاست‌های دولت در نادیده گرفتن قانون عفاف و حجاب و همچنین عدم برخورد با بی‌حجابی در شهر می‌باشد.

گفتنی است گلزار شهدا، مامنی برای علاقمندان و دلسوزان ارزشهای انقلاب و اسلام و از قافله عقب‌ماندگان شهادت می‌باشد، مامنی برای آنانی که نامهربانی و بی‌مهری‌های سیاسیون برفرهنگ به ویژه عفاف و حجاب و نیز تاراج عفت و حیای زنان در خیابان بر دلشان عقده شده و قطعات شهدا را بهترین محل برای درد دل با شهدا و جلای دل می‌دانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 10:58  توسط مجتبی  | 

بی حجابی = ایست قلبی رژیم اسلامی

 

 در هفته گذشته یکی از موضوعاتی که در مطبوعات و رسانه های جمهوری اسلامی بیشترین فضا را به خود اختصاص داده است مسئله حجاب و آپارتاید جنسی است

صحبت در مورد بی حجابی زنان همیشه یکی از مسائلی بوده که رژیم مجبور شده وقت و انرژی بسیار زیادی را صرف آن کند.

 

 
 
مکارم شیرازی
 
 بر همه زنان واجب است حجاب را حفظ کنند، تا نظام حفظ شود،از حجاب عقب نشینی نمی‌کنیم/ توصیه های شجونی و اکرمی به زنان بدحجاب بدحجاب ها به نظام دهن کجی می کنند
 
امام جمعه مشهد
 
 دختران با عقب کشیدن روسری خود به جنگ با فاطمه زهرا می روند/ امام جمعه مشهد : شما دختران و خواهران! اگر از حجاب خسته شده اید و خدای نکرده رنگارنگی های جامعه غربی در دلتان وجود دارد؛ بدانید! عقب رفتن روسری تو و بیرون گذاشتن موی سر تو در حقیقت مقابله با شخص فاطمه زهرا است. پاک کردن رنگ فاطمه زهرا از جامعه است/


 
 
طرح برخورد با مزاحمان خياباني با همکاری مجموعه های زیر انجام پذیرفت
 
دانشگاه‌ها،
برنامه‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي،
 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،
دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد،
طراحان و توليد كنندگان
پوشاك‌ها،
صدا و سيما،
 نيروي انتظامي،
سازمان ملي جوانان،
 سازمان تبليغات اسلامي،
وزارت آموزش و پرورش
، مركز امور زنان و خانواده،
سازمان تربيت بدني،
امور پزشكي،
احياي امر به معروف و نهي از منكر،
وزارت امور خارجه،
 مجلس شوراي اسلامي،
وزارت راه و ترابري
 
 
 
 
من به این نتیجه رسیدم که این مملکت در این باره نمی خواهد کاری انجام دهد .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 23:25  توسط مجتبی  | 
 

يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه:

امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه...!

بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:

با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه...

بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...

روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

کدوم صندلي ؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 23:9  توسط مجتبی  | 
بد حجاب و استفاده ابزاری
چندین تاپیک بوده که به صورت جدی یا کاریکاتور و طنز به این مساله پرداخته که از بدحجابی در جایی که به سود باشه ایرادی نداره و در جایی دیگه مورد نکوهش و ...
بد حجابی بد حجابیه.
استفاده ابزاری ممنوع!!!یا رومی روم یا زنگی زنگ.
اینکه نهادی یا سازمانی بخواد موقع انتخابات یا شب قدر یا ... از همین جماعت استفاده ابزاری کنن قابل نکوهشه
[تصویر: 02.jpg]
اینکه این دخترها شب قدر اینطور با این ظاهر اومدن مسجد و با همین ظاهر از در مسجد رفتن بیرون این هم قابل نکوهشه!!!
هر چی باشه مسجد حرمت داره.شب قدر هم حرمت داره.
 
اگه این جور تصاویر شما رو خوشحال میکنه و درسهای اخلاقی به هم میدید!!! که خدا هر کسی رو به در خونش راه میده خب حق طبیعیتونه ولی ...

 

 


ولی حقیقت چیه؟؟؟

بنده ده ها نزول خور و دزد مال مردم رو میشناسم که چندین و چند بار مکه(مقدس ترین خونه خدا) رفتن و حاجی شدن!!!

مهم این نیست که خدا همه رو به خونش راه میده .مهم اینه که کی خدا رو تو دلش راه میده.

اگه خدا تو دل دختری وارد شه ظاهر اون هم خدایی میشه.
ظاهر هر کس نمادی و تابلویی از روح و درون اون کس هست.

من به عنوان یه معتقد به حجاب نباید یه بام و دو هوا داشته باشم.

[تصویر: 04.jpg]

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:58  توسط مجتبی  | 

 

 بد حجابی در دانشگاه ها

سالن    مد     یا    دانشگاه

 

 


بی توجهی به مسائل فرهنگی در دانشگاه ها و نبود برنامه ای جامع برای حل مشکلات و
موضوعات فرهنگی موجبات ناهمگونی های عرفی را به وجود آورده است.


به گزارش«خبرنامه دانشجویان ایران»، روابط ناشایست بین دختران و پسران و نیز وجود
پوشش نامناسب و زننده در بین برخی از دانشجویان از جمله مواردی است که در بین
دانشگاه ها دیده می شود.


پوشش و حجاب دانشگاهی یكی از مقوله‌های فرهنگی دانشگاه‌هاست كه رعایت آن برازنده
دانشگاه‌های ایران اسلامی است، این در حالسیت كه پوشش گروه اندكی از دانشجویان به
حدی نامتعارف است که به سالن مد تبدیل شده است.


دراین بین نیز متعارف شدن رابطه ی بین دختران و پسران در برخی از دانشگاه ها به
گونه ای است که تصویری غیر از یک فضای دانشگاه را در خود تداعی می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:57  توسط مجتبی  | 

 

شاید که

نمی خواهیم کاری کنیم

تشکیل ستاد برخورد با “زنان بدحجاب” توسط حزب الله و بسیج     
تعدادی از تشکل های حزب اللهی و بسیج دانشجویی، با انتشار بیانیه ای، ضمن انتقاد از وجود “فساد بد حجابی” پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، تشکیل ستادی به منظور “گسترش راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب” را اعلام کردند.             

آن ها در بیانیه خود آورده اند که در  ۱۳ دی ۱۳۸۴ قانونی کامل و جامع و مانع با عنوان «گسترش راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب» از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی گذشت که طی آن قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی به همراه وزارتخانه‌های ارشاد، بازرگانی، آموزش و پرورش، اقتصاد و دارایی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، بهداشت، امور خارجه، کار و امور اجتماعی، کشور، راه و ترابری و مسکن در کنار نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان تربیت بدنی، سازمان بسیج مستضعفین، سازمان صدا و سیما، شهرداری، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان بهزیستی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در قالب ۲۲۱ ماده واحده موظف شده‌اند رسما و قانونا به مقابله با بی‌حجابی برخیزند. اما هیچکدام از ۲۶ دستگاهی که قانون فوق‌الذکر آنها را مسئول مبارزه با بی‌حجابی شناخته بود به هیچ یک از وظایف قانونی خود عمل نکرده‌اند!                      
اسامی تشکل های گرد آمده در این ستاد به شرح زیر است:       
حوزه علمیه امام حسین(ع)، انصار حزب‌الله تهران، بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی، بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی، بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر، بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت، بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف، بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، مرکز فرهنگی میثاق، شورای عالی خواهران مسلمان، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، جمعیت زنان فاطمی، جنبش دانشجویی حافظان حجاب، مؤسسه فرهنگی جلال آل احمد و مؤسسه فرهنگی محبین‌الائمه.                                        

 

خدا وکیلی من هیچی نگم سنگین تره ..... قضاوت به پای شما ......

می بینید اداره ی کشور به دست چه کسانی افتاده ..................................... ! ؟ !

........................................................... وای به حال ماها .........................................................

........................................................ که کوتاهی می کنیم ......................................................

 

به قبض صادر کردنتان ادامه دهید .... مشکلات  برطرف می شود  نگران نباشید .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:55  توسط مجتبی  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:36  توسط مجتبی  | 

گرامیباد یاد شهیدان دفاع مقدس

امروز برای شهدا وقت نداریم

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

باحضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

هرچند که خوب است شهیدانه بمیریم

خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

ياد شهيدان بخير !!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:14  توسط مجتبی  | 

جمهوری اسلامی ایران        که میگن اینجاست




کشور  اسلامی همینه ها  .... همه پیرو دین و کتابن توش میبینی که


Free Unlimited Image Hosting by IMGboot

Free Unlimited Image Hosting by IMGboot

Free Unlimited Image Hosting by IMGboot


Free Unlimited Image Hosting by IMGboot


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 23:35  توسط مجتبی  | 
گزارش تصویری از زنان خیابانی


گزارش تصویری از زنان خیابانی
یک زن خیابانی, زنان خیابانی, زنان فاحشه
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی

گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران

گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران

گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران

گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی
گالری عکس پیکسباران
گزارش تصویری از زنان خیابانی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 23:56  توسط مجتبی  | 

زنان جامعه ی من در حال تباهی


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 22:53  توسط مجتبی  | 
 

دخترم هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)
پانزده سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا مي‌داند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و يك قلم رنگ و لعاب ديگر...
نمي خواستم ناموس مردم را برايتان اينطور توصيف كنم، مي‌خواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش مي‌كردم. به خدا دلم مي‌سوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي مي‌كند، احساس مي‌كند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نمي‌دانم، جامعه، خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.

مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفه‌اي كه به او محول شده را انجام مي‌داد.چند نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين صحنه‌هايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه مي‌گويند، اين راه به كجا ختم مي‌شود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.

... من مي‌خواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته باشد، مي‌خواهم هر چه دلم مي‌خواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از حداقل حقوق انسانها است، من نمي‌خواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به كسي چه مربوط است كه من چه مي‌پوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت مي‌كرد كه دستانش مي‌لرزيد، خودش را حق به جانب مي‌دانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...

من خودم را از جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالم بد شده بود؛ آن‌طرف‌تر يك پارك بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنه‌ها را نمي‌ديدم، كاش اين برخورد يك جور ديگري اتفاق مي‌افتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم، كاش نمي‌گذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر را بازي مي‌كردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ مي‌شد، كاش حجب و حيا نمي‌مرد.

چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نمي‌خواهيم مادران فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نمي‌خواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نمي‌گذاريم، چرا چهار نفر دكتر و روانشناس را جمع نمي‌كنيم براي اين معضل چاره‌انديشي كنيم، چرا دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نمي‌كنيم و بگوييم آخر دختر جان ! كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز مي‌گذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد گوهر با ارزش وجودت را در معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن، مگر تو چه كم داري، زيبايي؟ فكر مي كني چه كساني با اين وضع مي‌گويند كه تو زيبا شده‌اي؟ چه كساني مي‌خواهند با تو همصحبت شوند؟ چه كساني از تو تعريف مي‌كنند ؟ اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها مي‌آيند؟ چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟

آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون مي‌آيد، خرج يك مشت مواد شيميايي آلوده مي‌كني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان مي‌خري كه به اصطلاح زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟

يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما مي‌گوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي مي‌زنيم؟! اگر ما مي‌گوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي مي‌زنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش مي‌خواهد رفتار كند، انسان موجودي اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما، تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمه‌اي نزند، اگر غير از اين باشد كه مي‌شود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند، بقيه محكوم به نابودي اند...

 

بله شما حق داري لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشته‌هاي من در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و انساني دارد.

جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوه‌اي از اين آينه است. پوشش زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب، موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و با رنگهاي بسيار شاد تهيه مي‌شده و تا مچ دست و پاها را مي‌پوشانده. لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه موها را مي‌پوشاند و سر تا پا را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده ايراني و نديمه‌هايش ديده مي‌شود كه شاهزاده خانم، چادر و نديمه‌ها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه پازريك روسيه پيدا شده است.

ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد.

ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي‌شود. مجارها آن را شلواري مي‌نامند و در لاتين به آن سارابارا مي‌گويند. در زبان انگليسي هم به آن پيجاما گفته مي‌شود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژه‌هاي فارسي کهن است.

نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

بافتن پارچه از ايران آغاز شده و از مهمترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، اما ابريشم ايراني در دوره ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.

در زبان عربي: ديباج از واژه ديباگ به مفهوم زري ابريشمي و استبرق از واژه ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي. در زبان انگليسي Taffeta از واژه تافته به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي Chintz از واژه چيت به مفهوم نوعي پارچه، در زبان روسي Zarbaf از واژه هزارباف به مفهوم پارچه زري گلابتون و Partcha از واژه پارچه برگرفته است.

ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان بازان ايراني نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگ مي‌پوشيدند تا هنگام بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را با خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.
لباس جنگاوران در دوره اشكانيان و ساسانيان سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفت.
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود.

ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
هنوز هم شال ايراني در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (Shawl) و نوع مردانه و زنانه آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده بودند، نقش بسته است.

همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مي‌نماياند. اما پرسش اينجاست كه با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي مي‌كند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري مي‌گردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي مي‌گذارد. مگر ما چه كم داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را مي‌پذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي بندوبار غربي رفته‌اند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه انحطاط رفته‌اند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ مي‌بازد، هميشه يادمان باشد كه اين دختران و پسران از غرب نيامده‌اند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند، آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جمله‌اي مي‌ديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»

ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بوده‌اند و نسبت به برخي سياست گذاري‌ها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد آنها ابراز نارضايتي نموده‌اند.حضرت آيت الله خامنه‌اي همواره اين تفكر غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش مي‌فرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چه‌اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.

زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج‏5 چنين مي‌فرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد... ما نمى‏توانيم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.


اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح مي‌كند.

شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره مي‌گويد:... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او...

حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجویيهاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد قواي سه گانه ما بايد با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور تصميمات عملي و جدي بگيرند.

عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر مي‌برد. من معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره همان مشكل را داريم.

به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات از در و ديوار مي‌ريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها، با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس مدل موي اسلامي ايراني چيست؟

اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به نظريه پردازي در اين باره بسنده كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد جريانها و حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوه‌اي نيرومند تر از سياست گذاريهاي دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش مي‌رود.

در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي خود به‌اندازه لازم برنامه ريزي نداشته‌اند. از مباحثي مربوط به آموزش آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.

ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما، خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر است بگوييم، مصداق معقول و حساب شده‌اي در مورد چگونگي پوشش در ميان جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين مي‌تواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب گردد، چطور مي‌توان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.

همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم.اما اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسأله‌اي بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار مي‌گيرد و آن آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه تاريخي عقيدتي است.

اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كه‌اندام او نمايان و در چشم باشد. از نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل، بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه براي استعمار فكري زنان.

خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي غربي نموده‌اند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است

مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:... تجربه نشان مي‌دهد که به عنوان اينکه دين فلان چيز را مي‌گويد، نمي‌شود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اين‌ها نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچه‌ها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمي‌خواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب مي‌کند. شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز مي‌ايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!

بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر مي‌گيرد، اما نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير، من مي‌گويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر، بيشتر...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 21:29  توسط مجتبی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 21:20  توسط مجتبی  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 11:15  توسط مجتبی  | 

متهم هایی با حجاب برتر

موضوع حجاب و پوشش بانوان در جامعه ما همواره محل مناقشه بوده است،زیرا داشتن پوشش کامل و مخصوصا چادر در نسل های گذشته ی ما پیشینه ای قدیمی داشته و همچنین هنوز هم قداست خاصی برای پوشش برتر (چادر) وجود دارد .

آنچه در وضعیت امروز جامعه از چادر در اذهان شکل می گیرد ، تصویر نادرستی است که  فیلم های سینمایی و تلویزیونی ، مجامع قضایی و  برخی بدسلیقگی ها و سوء استفاده ها از چادر ایجاد کرده اند.

 

فقط کافی است نگاهی به بیلبورد های فیلم های سینمایی امروز کشور بیندازید تا ببینید چه نقشهایی مناسب زنان چادری تشخیص داده است ، در دادگاه ها متهمین و مجرمین را مجبور به استفاده از حجاب چادر می کنند، زنان چادری در سریالهای تلویزیونی نقشهایی را برعهده دارند که در مقایسه با سایر زنان از سواد ، وجهه و سطح زندگی اجتماعی پایین تری برخوردارند و در نهایت جایگاه «چادر» همین است که می بینیم.

حجاب برتر

رهبر انقلاب در خصوص حجاب زنان فرموده اند: من می‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه ‏ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد. اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن می‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

ایشان خاطرنشان کرده اند: البته می‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضی ها از چادر فرار می‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار می‏کنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‏ دهد!

 

محمد تقی رهبر در مورد علل کاهش گرایش دختران به استفاده از چادر گفته است: درست است که خانواده در تربیت فرزندان و رعایت شئونات اسلامی نقش اصلی را به عهده دارد اما شخصیت اصلی کودک با ورود به مدرسه شکل می گیرد. من این سؤال را از وزیر محترم آموزش و پرورش دارم که در کنار اسباب و لوازم آموزشی چه کار مفیدی برای ترویج فرهنگ حجاب برای دختران دانش آموز انجام داده اند؟

 

وی همچنین با اشاره به نقش منفی فیلمهایی که از صداو سیما تحت تأثیر بیگانگان پخش می شود افزود: این فیلمها و سریالها جامعه زنان دیندار را دچار نوعی بی تفاوتی و بی بندوباری کرده است که باعث شده چادر به مانتوهای تنگ و چسبان همراه با آرایشهای غلیظ تبدیل شود. وقتی زنان شاهد توهین به این بزرگی که در فیلمهای سینما و تلویزیون از زنان چادری در نقشهای زنان بدبخت و ذلیل استفاده می شود هستند معلوم است که دیگر گرایشی به استفاده از چادر ندارند.

اگر واقعا مسئولین و دستگاه های دولتی خواسته باشند که هم چنان چادر به عنوان نماد ملی و حجاب برتر در کشور پذیرفته شود باید کمی به فکر ساماندهی امور فرهنگی در زمیه حجاب باشد .

اگر بحث حجاب و استفاده از پوشش چادردر جامعه تضعیف شود باعث تنوع‌طلبی در بین افراد خواهد شد اما ترویج آن از سوی رسانه‌ها موجب می‌شود که در جامعه و خانواده دچار این آفت‌ها نشویم و از این جهت نقش ویژه استفاده از چادر آشکار و واضح است. چرا که رسانه‌ها در مدیریت افکار عمومی نقش ویژه و منحصر به فردی دارند و حجاب از مقوله‌ها‌‌ی است که با آسیب‌شناسی فرهنگی می تواند در ذهن و فکر مردم جا بیفتد.

اما اینکه در برخی محافل و اماکن استفاده از آن را اجباری می کنند نه تنها موجب حرمت گذاشتن به حجاب و چادر نیست بلکه به نوعی موجب بی حرمتی به حجاب و به خصوص چادر نیز می شود.مطمئناً اجباری کردن استفاده از چادردر برخی مکان ها نه تنها مفید نخواهد بود بلکه موجب کاهش قداست این امر می گردد.

 

تصویر مادران چادری و دخترانی که از چادر استفاده نمی کنند و حجاب قابل قبولی ندارند، تردد زنان بدحجاب در محله ها و شهر هایی که تا چند سال پیش چادر، پوشش واحد زنان بوده است ، پوشش نامناسب و گسترش بدحجابی دختران و زنان، همه و همه معلول اقدامات، انفعال و خلاصه عملکرد ما در گذشته بوده است.

 

متهمانی باحجاب برتر

 

 

 

 

 

 

 

برای مثال یکی از کژسلیقگی های رفتاری در کشور ما چادر بر سر متهمان کردن در محاکم و به تصویر کشیدن آن است. جنایتی مانند حادثه مشهور تهران رخ می دهد و سخن از زنی می شود که ظاهرا نقشی در مجادله قاتل و مقتول داشته است و همه منتظرند او را ببینند و ناگهان در روز محاکمه زنی چادر بر سر در دادگاه حاضر می شود.

نتیجه این رفتار  توهین حجاب برتر در افکار و اذهان عمومی است و هیچ توجیحی نیز برای آن وجود ندارد. چرا باید برخی زنان که به اتهامات سنگینی مانند زنا؛ خیانت؛ قتل و... در روند محاکمه قرار دارند با چادر و با هیأتی متفاوت از آنچه در جامعه بودند در محاکم حضور یابند و دوربین های عکاسی و تصویربرداری از آنان تصویر بردارند و برای جامعه منتشر سازند و وجهه این پوشش سنتی و دینی که فراگیری زیادی در جامعه دارد نیز خدشه دار شود.

 

درست این است که اتفاقا هر کس با همان پوششی که در جامعه حضور داشته و مرتکب جرم شده در دادگاه حاضر شود و در معرض دید و داوری افکار عمومی قرار گیرد. به نظر می رسد در این صورت و با بیان واقعیات بهتر می توان برخی ارزشها مانند حجاب را تبلیغ کرد و با کژ سلیقگی موجبات توهین سنت های پوششی را فراهم نسازیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 12:37  توسط مجتبی  | 

لباس مارک دار می پوشم، پس هستم

جوان

 

بررسی علل گرایش نوجوانان و جوانان به لباسهای مارک دار

بروز حالات و واکنش های شدید هیجانی و رفتاری از سوی نوجوان و جوان در این سنین بیش از هر چیز دیگری موجب می شود تا در نظر اطرافیان این حالات ، بد و بحرانی جلوه کند زیرا در دوره نوجوانی به علت تغییر و تحولات درونی که نوجوان در خود احساس می کند ، مانند آتشفشانی است  که در درون خود غوغایی دارد و از آنجا که علت این حالات را به خوبی نمی داند سعی می کند این گونه رفتارهای متنوع را به شکلی توجیه کند. برای رسیدن به چنین توجیهاتی نوجوانان و جوانان به چند دسته(از لحاظ نوع واکنش) تقسیم می شوند:

- برخی از نوجوانان برای مبارزه و برخورد با این تغییرات، راه گوشه گیری و انزوا را بر می گزینند و لذا این دوران را در سکوتی طولانی و به دور از هیاهو طی می کنند.

- برخی دیگر سرسختانه به مبارزه با چنین حالاتی پرداخته و یابا فعالیتهای شدید هیجانی سعی دارند خود را از اتفاقاتی که در درونشان می افتد پنهان کنند.

- برخی دیگر نیز با رفتار و طرز پوشش و آرایش ظاهر سعی در پنهان ساختن غوغای درون دارند.

 

از طرف دیگر از مهمترین نیازها که نوجوان و جوان در خود احساس می کند نیاز به احساس هویت است . یافتن هویت واحد و مشخص این امکان را به آنها می دهد تا بتوانند در سایه آن به شناخت خود برسند لذا یافتن الگو در این دوره بسیار مهم و تاثیر گذار است تا بتوانند در پناه آن قرار گرفته و با قرار دادن خویش به جای آن الگو، خود را به عنوان فردی جدید به دیگران بشناسانند. شناخت خود و درک این نکته که نوجوان بداند که کیست و چیست، باعث ایجاد هویت و شناخت و  حفظ تعادل روانی و عاطفی در مقابل فشارهای درونی و بیرونی اش می شود. بیشتر جوانان و نوجوانان این بحران هویت را با کار درونی و متعهدانه، به هدفی در زندگی روی آورند اما عده ای دیگر در یافتن این هویت با اختلال و مشکل مواجه شده و لذا برای ابراز وجود نشان دادن خود،  متمسک به ابزارهای مختلفی می شوند. برخی به گروههای بزهکاری می پیوندند. برخی بی هدفی و بی برنامگی را پیشه زندگی خود می کنند و برخی دیگر با نوع پوشش و لباس خود سعی در بیان وجود دارند.

یافتن الگو در این دوره بسیار مهم و تاثیر گذار است تا بتوانند در پناه آن قرار گرفته و با قرار دادن خویش به جای آن الگو، خود را به عنوان فردی جدید به دیگران بشناسانند.

پناه جستن به نوع پوشش بیشتر خود را در لباسهای به اصطلاح مارک دار نشان می دهد. لباسهایی که عمدتا ارزش مادی چندانی ندارند اما به واسطه نام شرکتی معتبر و یا شهرت تولید کننده های خارجی، ارزشی چند برابر یافته و متاسفانه نوجوانان و جوانانی که در هویت یابی دچار مشکل هستند برای تهیه و تامین این دسته از لباسها، کفشها، ساعتها و ... حاضرند مبالغ هنگفتی را پرداخته و آن را استفاده کنند. از طرف دیگر به نظر میرسد که در استفاده از این پوششها و لباسها میان نوجوانان و جوانان و همسالان رقابت و چشم وهم چشمی بسیاری وجود دارد و هر کس سعی دارد به طریقی گوی سبقت را از دیگری برباید.

براستی دلایل اصلی این مارک گرایی در میان جوانان و نوجوانان چه می تواند باشد؟

ابراز وجود

برای این دسته از نوجوانان و جوانان، مد و مدگرایی و لباسهای مارک دار اولین و مهمترین روش ابراز وجود اجتماعی است. این نوع پوشش های مارک دار وسیله ای برای بیان آشکار و واضح میان همسالان و در جامعه به شمار می رود.

هویت یابی

هویت

لباسهای مارک داربرای آنها ابزاری برای ایجاد حس هویت و برجسته شدن در گروه شده و در مورد استفاده از برخی مارکها، نشان دهنده تعلق و وابستگی وی به آن گروه خاص می گردد. در این دوره از زندگی فرد سعی دارد وارد زندگی بزرگترها شود. برای نیل به چنین اهدافی اکثر نوجوانان و جوانان طبیعی والدین و یا یکی از نزدیکان را الگوی خود قرار می دهند. اما برخی دیگر که الگوی مناسبی نداشته و یا ارتباط مثبتی با والدین برقرار نمی کنند، از هنر پیشه ها،مدلها، مانکنهاو مارکهای لباس آنها برای خروج از کودکی و ورود به رفتارهای بزرگسالی الگوبرداری می کنند.

 

جذابیت

با توجه به شهرت ، قیمت و نفوذی که برخی از این برندها و مارکها در جامعه ما یافته اند، استفاده از این نوع لباسها و پوششهای مارک دار موجب جذابیت و جلب نظر اطرافیان و همسالان نوجوان می گردد. این احساس برجسته شدن در جمع باعث ایجاد حس تمایز و تفاوت در آنان می گردد. مسلما برجستگی و تمایز یکی از جنبه های مهم زندگی نوجوانان است. در این بازه سنی فرد دوست دارد که دیگران ظاهر،پوشش، طرز آرایش مو و کیفیت لباسهای وی را مورد توجه قرار دهند و او را مورد تمجید و ستایش قرار دهند لذا برای وقوع این مساله است که استفاده از مارکهای خارجی ارزش می یابد.

یکی از مهمترین دلایل گرایش نوجوانان و جوانان به استفاده از مارک یا برندی خاص تمایل شدید افراد به شهرت و برتری جویی است.

فشار همسالان

در دوره نوجوانی اهمیت و نقش همسالان و همکلاسان خیلی بیشتر و پررنگ تر خود را نشان میدهد و بر جنبه های مختلف زندگی آنها تاثیر میگذارد تا جاییکه طرز پوشش، رنگ، نوع و مارک لباس در برخی از نوجوانان تحت تاثیر سبک لباس دوستان و همسالانشان است . این نفوذ و تاثیر تا حدی است که اگر نوجوانی عضو این گروههای همسالان باشد و از مدلها و برندهای قدیمی و از مد افتاده استفاده کند، مورد استهزا و تمسخر همسالان قرار می گیرد بنابراین در برخی از نوجوانان استفاده نکردن از این مارکها و نشانها فتح بابی برای استهزا و تمسخر همسالان است.

هویت

شهرت

و دلیل آخر اینکه یکی از مهمترین دلایل گرایش نوجوانان و جوانان به استفاده از مارک یا برندی خاص تمایل شدید افراد به شهرت و برتری جویی است. همه می دانیم که احساس موجودیت و شکل دهی به آن ، در دوره نوجوانی به وجود می آید. برتری جویی و شهرت در جهت جلب توجه دیگران در بین اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان وجود دارد به طوری که عده ای از علمای روان شناسی آن را ذاتی دانسته و آن را آغاز استقلال و شخصیتی می دانند که نوجوان به دنبال آن است. لذا برخی بر از نوجوانان برای اثبات شخصیت خود به تقلید از پوشش هنر پیشه ها و هنرمندان معروف، خودنمایی، لباسهای گران قیمت و مارک دار و .. پرداخته تا راهی برای اثبات وجود خود به دیگران پیدا کنند.

بر همین اساس و با توجه به نکات عنوان شده، اگر به سایر نیازهای زیستی، ذهنی، عاطفی، اعتقادی و فرهنگی جوان پاسخ مناسبی داده نشود جوانان به دنبال ارضای کاذب نیازهای خود رفته و الگوهای نادرست را ملاک عمل خویش قرار می دهند .

حاصل آن که، متولیان امور مربوط به جوانان و امور فرهنگی موظفند که نیازها و خواسته های قشر جوان را بشناسند، آن گاه با دقت کامل برای تامین صحیح و به موقع نیازهای او برنامه ریزی کنند . این کار هم موجبات رشد و تعالی جوان را فراهم می سازد و هم مؤثرترین راه نفوذ فرهنگ بیگانه را مسدود می سازد . البته، خود جوانان نیز در این زمینه مسؤولیت خطیری به عهده دارند . که نباید به بهانه برخی کوتاهی های فرهنگی جامعه از آن سر باز زنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 19:6  توسط مجتبی  | 

«   خود نمایی   »

                          چرا و چگونه؟                         

               علل بدحجابی و جلوه گری                     

 

بدحجابی یكی از مسایل و چالش‌های جدی در حوزه اخلاق اجتماعی محسوب می‌شود. در این مقاله به ریشه‌یابی بدحجابی در جامعه و عوامل اخلاقی آن پرداخته‌ایم.

بدحجابی و جلوه‌گری زنان در برابر مردان بیگانه از عوامل فراوانی برخوردار است كه ضمن بحث در مورد آنها به درمان هر یك اشاره می‌كنیم.  در این مقاله به 6 مورد از این عوامل اشاره می كنیم و در مقاله ی بعد 7 علت دیگر را مورد بررسی قرار می دهیم :

1ـ كسب موقعیت ......................................................

انسان موقعیت‌طلب است و همواره می‌خواهد در میان مردم از جایگاهی درخور توجه برخوردار باشد.

چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و كاذب محقق می‌شود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست می‌آید ، اما برخی زنان كه فاقد این ارزش‌ها هستند با نمایش زیبایی‌ها و جاذبه‌های طبیعی و ساختگی زنانه خود سعی در جلب توجه دیگران می‌كنند تا به كمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. غافل از آنكه هرگز كسی نمایش زیبایی‌های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمی‌گیرد. بی‌حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی‌كند بلكه از او عروسكی می‌سازد كه با رشد و تعالی فاصله‌ها دارد ضمن اینكه موقعیت‌های حاصل از تحركات جنسی تنها نزد بیماردلانی به وجود می‌آید كه خود كمترین اعتباری ندارند.

زن اگر محروم از فضایل و ارزش‌های انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینت‌ها و لباس‌های فاخر تزیین كند ذره‌ای بر ارزش حقیقی او افزوده نخواهد شد چه اینكه هزار من تزیین و زیبایی به یك جو تقوا نمی‌ارزد.

تحصیل موقعیت جز از راه به دست آوردن زیبایی‌های باطنی و فضایل انسانی و كمك پروردگار عالم میسر نیست.

 

2ـ ضعف ایمان ......................................................

بی‌حجابی فقر فرهنگ دینی است. فرامین الهی و ازجمله حجاب اسلامی از سوی خدای تعالی به بشر ابلاغ شده است و عمل به آنها جز در پرتوی ایمان به پروردگار عالم كه ریشه اصلی عمل است میسر نخواهد بود. بنابراین كسانی كه از اعتقاد به خداوند در شك و تردید به سر می‌برند و قلب آنها از ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است در عمل به دستورات الهی تسامح می‌ورزند و تا زمانی كه این مشكل اعتقادی برطرف نشود بهبودی حاصل نمی‌شود. چرا كه ایمان به خدا مادر ارزش‌ها است.

 

3ـ دگرآزاری ......................................................

ریشه خودنمایی و بدحجابی بسیاری از زنان،عقده‌ دگرآزاری است. برانگیختن تمایلات دیگری همراه با محروم كردن او یك بیماری دگر‌آزاری است. نظیر اینكه شخصی غذایی را به انسان گرسنه‌ای ارایه دهد و تمایل او را به آن غذا برانگیزد و از آن محرومش كند. دگرآزاری جنسی نیز به این است كه زنی خود را بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد تا تمایلات او برانگیخته شود و بدون پاسخ بماند. اگرچه این حركت، مردان جامعه را عقده‌مند می‌كند اما زنان بیمار از حركت خود لذت می‌برند. باید به چنین زنانی گفت آزار دادن مردان جز اینكه گناهی بر گناه خودنمایی آنها می‌افزاید اثر دیگری ندارد، ضمن اینكه آزار دیگران با هیچ منطق و وجدانی سازگار نیست. چه اینكه تبدیل مردان و جوانان سالم جامعه به انسان‌های عقده‌ای كه با شرافت یك زن سازگاری ندارد.

تقلید از غرب یكی از مشكلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است كه بدون كمترین تفكر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل كرده‌اند.

4ـ غربزدگی ......................................................

تقلید از غرب یكی از مشكلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است كه بدون كمترین تفكر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل كرده‌اند. خمیرمایه اصلی این تقلید را جهل و هوس تشكیل می‌دهد. ترسیم گوشه‌ای از آنچه بر زن غربی می‌گذرد، می‌تواند پرده تاریك جهل فریب‌خوردگان جوامع غربی را پاره كند تا به خود آیند.

غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی خود زندگی زن را به طور كلی متحول كرد و بی‌رحمانه او را از ارزش‌های خود تهی گردانید و اسرار و زیبایی‌های  او را در معرض نمایش همگان قرار داد. غرب در برابر گرفتن حجاب زن چیزی به او نداده است بلكه به دنبال آن ارزش‌های دیگر او را ربوده است به گونه‌ای كه زن غربی فقیرترین زن عالم است و این به خاطر سادگی و فریب‌خوردگی تاریخی عهد رنسانس است. اگر زن غربی همانند زن ایرانی مقاومت می‌كرد و با اتكا بر دین به مبارزه با افزون‌طلبی‌های مردان می‌پرداخت به پیروزی می‌رسید اما تسلیم شد و بزرگ‌ترین ضربه‌های تاریخی را كه به واژگونی او منتهی شد دریافت كرد. ضربه‌هایی كه بر زن غربی وارد شد كفاره سرپیچی او از حجاب و عفافی است كه خداوند در همه ادیان برای زن واجب فرموده است.

 

5ـ زیبایی‌طلبی ......................................................

برخی دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به اینكه حجاب دینی زیبایی‌های آنها را پوشش می‌دهد سعی در ناقص كردن حجاب خود دارند. به همین منظور بخشی از موهای سر و گردن خود را به نمایش می‌گذارند و .....و غافلند كه سادگی زن، خود نوعی زیبایی ارزشی را به همراه دارد .

 امیرالمؤمنین(ع) فرمود: صیانه المراه انعم الحالها و ادوم لجمالها (1)

پوشیدگی برای زن سودمندتر و زیبایی او را پایدارتر می‌سازد.

جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌كنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.

6ـ ازدواج ......................................................

عده‌ای از دختران، خودنمایی و سپس ارتباط با نامحرم را پلی برای رسیدن به ازدواج می‌پندارند. آنها گمان برده‌اند كه اظهار زیبایی‌ها می‌تواند جوانان را به آنها راغب كند . غافل از اینكه جوانان با همه خوشرویی‌هایی كه با دختران دارند  به ازدواج با آنها تن نخواهند داد. بی‌تقواترین مرد جامعه برای ازدواج خود به دنبال عفیف‌ترین دختر می‌رود. همه جوانان دوست دارند دختری را برای همسری خود گزینش كنند كه برای یك مرتبه طرح دوستی و خوشگذرانی با جوان دیگری نداشته است و اسرار و زیبایی‌های جسمانی خود را تابلوی نامحرمان نكرده باشد. جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌كنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.

بنابراین بدحجابی و حركت‌های خلاف عفت چشم‌انداز خوبی برای ازدواج ندارد و اگر ازدواجی به خاطر جاذبه‌های جنسی صورت پذیرد از بنیان محكمی برخوردار نخواهد بود. راه ازدواج در رعایت تقوا و درخواست از خداوند و توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت او است.

در مقاله ی بعد 7 علت دیگر را كه شامل " تقلید ، خانواده ، عملكرد دستگاه‌های ذیربط ، مدگرایی ، ملامت دیگران ، اظهار غنای مالی  و ضعف حیا  " می باشد را مورد بررسی قرار خواهیم داد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 1:20  توسط مجتبی  | 

 

     مزایده ای برای زیبایی زنان    

این  مقاله بخشی از نوشته ی  دکتر «هنری ماکوو» است. نویسنده در این مقاله دربرابر « حیا » به عنوان ویژگی دختر جوان مسلمان سر تعظیم فرود می آورد ، چنانکه احترامش را نسبت به زن مسلمان مخفی نمی کند ، زیرا زن مسلمان زندگی خود را برای خانواده ، تربیت و رشد فرزاندان متمرکز کرده است. در نقط? مقابل ناخوشنودی خود را از پیامدهای انحطاط ارزش ها و هیجان های جنسی در زندگی زنان آمریکایی، ابراز می نماید.

دکتر هنری ماکووو استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش است.

با وجود تفاوت در گرایش ها و اختلاف ایدئولوژیک، این مقاله میزان شگفت زدگی برخی آزادی خواهان منصف جهان غرب را نسبت به ارزش های اسلامی ما، نشان می دهد. مقاله دکتر هنری، عکس العمل های مثبت و منفی زیادی را در جامعه آمریکا داشته است.

 

                         دو چهره متفاوت                 

دکتر هنری در این مقاله می نویسد: « روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقه ملکه زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک ... بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونه متفاوت در گرایش و رفتار.»

جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با عریانی است.

      جنگی با هدف گوناگون        

نویسنده به انگیزه های پنهان غرب در جنگ علیه امت اسلامی و عربی اشاره می کند و توضیح می دهد این جنگ دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی و اخلاقی است، زیرا به دنبال ثروت ها و ذخیره های امت اسلامی هستند ، به اضافه این که ارزشمندترین دارایی مسلمانان را یعنی: دین و گنجینه های فرهنگی و اخلاقی را هدف گرفته اند. در زمینه مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: «نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با عریانی است»!!

 

           دفاع از ارزش ها          

دکتر هنری ارزش های اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را می ستاید و می گوید: «من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزش هایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم.» او اضافه می کند: « حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند ، خانواده او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است.»

 تمرکز زن مسلمان بر خانواده خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست.

       زن مسلمان مربی نسل ها     

نویسنده ، از وظیفه و آرمان زن مسلمان و توجه و حرص او به سلامت خانواده و تربیت نسلی صالح تقدیر می کند و می گوید: « تمرکز زن مسلمان بر خانه خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست».

 

           اما زن آمریکایی...        

بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطه مقابل ملکه زیبایی آمریکایی است. در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! زیباییش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده ....» او اضافه می کند: «در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.»

در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.

 

            دختران پسرنما!!          

سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی بعضی دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید: «پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.» او اشاره می کند: «زن در جامعه آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، در بعضی مواقع شایسته همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی  تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.»

 

               نظم نوین جهانی و انزوا                   

دکتر هنری از سیستم زندگی در دنیای معاصر انتقاد می کند زیرا انسان را گوشه گیر و از جمع جدا می کند. او می نویسد: «پدر بودن قلّه پیشرفت انسان است. مرحله رهایی از غرق شدن در شهوت هاست تا انسان بنده خدا گردد، تربیتی نو و زندگی جدید است.» او اضافه می کند: « نظم نوین جهانی نمی خواهد ما به این سطح از رشد برسیم. قصد دارد ما را فردگرا و گوشه گیر کند. می خواهد تشنه  روابط نامشروع باشیم و تصاویر مستهجن را به جای ازدواج به ما عرضه می کند».

 

    دروغی به نام آزاد سازی زن!  

دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزاد سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را «فریبی سنگدلانه» توصیف کرده، می گوید: «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.» نویسنده تأکید می کند: «آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود» و می گوید: «این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.»

در پایان دکتر هنری می نویسد: «من از حجاب دفاع نمی کنم ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند ، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار می کند ، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 17:25  توسط مجتبی  | 
سلام دوستان عزیز

امیدوارم حالتون خوب باشه .....

نمیدونم باید چی  بگم دوره ی بدی شده می دونید این روز ها هر کی هر جور می خواد لباس می پوشه و

اصلا به دور بر خودش اهمیت نمی ده مهم نیست  براش خیلی  چیزهای که ما برامون مهم هست .

جالبه بدونید که من تو شهری زندگی می کنم که درصد  بی حجابی و بد حجابی خیلی پایین هست .

اما یک چیزهای ادم می بینه . شاید باورتون نشه ...خیلی ها از ادمیت دور شدن .


.... وای         وای ....


           به دنبال چرا نباشیم         

 

 

 که خود کردیم که لعنت بر خودمان

 

 


  عکس fd p[hfd nojv hdv,kd| www.TaMehr.mihanblog.com


  عکس fd p[hfd nojv hdv,kd| www.TaMehr.mihanblog.com


  عکس fd p[hfd nojv hdv,kd| www.TaMehr.mihanblog.com


و دیگر هیچ نماند برایمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 12:9  توسط مجتبی  | 
  • چون قدم بر خاک خونين داشتی
  •  

  • بذر غيرت در زمين می‌کاشتی
  •  

  • زهر عشق حق به حمد آميختی
  •  

  • در رکوعت می به ساغر ريختی
  •  

  • قبله ی تو عشق و مستی، قتلگاه
  •  

  • اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه
  •  

  • گويمت از هفت رنگان مو به مو
  •  

  • خرقه پوشان دغل کار دو رو
  •  

  • سجده بر پست و رياست می کنيم
  •  

  • با خدا هم ما سياست می کنيم
  •  

  • کو نشانی که شما اهل دليد
  •  

  • جملگی تان بر نماز باطليد
  •  

  • می چکد شک بر سر سجاده‌ها
  •  

  • وای از روزی که افتد پرده‌ها
  •  

  • ما خدايان زيادی ساختيم
  •  

  • مال مردم را به خود پرداختيم
  •  

  • چون قدم بر خاک خونين داشتی
  •  

  • بذر غيرت در زمين می‌کاشتی
  •  

  • زهر عشق حق به حمد آميختی
  •  

  • در رکوعت می به ساغر ريختی
  •  
  •  

  • (شير حق برخيز وقت کار شد
  •  

  • بر سر نی رفتنت انکار شد
  •  

  • کاخ ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز
  •  

  • صد رکعت تزوير دارد هر نماز)
  •  

سجده در مسجد حسينا مشکل است

 


اين بنا از دل نباشد، از گل است

 


اين خصان با مال مردم زند‌ه اند

 


جملگی اندر نماز و سجده‌اند

 


دم ز راه و رسم سلمان می زنيم

 


لاف اسلام و مسلمان می زنيم

 


کاشکی از نسل سلمان می شديم

 


لحظه ای يک دم مسلمان می شديم

 


سجده بر پست و رياست می کنيم

 


با خدا هم ما سياست می کنيم

 


کو نشانی که شما اهل دليد

 


جملگی تان بر نماز باطليد

 


می چکد شک بر سر سجاده‌ها

 


وای از روزی که افتد پرده‌ها

 


ما خدايان زيادی ساختيم

 


مال مردم را به خود پرداختيم

 


چون قدم بر خاک خونين داشتی

 


بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

 

 

زهر عشق حق به حمد آميختی

 


در رکوعت می به ساغر ريختی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 22:47  توسط مجتبی  | 

                  چه بگویم وقتی لباس مسلمانان و زردشتیان یکی شده است .............            

                                                                                                               

      در شهری زندگی می کنم که تعداد زردشتیان کم نیست .... می بینم که فرقی درپوشش زنان

                                                                                                               

                                                                                                              

                                                                                                               

                مسلمان و زردشتی به چشم نمی اید حتی کوچک ترین چیز .........                 

                                                                                                               

           می دانیم که لباس ادمی نشانه ی شخصیت و اعتقاد اوست نشانه ی اندیشه ی او ...      

                                                                                                               

             هنگامی که لباس یک زن مسلمان با لباس زن زردشت برابری کند یعنی چه ؟          

                                                                                                               

                          .... یعنی برابری اعتقادات دینی ............................                    

                                                                                                               

             یعنی ما همگی نام مسلمانی را به دنبال خود یدک می کشیم مسلمان نیستیم ....          

                                                                                                                

                                   مسلمان زاده ایم نه مسلمان واقعی ........................             

                                                                                                                

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 17:43  توسط مجتبی  | 

 

     باز هم دختران با حجاب ما     

 

 

 

 دختران با حجاب ایرانی        ایران و حجاب         حجاب ایرانی    ایران حجاب   حجاب دختران ایرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 21:20  توسط مجتبی  | 
 
وصیت اینجانب به جوانان عزیز آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد...".
وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)

ریشه بدحجابی با برخورد امنیتی،سرکوب و نصب تابلو روی ماشین حل نخواهد شد.فقر فرهنگی در هر عرصه ای به جامعه آسیب می زند؛حتی در زمینه پوشش.آیا نباید کمی به این فکر کنیم که شاید نوعی دلزدگی از حجاب برای جوانان ما به وجود آمده است؟


نباید به این بیاندیشیم که چرا قهوه ای بودن چادر آزاده  نامداری در تلویزیون و یا رنگ قرمز لباس
ژیلا صادقی در یک مراسم،انقدر بازتاب و واکنش دارد؟


عیب بسیاری از مسئولان و مدیران ما این است که در امور گوناگون به ریشه ها توجه نمی کنند.آموزش و فرهنگ سازی در خانواده،مدرسه،دانشگاه و اجتماع فقط در حد شعار باقی مانده است.

مصوبه حجاب و عفاف شورای عالی انقلاب فرهنگی،بیشترین وظایف و مأموریت را به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران واگذار نموده است؛اما آیا این سازمان در عمل به این قانون توجه نموده است و یا فقط عنوان اسلامی بودن را یدک می کشد؟

سایر سازمان ها،ادارات و ارگان های دولتی پیشکش.
یک طرفه قضاوت نمی کنم.
قبول دارم که در جوامع غربی به دلیل حد بالای آزادی جنسی،فردی و اجتماعی،حجاب کاملاً متفاوت با جوامع اسلامیست؛قبول دارم که  بی بندوباری جنسی،گسترش فحشا و فساد اخلاقی،فروپاشی بنیان خانواده،افزایش طلاق،تنوع طلبی جنسی،کاهش امنیت روانی جامعه به خصوص جوانان،افزایش سن ازدواج،افت تحصیلی و آموزشی جوانان،تضعیف اعتقادات دینی و...همه از تبعات ناگوار بدحجابی است؛اما مسئولین ما در برابر شبیخون فرهنگی(به خصوص پس از پایان جنگ تحمیلی) تا به امروز چه کرده اند؟

برای شاد بودن قلبی مردم چه اقداماتی انجام داده و می دهند؟اگر یک دختر یا زن ایرانی با میل باطنی به این باور برسد که حجاب هم چون صدفی برای نگه داری مروارید وجود اوست،آیا به سمت آن حرکت نمی کند؟

گاهی اوقات که زنان و دختران مسلمان خارجی را در سایت ها یا تلویزیون مشاهده می کنم،از خودم می پرسم که اگر در ایران کمی پوشش آزادتر بود و تنوع لباس بیشتر،وضع حجاب خیلی بهتر از الان بود.حتی در سفر عمره دانشجویی که به عربستان سعودی داشتم،با چشمان خودم دیدم که جوان های این کشور پوشش به مراتب بهتری از جوانان ما با آن لباس ها و آرایش های جیغ و ضایع دارند!


اگر جامعه و کشوری داعیه اسلامی بودن دارد،باید به اسلام با تمام ابعاد و ظرفیت هایش عمل کند؛

بدون هیچ برخورد سلیقه ای و گزینشی.من به عنوان یک جوان 23ساله عملاً رشد فساد را در جامعه خود مشاهده می کنم.

عملاً معاشقه آشکار روی نیمکت های پارک ها را می بینم.

این نتیجه عمل نکردن به تمام دستورات و ارزش های دین است که تنها اختصاص به اسلام ندارد.

گلچین کردن اسلامی یعنی تحریف اسلامی و تحریف اسلامی به معنای نابودی ارزش ها و دلزدگی افراد جامعه از دین است

 

وصیت امام خمینی در مورد حجاب جوانان   وصیت نامه  وصیت روحانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 21:0  توسط مجتبی  | 
                                                                             
 
         عکس هایی ناشایست و ندیدنی از نمایش در تئاتر شهر       
 
                                                                              


به گزارش جهان خبرنامه دانشجویان ایران نوشت، نمایش « اتللو» که در تالار قشقایی تئاترشهر در حال اجراست نمایشی است كه بر مبنای حرکات موزون صورت می‌گیرد و عده‌ای آن را در ردیف رقص‌های باله تعریف می‌کنند.

 
سبک فیزیکال و پرفورمنس سبكی است كه دیالوگی در نمایش وجود ندارد و بازیگر مجبور به استفاده از تمام توان حرکتی در صورت و بدن خود است تا حس خود را منتقل کند و جالب‌تر اینجاست که نمایش‌های شکسپیر همگی بر مبنای دیالوگ‌های سنگین و طولانی است و حذف دیالوگ و تأکید خانم تهرانی بر بیان داستان اتللو – تأکیدی که اکثر کارگردانان این‌گونه نمایش از آن امتناع می‌کنند- حرکات فیزیکی خاصی را پدید آورده است كه بی شباهت با رقص های عاشقانه نیست.

    
این اثر در حالی جایزه بهترین كارگردانی تئاتر را از جشنواره تئاتر فجر دریافت كرده است كه این نمایش بیشتر به آثار تولیدی پیش از انقلاب شباهت دارد.
 
 
تهرانی درباره ویژگی‌های اثر گفته است: این نمایش بدون کلام است و تاکید ما بیشتر بر حس‌های پنهان در نمایشنامه و شخصیت‌ها بوده است.

 
از نام این نوع از تئاترها و دیدن تصاویر منتشر شده از این اثر می‌توان نوع اجرا را نیز کاملاً درک کرد، نمایش‌هایی که بر مبنای حرکات موزون صورت می‌گیرد و جدای از مشکل اصلی آن در اختلاط زن و مرد، پوشش‌های نامتعارفی را هم ترویج می‌کنند.

 
جالب اینكه سحر افتخار زاده طراح لباس این اثر نیز از سوی منتقدان جهانی تئاتر جایزه بهترین طراحی لباس را نیز دریافت كرده است.

 
به نظر می رسد عده ای سعی دارند تا با اجرای این نوع از سبك برای اجرای آثار عاشقانه به صورت بی كلام و تنها بهره گیری از حركات بدن نوعی ابتذال را در هنر تئاتر ترویج كنند در صورتی كه بن مایه هنر متعالی و پاك است.

 
بحث چالشی هنر امروز چیزی جز فیلم و سینما و موسیقی نیست و هرآنچه که از سروصدای رسانه‌ها به‌گوش می‌رسد و اعتراض مسئولان در آن بیشتر به چشم می‌آید مربوط به این شاخه از هنر است؛ بگذریم که بخشنامه‌ها و قوانینی هم که تصویب می‌شود همه و همه از این هیاهوها تأثیر می‌گیرد.

 
پیش از این در ضیافت افطار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشکل‌های دانشجویی، یکی از دانشجویان اعتراضی را نسبت به وضعیت نظارت بر تئاتر در ایران مطرح کرد و پاسخی که از دکتر حسینی شنیده شد ابراز تأسف از این کم‌کاری‌ها و اطلاع‌رسانی نسبت به برنامه‌ای بود که از اوایل مهرماه در سطح کشور و در حوزه تئاتر انجام خواهد شد اما اجرای این دستورالعمل چه بازخوردهایی خواهد داشت؟!

 

           ای داد از این بی داد       


 
و جالب آنكه اعتراض اهالی تئاتر نسبت به قوانین سرسختانه! و ناجوانمردانه! شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی موضوع تازه‌ای نیست اما روی کار آمدن دولت دهم که داعیه‌دار انجام کار فرهنگی گسترده در همه حوزه‌ها است موضع‌گیری‌های جدیدی را بوجود آورد؛ اعتراضاتی چون عدم شفافیت در قوانین، مشخص نبودن اعضای شورای ناظران، عدم توقیف کتبی نمایشنامه‌ها و بسنده‌کردن به توقیفات شفاهی و مواردی از این دست که فعلا با صحت آن‌ها کاری نداریم.

 
تقریبا 10 روز پیش بود که سجادپور مدیر كل اداره ارزشیابی و نظارت بر سینما در تماسی که با برنامه هفت شبکه سوم سیما داشت از بخشنامه‌ای با موضوع حجاب بازیگران سینما گفت و از عدم ابلاغ آن اما در همین برنامه درست یک هفته بعد صحت چنین بخشنامه‌ای رد شد؛ و البته سجادپور نیز این بخشنامه را مسئله‌ای قدیمی و مربوط به چند سال قبل دانست ولی به نظر می رسد مشکل جای دیگری است.

 
سجادپور رعایت حجاب بازیگران را راه‌حلی برای پخش تلویزیونی! آثار سینمایی معرفی کرد و این کار را به نفع سینماداران دانست اما آیا مسئله ابتذال در سینما با وعده آنکه فیلم شما در تلویزیون هم نمایش داده خواهد شد برطرف می‌شود؟ آیا کارگردان با وجود شبکه نمایش خانگی که نظارت بر آن هم تفاوتی با سینما ندارد مشکلی برای فروش فیلم خود حس می‌کند؟ اصلاً تهیه‌کننده و کارگردان چه اهمیتی به نمایش فیلم خود در تلویزیون می‌دهند!

 

   من از این  بی حیای چه بگویم    



 
جالب آنكه در بحث تئاتر نظارت‌ها به‌گونه‌ای دیگر است! در سال گذشته در بحبوحه حوادث پس از انتخابات در حالی كه متهمین این حوادث در دادگاه انقلاب به دروغ تقلب اعتراف كردند، تئاتر گالیله به‌روی صحنه رفت؛ تئاتری که دقیقاً به محاکمه‌ی گالیله اشاره می‌کند و در آن تلویحا دادگاه های انقلاب به سخره كشیده شد و جالب تر اینكه پخش فیلم گالیله از تلویزیون سبب اخراج مدیر مربوطه شد و در حوزه تئاتر برخوردی از مسئولین صورت نگرفت.

مسئله ای كه در حوزه تئاتر دردآور است اینكه اولا در چند سال اخیر پیشرفت خاصی در این حوزه دیده نمی‌شود و عمده نمایش ها با هزینه دولت،‌علیه دولت ساخته و اجرا می شوند و البته در حوزه سینما هم به همین شكل است.

بیشتر تئاترها یا اجرای نمایشنامه‌هایی چون هملت، اتللو، مکبث و... هستند -که بارها و بارها در طول سال اجرا می‌شوند- و یا آنکه اقتباسی از همین نمایشنامه‌ها هستند. البته هستند کسانی که نمایشنامه‌های جدیدی را به‌روی صحنه ببرند اما متأسفانه موضوع خیلی از تئاترهای ما بر اساس یأس و ناامیدی است.

جدای از این داستان‌های عجیب و غریب، مشکل دیگری نیز در کارهای پرفروش وجود دارد و آن بازیگر چهره و خصوصاً بازیگر سینمایی است؛ سود سرشار سینما کارگردان تئاتر را هم وسوسه کرده است که از بازیگر سینمایی برای فروش کارهای خود استفاده کند؛ انتخاب نابه‌جایی که مثلاً در «منهای دو» داوود رشیدی شاهد آن بودیم و بازی بسیار ضعیف پگاه آهنگرانی و باران کوثری از ارزش کل کار نیز کاسته بود و بر صحت گیشه‌ای بودن این نمایش تاکید می‌کرد.

البته مشکل بدست آوردن گیشه تنها با بازیگر ستاره حل نمی‌شود! بلکه بیان موضوعات غیر اخلاقی، لباس‌های نامتعارف و غیر اسلامی، دیالوگ‌های سطحی و گاهاً رکیک ابزاری برای جذب مخاطب شده است.

به‌نظر می‌رسد وقتی که هنری مخصوص قشری خاص شود نوع نظارت مسئولان هم تغییر می‌کند و آن‌ها احساس آرامش بیشتری می‌کنند؛ همان آرامشی که در سینما بدلیل عام بودن آن نمی‌بینیم! نکته بسیار خنده‌دار اینجاست که عده‌ای از کارگردانان و بازیگران همواره بر نظارت‌های سرسختانه خرده می‌گیرند! آیا عدم نظارت دقیق مسئولان و سهل‌انگاری برخی از آن‌ها، حداقل‌های ارزش ما را تغییر داده است؟! آیا دیدن صحنه‌های رقص زنان، رقص زنان و مردان و رقص مردان در حد شرع و عرف ما بوده است؟! اگر حداقل‌های ما اینجاست که مسائل حادتر و غیراخلاقی دیگری را نیز خواهیم دید و آن روز زیاد دور نیست

 

بی حجابی   بدحجابی     حجاب خوب       حجاب بد   حجاب اسلامی    جمهوری اسلامی   تئاتر ایران   تئاتر و بی حجابی     تئاتر در ایران و بی حجابی  تئاترشهر   تئاتر   تئاتروفحشا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 18:45  توسط مجتبی  | 
سلام

خسته نباشید ........
 
       کارتون جالبه ......................

  مشکل بزرگ ما ایرانی ها اینه که به جای پیشگیری همیشه در پی درمانیم

  همیشه کارامون را دقیقه ی نود انجام می دهیم

      باید چندین سال پیش کارهای فرهنگی انجام می دادیم که ندادیم


              اونی که باهوشه می فهمه چی کار کنه عزیزم

            به نظر من انسان مثل یک کتاب می مونه

                     اگه خودتو زود واسه دیگران ورق بزنی دیگه جذاب نخواهی بود
 
 زنی که ححاب نداره خیلی ساده است
            
   تمام  زیبای نفس و .....  به راحتی در اختیار دیگران می گذاره
 

             جذابیتش خیلی ساده رو می شه   خودشو زود ورق می زنه

              جالبیش اینه که باید بدونن زن ها که ما مرده ااا از بی حجابی اون ها
 
                          خیلی خرسند تریم چون نفس مرد بر این هست

 در حقیقت مردها خیلی راحت تو کوچه و خیابان در حال استفاده از این زن ها هستند ... دران از زیبای اون هااستفاده می کنن ... لذتشو می برن ...


 این زن هست که باید خودشو کمتر جلوه بده   کمتر زیبای هاشو رو کنه

      تا مرد ها را به دنبال خودش بکشه  جذاب تر بشه


       می دونی هر چیزی که کم باشه ارزشش بیشتره

 اگه هر مردی به راحتی قدرت این را داشته باشه و زن اجازه بده که مرد به راحتی از اون استفاده کنه   حتی یک نگاه تو خیابون


   خوب این به نفع مرد هست و از ارزش زن می کاهد 


   شما زن ها هر چه ناپوشیده تر بیاین تو خیابان ما مرد ها را سیر تر می کنید

        و این سیری یعنی اهمیت ندادن به زن
 
        یعنی خودتون باید قدرت اقتصادی داشته باشین
                   و نیازهای خودتون را رفع کنید

        چون مرد دیگه نیازی به با شما بودن نداره

                  همه جور نیازشو داره رفع می کنه

    دیگه معنی نداره برای شما دست و پا بشکونه

              حرف زیاده خیلی           

 این حجاب تاج بندگی زن هست

             خدا یه موجود زیبا رو افریده به اون از هر خوبی داده

     از لطافت مهربانی  و زیبایی و زیبایی هر چی از زن بگم کم گفتم خدا سنگ تموم گذاشته واسش

              به نظر من واقعا بی معرفتی هست که این با ارزش را بی ارزش کنیم

           این با ارزش را باید پوشانید و ارزش دانست نه آن که عریان کرد و برای  هر کالای به عنوان  تبلیغ استفاده کرد

          ارزش خودتون را نمی دونید

             واقعا نگرانم برای شما زن ها و دخترانی که زیبایی خود را به راحتی در کوچه و خیابان به فروش می رسانید

   این زیبایی این زیبایی باید گرم کننده ی کانون سبز خانواده ی رقم خورد
                   باید از دامان شما ایندگان به معراج رسند

         اینده را خراب نکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 13:8  توسط مجتبی  | 

بدون شرح  

  عکس های مدل پوشش كاركنان زن ایرانی | www.Bia2Model.COm

 عکس های مدل پوشش كاركنان زن ایرانی | www.Bia2Model.COm

  عکس های مدل پوشش كاركنان زن ایرانی | www.Bia2Model.COm

 عکس های مدل پوشش كاركنان زن ایرانی | www.Bia2Model.COm

 عکس های مدل پوشش كاركنان زن ایرانی | www.Bia2Model.COm

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 12:38  توسط مجتبی  | 

اروپایی قبل و بعد از مسلمان شدن

 






ماشا الیلیکینا در جمع اعضای گروه موسیقی فابریک
(قبل از تشرف به دین اسلام)
 

 



تصویری از ماشا الیلیکینا بر روی جلد مجله مشهور ماکسیم
(قبل از تشرف به دین اسلام)



... و اما تصویری از ماشا بعد از تشرف به دین اسلام
و انتخاب حجاب و عفاف

 

گلشیفته / ماشا

 

     به کجا چنین شتابان .......؟؟!!

 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 23:8  توسط مجتبی  | 

    من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید   قفسم برده به باغی دلم شاد کنید

 

                                        

 

به کجا چنین شتابان

 

کدام یک بهتر است نه خدایش قظاوت کن

 

 

بعضی وقت ها بعضی پوشش ها حال بهم زن هستش

 

بعضی ها به طبیعت حیوانی بیشتر نزدیک شدن

 

خیلی ها دوست دارند خوشگل و خوب باشن

اما راه و روش و جا مکان رو نمیدوونن

دختر    دختر ایرانی   مانتوی   مانتو تنگ   مانتو گشاد   بی حجابی   بی حجاب بی حیاست  بی حیایی ایرانی  ننگ ایرانی   مسلمان ایران    نابودی ایران  ایران و بی جابی   پوشش نامناسب   پوشش مناسب   تهاجم فرهنگی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 23:36  توسط مجتبی  | 

                        طراح چاپ عکس شهدا روی تی‌شرت            

                                                                                                                                         

این جوان طراح چاپ عکس شهدا روی تی‌شرت است

دوست ندارد وقتی همت و چمران و پروفسور حسابی و سهراب سپهری را داریم دنبال فیدل کاسترو، نلسون ماندلا، گاندی و گابریل گارسیامارکز بدویم
 

نگاهش که می‌کنی دلت می‌خواهد بیشتر راجع به خودش بنویسی تا آدم‌هایی که با دست‌های او دوباره زنده شده‌اند، آخر همه می‌دانند همت، باکری، چمران و آوینی که بودند، اما جوانی که در بین طرفداران متعصب این شهدا و آن دوستداران غرب؛ با شجاعت، لباسی که خود طراحی کرده و روی آن نقش «حاج ابراهیم همت» چاپ کرده را بر تن می‌کند و هیچ ‌کدام از حرف دو طرف او را نمی‌ترساند.

برای جوان 22 ساله‌ای که محاسن نرم و چشمان پر از نیرویش آدم را یاد جنگ و بچه بسیجی‌های بی‌ادعا می‌اندازد به‌خصوص وقتی از قهرمانانش مثل باکری، آوینی یا جهان‌آرا حرف می‌زند، انرژی‌اش چند برابر می‌شود. برای او چه کاری بهتر از اینکه با توسل به هنرش، آرمانش را هم گسترش دهد. نمی‌خواهد مایی که بزرگ‌ترین قهرمانان را داریم تبلیغ فلان خواننده سیاهپوستی را بکنیم که از هر 10 جمله‌اش نصفش است. دوست ندارد وقتی همت و چمران و پروفسور حسابی و سهراب سپهری را داریم دنبال فیدل کاسترو، نلسون ماندلا، گاندی و گابریل گارسیامارکز بدویم. می‌گوید: شهدا مال همه مردم ایرانند. مال همه آنهایی است که دل‌شان برای یک‌وجب از خاک این زمین مقدس جان می‌دهد. می‌گوید چرا باید تبلیغات‌مان در مورد جنگ و شهدار اینقدر كلیشه‌ای باشد. دوست دارد عکس قهرمانش، سردار شهید محمدابراهیم همت را روی سینه داشته باشد و در خیابان نشانش بدهد و به بقیه بگوید این آرم من است. او «امید سیفی‌مورودی» خودش حالا یك‌پا چهره است.
طراح نی شرتهای قهرمانان جنگ

یکی از غروب‌های سرد تهران در طبقه دوم ساختمانی که پنجره‌اش رو به حیاط کلیسای «سرکیس» خیابان ویلا باز می‌شود، دفتری تبلیغاتی هست که «امید سیفی‌مورودی» در آن کار می‌کند. صبح همان روز قرار ملاقات را گذاشته‌ایم. گفته که در یک فست‌فود با دوستانش طراحی داخلی انجام می‌دهد ولی خودش را برای عصر می‌رساند. حالا پشت در هستیم. در را خودش باز می‌کند. امید و دوستانش که گروه گرافیکی «دکمه» را تشکیل داده‌اند، دوستانی مثل همین «علیرضا کرمی» که توی شرکت کنار «امید سیفی» نشسته است، همگی دانشجوی رشته هنر هستند و در دانشگاه قزوین درس می‌خوانند. آنها با محوریت امید کار نو و تازه‌ای را پایه گذاشتند. طراحی و چاپ تی‌شرت‌هایی با عکس سرداران شهیدی که بزرگی‌شان خیلی بیشتر از آنچه است که تاکنون راجع به‌آنها گفته شده. حدود سه سال پیش دانشجوی جوان دانشگاه مولانای قزوین مقابل کارمندان حراست دانشگاه از تی‌شرت آستین‌کوتاهی که خود او روی آن حروف فارسی چاپ بود، دفاع می‌كرد. آن زمان به یکی از کارمندان گفته بود: «به‌جای آنکه به لباس من که روی آن شعری فارسی نوشته شده گیر بدهید، جلوی آنهایی را بگیرید که روی لباس‌شان فحش به خودشان و دیگران نوشته شده و نه شما معنی‌اش را می‌دانید و نه آنها...» اینها را علیرضا یکی دیگر از اعضای گروه دکمه می‌گوید که به نظر می‌آید هر جا امید سیفی می‌رود، همراهش هست. او می‌گوید: «ما استاد معارفی داشتیم که قرار بود با همکاری ایشان برای تولد شهیدهمت برنامه‌ای در دانشگاه داشته باشیم. قرار بود کیک بگیریم و امید هم همانجا آمد به استادمان گفت می‌خواهد تی‌شرتی با عکس شهید همت چاپ کند اما او خوشش نیامد و گفت این کار بی‌احترامی به شهداست.»
 
امید سیفی مورودی

اما امید سیفی، ثابت‌قدم‌تر از این حرف‌ها به‌نظر می‌رسد: «قبول نکردم و اولین تی‌شرتم که عکس شهید همت را داشت و عبارت HERO (قهرمان) زیر آن نوشته شده بود چاپ کردم و پوشیدم. یکی از دوستانم (حسین غیاثوند) خیلی به من کمک کرد. در واقع سه تی‌شرت دیگر هم طراحی و چاپ کردم. وقتی تبلیغات و برنامه‌های حزب‌الله را در لبنان می‌بینم، حیفم می‌آید که ما جوانان‌مان را با تبلیغات دهه شصتی در مقابل غربی‌ها که به روز عمل می‌کنند، تنها گذاشتیم.»
«امید سیفی‌مورودی»
 
«امید سیفی‌مورودی»

او از واکنش‌هایی که دیده می‌گوید: «یک سالی که من این لباس را پوشیده‌ام، خیلی رفتارهای متضادی دیدم. خیلی‌ها استقبال کردند و این حرکت را دوست داشتند اما خیلی‌ها هم نظری عکس این داشتند. بعضی‌ها مسخره می‌کردند که این چه کاری است و دسته دیگری هم معترض می‌شدند که به چه حقی، عکس شهیدی مثل حاج‌ابراهیم همت را روی لباس انداختم و به تن کردم.»
هر چند ستاد راهیان نور با امید سیفی قرارمدارهای اولیه را برای حمایت مالی این طرح گذاشته اما حرص می‌خورد از اینکه چرا نهادهای بیشماری که ادعای حراست و حفاظت از آرمان و شخصیت شهیدهمت‌ها، چمران‌ها و خیلی‌های دیگر را دارند، پا پیش نمی‌گذارند تا هر جوان ایرانی عاشق قهرمانانش، یکی از این لباس‌ها را به تن کند و با افتخار توی خیابان راه برود: «این آدم‌ها افتخار و نشانه ما هستند. چه اشکالی دارد آرم ما همت، چمران و آوینی باشد. »

امید، آینده این طرح را روشن می‌بیند و با همان لج‌بازی که دوستانش تعریف می‌کنند، می‌گوید می‌دانم روزی می‌رسد که هر جوان عاشق ایران، یکی از این تی‌شرت‌ها را در کمدش خواهد داشت. می‌گوید: «فقط اطلاع‌رسانی می‌خواهد. مگر نه اینکه وقتی بهرام رادان و میترا حجار لباس‌های چاپ نستعلیق را پوشیدند، دیگر هیچ نوجوانی نترسید که به او بگویند لباست جالب نیست. اگر میان ستاره‌های سینمای ما همان کسانی که عاشق شهدا هستند این تی‌شرت‌ها را تن کنند، جو عمومی جامعه بهتر می‌شود. الان همه مرا با تعجب نگاه می‌کنند. مثلا کامبیز دیرباز، پژمان بازغی یا شهاب حسینی که می‌دانم عاشق مردم و خاک ایران هستند این تی‌شرت‌ها را بپوشند، تاثیر خوبی در ذائقه جوانان و نوجوانانی می‌گذارند که شهدای خودمان را بر سینه داشته باشیم، قهرمانان خودمان را...». در نگاهش مثل نامش «امید» وجود دارد. امید به آینده، امید به جایی که بشود هر کسی که عاشق این آدم‌هاست، تی‌شرت‌هایی که او طرح‌شان را ریخته به‌تن کند.
تیشرت شهدا    عکس شهدا روی لباس   لباس شهدا   لباس اسلامی   اسلام و لباس
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 14:22  توسط مجتبی  | 
 

         اهای مردم عالم داد هوار از این بی بندوبار   

            تو رو قرآن بسه شما را به خدا کافیه        

                                                                                                                                          

                                                                                                                                          

                                                                                                                                          

 نکنین بابا جون من با سرمایه های این مملکت با پاکی جونوا بازی 

 

به خدا  گناه داره .....  یک روزی باید جواب بدین   .....   از شما ها نمی گذریم

                                                                                                                                          

                                                                                                                                          

                                                                                                                                                        

               دل خانم زهرا رو اینجوری نسوزونید .................... جگر گوشه ی پیامبر و اذیت نکنید             

                                               نور چشم علی رو اذیت نکنید ...........                                        

                                                                                                                                          

      آهای خانم ی که با حجاب بی حجاب از خونه می زنی بیرووون    

      یک روزی جونی برای اینکه همین تو حجاب به سرت باشه       

                         و مورد تجاوزبیگانه نباشی                        

      نارنجک به کمر بست  انداخت خودشو زیر تانک جنگی دشمن    

                   شماها چی می فهمید اخه از این حرفااا                  

                               از این فداکاری ها                            

         شمای که جز منفعت خودتون چیزی  دیگه رو قبول ندارین    

 

 

             شما ها فقط می فهمید چه جوری با کلاس باشید              

                       شمای که دین را به نان می دهید                    

          اره همین شماهای که کارتون شده الگو برداری از غرب       

                    با خودش سک برداشته اورده پارک                   

                                اره دیگه همینه                               

 نکنید نکنید شما رو به مهدی قسم اینجوری از خونه نیاین بیرووون

                           چرا دل اقا رو خون می کنید                     

چرا من جوان را اذیت می کنید                                             

 من چه گناهی کردم که باید تو گناه بد حجابی شما اسیر بشم سیاه بشم     

من نمی گذرم  ما نمی گذریم از حق خونی که ریخته شد

و شماها دارید پایمالش می کنید

 

                           اسم خودمون را گذاشتیم مسلمان اما این چه مسلمونی هست

 

                این چه جور دین داری هست که به هیچ کدوم از قانون هاش عمل نمی کنیم

                    من نمی فهمم ...................................

                                                           

             تو ایام فاطمیه  صدای موزیک ماشینش شیشه های خونه ی مردم رو میشکنه      

                            اگه مادر مادرش خدای ناکرده فوت بشه تا ۲ ماه نمیشه باهاش حرف زداااا

                            اما حالا که بانوی ۲ عالم به شهادت رسیده اونم با پهلوی ............  

 

                                   اصلا حالیش نیست که احترام چیه ................................

                               قیافه هاشونم همه مدل های غربی ................................

 

           یکی نیست بگه  دختر خوب پسر خوب این مدل ادم های که شماها دارید ازشون تقلید

                         می کنید تازه به دوران رسیده اند ... هیچ کدوم نمی دونند پدرشون کی بوده

                   نمی دونند می فهمی چی میگم ................

                از گناه شهوت مادرشون به دنیا امده اند ...............................

 

    دشمنان علی هستند . دشمنان ولایت علی . دین علی . قانون علی  

                   اینای که ازشون تقلید میکنی مثل خودمون قدمت تاریخی ندارن .........................

 

                     اونا تو قانون های زندگی درموندن   ..... چون کتاب قانونی مثل خودمون ندارن ( قرآن )

                        

                                            اونا دنیارووووو فقط چسبیدن و تو کارهای دنیوی پیشرفت داشتن      

 

             اگه راست میگی می خوای مدرن باشی با کلاس باشی یکم از تکلونوژی  اونا بهره بگیر

                          یکمی تو علم و صنعت ازشون یاد بگیر

                   

                        نه مدل مو مانتو ..... شلوار و  ......              

 

 

            اون دختری که انجوری لباس می پوشه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

        

                            تو دوران ابتدایی تحصیلش مورد تجاور قرار میگیره ............................

                                             تو دوران پاکی  الودش می کنن ...............................

    

                       تا وقتی به دوران جونی و خوشی رسید خودشو به راحتی در اختیار افراد قرار بده

                 

                       قانون زندگی غرب به جنسیت زن بودن تو توجه داره ................

                                                                        نه به انسان بودن تو ................................  

 

                             هزاران مشکل دست پاگیرشون شده از بی ارزش کردن زن

                                          از ابزاری کردن زن .......................................................

 

                 دارن از راهی که می رفتن بر می گردن اونوقت ما دوباره بیاییم اشتباه اونارو تکرار کنیم

 

مای که قران داریم عترت داریم چرا ازمون و خطا کنیم  چرا اشتباه کنیم

 

 

            من عادت ندارم روضه بخونم اما از ما بعیده  مای که این همه قدمت تاریخی داریم

                             دین داریم           مسلمانیم               الان این همه پیشرفت کردیم

 

                              بخواهیم خودمون را اینقدر پایین بدونیم که از یک غربی بی دین و ......

                                              درس زندگی بگیرییم .......................................

 

                            اگه به دانشمنداشوون نیگاه کنیم                          خوبه

                                      اگه به متفکراشون نیگاه کنیم                     خوبه

                      همین چارلی چاپین همه میشناسیمش

 به دخترش نصیت میکنه میگه دخترم زیبایی وجودت را در اختیار

 همه کس قرار نده    

 

برای اون باش که ارزشتو بفهمه بهای عشق پرداخت کنه

 

  نه مثل بعضی از دختران زیبایی وجودشون رو تو خیابون های شهر

                        بین  مردان ناپاک تقسیم کنند                        

 

حجاب   با حجاب   بی حجابی    بی بند و باری    بی بندوباری در تهران   دختران تهرانی  عشق بیهوده   ستم      بی عدالتی    بی حجابی  بد حجابی   مطالبی در مورد حجاب    تحقیق در مورد حجاب          تحقیق در مورد بی حجابی      بی حجاب   دختران چادری   دختران مانتوی  مدا مانتو    حجاب چیست           چرا حجاب     کدام حجاب برتر است    مشهد و حجاب   تهران وحجاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 13:15  توسط مجتبی  | 
پشیمانی بازیگر معروف از دوران بی حجابی

         مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند.       

 

این خواننده مصری در پاسخ به این سوال كه با حجابت به كجا می‌خواهی برسی؟، گفت: مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ...
 
«حنان ترك» بازیگر مصری كه چندی پیش بعد از مدت‌ها حجاب را اختیار كرده است، از این كه دیرهنگام حجاب را برگزیده است، اظهار پشیمانی كرد.
«حنان ترك» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفكر برای انتخاب حجاب، گفت: این دوران، دوران زیانباری بود و ای كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.
وی در پاسخ به این سوال كه پیش از این در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی بدون حجاب بوده و اینك اگر آن فیلم‌ها را ببیند چه احساسی دارد گفت: حنان ترك اول یك بازیگر بود و حنان ترك دوم یك زن محجبه است.
 
 
این بازیگر مصری در پاسخ به این سوال كه با حجابت به كجا می‌خواهی برسی؟ گفت:
 مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند.
وی افزود : برای روز قیامت با اطاعت خدا و عمل خیر و كمك به ایتام تلاش خواهم كرد.
وی همچنین با رد هرگونه پیشنهاد بازیگری بدون حجاب گفت: 80 درصد از مردم مصر محجبه هستند و چه كسی باید اینان را نمایندگی كند؟
 

 بی حجاب شدن بازیگران ایرانی ........

 

            بازیگر معروف دنیا  اظهار پشیمانی کنه از اینکه نفهمیده و بی حجاب بوده .........

                              و با حجاب به سر کردن خودش دنیاروووو تکان بده ........................

                                   و از حضور بی حجاب جلوی دوربین خودداری کنه ................................

                                                   و به حجاب خودش افتخار کنه ..............................

 

           ما هم با بی حجابی توی سینمای کشورمون خودمون رو با تمدن جلوه بدیم ...................

                             و با بی حجابیمون تیشه به ریشه بزنیم .......................................

                  ( اینجوری ما فرزندان انقلاب می خواهیم انقلابمون را به دنیا صادر کنیم )                     

کارگردان سینمایی فرمایش کنند زنان فیلم من باید بی حجاب ظاهر شوند در غیر اینصورت...

 

 

 

( با حجاب بی حجاب دم از تمدن بزنیم )

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 11:16  توسط مجتبی  | 
                                                                                                                                         
 
           یک سری کارهای فرهنگی جالب در زمینه ی حجاب و امنیت اجتماعی انجام شد .....
 
                      ای کاش باز هم ادامه داشته باشد ...........
 
                      
                               و به فراموشی کشیده نشود ........................
 
 
ای کاش به باور خوب بودن و پاک بودن برسیم که چه زیباست
 
ای کاش بدانیم و عمل کنیم
 
و ندانسته عمل نکنیم
 
نپوشیم  زندگی نکنیم
 
 
بدانیم از کجا امده ایم در کجاییم و به کجا می رویم
 
 
                                         مشکل ما اینه که چون از گذشته ی خود غافلیم                                 
                              از گذشته ی دیگران الگو برداری می کنیم                                 
                                    خود باوری نداریم                                         
                    دیگران را برتر می دانیم به اشتباه               
                     غرب زده شدیم                      
                                     
 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 11:1  توسط مجتبی  | 

           ولادت حضرت فاطمه ی زهرا (س )        

و روز زن مبارک باد

                                                            

 

به همین مناسبت دانلود کتاب قرآن مجید را براتون گذاشتم

 

دانلود قران    قرآن مجید    دانلود کتاب قرآن مجید  قرآن   تولد حضرت زهرا کتاب قرآن

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 13:31  توسط مجتبی  | 

                   مسئله عفاف و حجاب                 

 

مطالب و نظر دوستم اینجوری هست در این مورد ..................................

این روزها، مسئله بی بند و باری و افزایش ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه، به یکی از مطالبات اجتماعی تبدیل شده است. جمعه گذشته در تهران تظاهراتی برپا شد، در برخی دانشگاهها، تذکرات آرام و تند زیادی از تشکلهای دانشجویی به مسئولین ارائه شده است. تلویزیون هم برنامه­هایی را برای بحث روی این موضوع اختصاص داده، و خلاصه افراد زیادی این موضوع را به عنوان موضوع شماره یک فرهنگ مطالبه کرده اند. بعضی خبر از یک فاجعه دادند و برخی آن را موضوع کم اهمیت جلوه دادند. مناسب دیدم، بعد از شنیدن مطالب افراد دیگران، نظراتی ارائه کنم:

 

الف) بر این باورم، که افزایش بی بند و باری و ازدیاد بد حجابی و بی حجابی در حد و حجمی که امروز مشاهده می کنیم، فراتر از یک معضل منفرد است. می توان اظهار داشت، بدحجابی امروز، معلول یک فرآیند و سامانه معیوب اجتماعی است. اکنون مسئله حجاب، و وضع کنونی آن، بویژه در تهران، زاییده چند عامل مهم اجتماعی و سیاسی دور و نزدیک است:

1-      اقدام رضاخان در کشف حجاب،

2-      ترویج اباحه گری و گرایش به آزادی جنسی در عصر پهلوی دوم،

3-      تغییر گرایش دولتمردان از ساده­زیستی و رفاه گریزی و تئوریزه کردن اشرافیت و رفاه­زدگی پس از دفاع مقدس،

4-      عدم وجود نمونه نامطلوب پوشش در تصور ذهنی مردم، (در هم آمیختگی حجاب و بی حجابی)،

5-      اولویت دادن ظاهرحجاب بر عفاف اجتماعی و اخلاق،

6-      دخالت مردان در مسئله امر به حجاب و نهی از بدحجابی و بی­حجابی،

7-      عدم نظارت و سازماندهی در تولید و واردات لباس و پوشاک در بازار مسلمین،

8-      تاکید بر حجاب اجباری، در مدرسه و دانشگاه، بجای تدریس و تبیین مسئله حجاب در اسلام،

در چنین شرایطی، نمی توان از جامعه انتظار داشت، در حالیکه برنامه­های فساد انگیز داخلی و خارجی، و تلاش بیگانگان برای توسعه بی بند و باری در جامعه، وجود دارد، و در مقابل، نظام فرهنگی کشور از ارائه آموزش درست، فرهنگ سازی درست و موثر در این زمینه، ناتوان است، میزان عفت و اخلاق در جامعه توسعه یابد.

ب) باید توجه داشت موضوعات اجتماعی دیگری نظیر، توسعه نامتوازن جمعیتی و بوجود آمدن کلانشهرها، نظام کنترل جمعیت و کم شدن جمعیت خانواده­ و بالتبع کاهش ارتباطات اجتماعی فامیلی و جایگزینی ارتباطات دیگر، افزایش سن ازدواج و فاصله زیاد سن بلوغ تا ازدواج، و نظایر این مسائل، در توسعه ناهنجاریهای اخلاقی نقش موثری ایفا می­کند.

ج) برخی اشتباهات بزرگ در نظام مدیریتی کشور، نظیر پخش سریالی چون شمس العماره، اقدام دختر رییس جمهور وقت در هنجارشکنی اخلاقی، تهوع آمیز بودن حجاب تلویزیونی وگرایش به سکس گفتاری، نه تنها به قبح شکنی منجر می­گردد، بلکه بواسطه جایگاه صادر کننده، نوعی مشروعیت بخشی به اخلاق گریزی و بی­عفتی است. چنین رفتارهایی، افراد جامعه را در انتخاب الگو برای حجاب، دچار تردید می­کند و با غبارآلود کردن فضا، درجه درستی تصمیم مردم را کاهش داده و در حقیقت موضوع را از یک موضوع معیارمند و قابل سنجش به موضوعی نسبی و ساختارگریز مبدل می­سازد.

با این توصیف، مناسب است مسئولیت به بهانه حجاب هم که شده، فکری به حال برخی مشکلات اجتماعی و فرهنگی کشور کنند.

خدایا! عاقبت ما را ختم به خیر بگردان!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 12:45  توسط مجتبی  | 
 
                          تصاویری از تئاتر خبر ساز ” مانیفست چو”               
 
 
 
ای داد ای هوار  این چه مملکت و کشوری هست که حرفش با عملش دوتاهست
 
              تخریب به بهانه ی مانیفست چو           
 
آیا این تصاویر که از نمایشی در تالار چهارسو تئاتر شهر میباشد با فرهنگ ملی ، اسلامی ما مطابقت میکند؟ آیا........ آیا..... و آیا این خود ترویج فرهنگ غرب زدگی نیست؟ و آیا دوستان اینگونه میخواهند با فرهنگ بد حجابی و غرب زدگی مبارزه کنند؟!!
 

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

 

                      پوشش زهرا مگر اینگونه بود                     

نمی فهمم میان تو برنامه های صدا وسیما جلوی این همه ادم میگن

باید فلان کنیم فلان کنیم تا حجاب چی بشه چشی نشه

بعد همین خودشون میان مدیریت و اجازه ی چنین برنامه های را میدن

یکی نیست بگه شتر سواری دولا دولا نمیشه  

بی حجابی در  تئاتر   تئاترو بی حجابی   بی حجابی ورقص  رقصیدن 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 12:26  توسط مجتبی  | 

...... در گناه کردن شجاع شدیم حالا چرا منم موندم .....

.....................................................................................................................................

 رفته تو عروسی ... هزار جور خودشو رنگ و لعاب زده .... یک چادر بدن نما هم زده سرش ....

.... هی میاد تو قسمت آقایون میگه دیگه چیزی نیاز ندارین ..... چرا دیگه ....... اقایون سیر شدن ....

................................. یک شبه دیگه .......................................................................

........ من زیاد حرف نمی زنم فایلشو گذاشتم واسه دانلود .........

        ............. ارزش داره حتما گوش کنید ...................................................................

                                  دانلود ...............................................................

 

 

 علی رفتم بقیع اما چه سود.

هرچه گشتم فاطمه انجانبود.

یاعلی قبر پرستویت کجاست .

ان گل صدبرگ خوش بویت کجاست .

هر چه باشد من پرورده ام .

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام .

 حج من بی فاطمه بیحاصل است .

فاطمه حلال صدها مشکل است .

 من طواف سنگ کرده ام دل کجاست .

 راه پیمودم بسی منزل کجاست .

کعبه بی فاطمه مشتی گل است .

 قبر زهرا کعبه ی اهل دل است

شعر در مورد حضرت علی     شعر در مورد فاطمه ی زهرا  شعر در مورد بانوی دو عالم   زهرا   فاطمه ی زهرا   حضرت علی     یا علی     شعر در مورد بی حجابی   سخن    دانلود مطلب در مورد حجاب   دانلود حجاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 9:6  توسط مجتبی  | 

 

 

فستیوال تورهای نوروزی  كه به ارائه تورهای نوروزی به مقصد كشورهای مختلف می پردازد عصر چهارشنبه  با تدارك ویژه ای در خیابان حجاب تهران آغاز به كار كرد.

  روز دوم این فستیوال كه باشهادت حضرت رقیه (س) مواجه بود توانست با آهنگ های شاد و غربی خود به محلی برای تفریح و گذران وقت قشر مرفه جامعه تبدیل شود.

این در حالی است كه بنا به مشاهده خبرنگار جهان، زنان حاضر در این فستیوال با حجاب های زننده و دور از شان جامعه اسلامی از جمله جلوه های ویژه این فستیوال بودند!

حجاب نامتعارف بازدیدكنندگان از یك سو و همچنین آرایش های آنچنانی و هماهنگ زنان حاضر در هر غرفه از سوی دیگر تعجب هر بیننده منصفی را بر می انگیخت.

عکس

بنابراین گزارش در كل 2 طبقه این فستیوال كل زنان محجبه به 2- 3 نفر نیز نمی رسید.
یكی از زنان محجبه به خبرنگار ما گفت: من فرزندم را از مدرسه می آوردم كه با شنیدن آهنگ های تند و زننده، كنجكاو شدم كه ببینم آیا در این روزهای ماه صفر و روز شهادت حضرت رقیه مراسم عروسی در اینجا بر پا شده است؟

وی ادامه داد: فكر كنم اینها همه آمده اند برای تعطیلات عید برنامه ریزی كنند اما آیا این كار باید به قیمت از سر بر داشتن روسری و پوشیدن لباس های تنگ و بدن نما و اینكارها صورت بگیرد؟

این گزارش می افزاید این فستیوال با حمایت مستقیم سازمان میراث فرهنگی برگزار شده و حتی یكی از معاونان این سازمان نیز در مراسم افتتاحیه این فستیوال شركت داشته است.

عکس

انجام اعمال خلاف شوون اسلامی ، نمایش كلیپ های مستهجن از برخی غرفه ها و هماهنگی چندین غرفه دار در نوع لباس ها و رنگ موها و آرایش های صورت و همچنین نوع پوشش مردان كه غالبا با كراوات همراه بود صحنه های بسیار زننده ای را به وجود آورده بود.

گفتنی است مجریان این فستیوال حتی به خود زحمت نمی دهند در هنگان اذان حداقل اهنگ های غربی خود را قطع و اذان را پخش كنند.

مسئولان این فستیوال برای برگزاری همچنین فضاحت اخلاقی در كشور تلاش های چندین ماهه ای را آغاز كرده اند كه از آن جمله می توان به نصب 40 هزار پورتابل انتشار آگهی در تهران، انتشار آگهی در یكی از روزنامه‌های كثیرالانتشار، ارسال 2 میلیون پیامك، ارسال 40 هزار كارت دعوت به دبیرخانه‌های دستگاه‌های دولتی و ارسال نمابر به 20 هزار شركت داخلی اشاره كرد.

عکس


مدیر عامل شركت اكسپو كیش كه مجری این فستیوال است در تشریح دلایل برگزاری چنین فستیوال می گوید: "همین كه مردم به نیازهای خود برای برنامه‌ریزی سفرهای نوروزی دست یابند، مهم‌ترین خروجی این فستیوال خواهد بود. "

وی اما در سخنان خود هیچگاه اشاره نكرد كه انجام اقدامات خلاف شوون نیز از اهداف این فستیوال بوده است یا خیر. 

بی حجابی در تهران  بی حجابی در روز شهادت حضرت رقیه  حجاب زنانه   حجاب چیست  چرا حجاب  حجاب زنان غربی حجاب زن مسلمان   محجبه    حجاب زیباست    مانتو   زنان بد حجاب

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:13  توسط مجتبی  | 

http://www.rajanews.com/userfiles/image/%D8%AF%D9%88%D9%85%20%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF/16_8803021550_L600(1).jpg

سلام دوستان عزیز ....................................................................................................

.................................................... نامه ی عمار ........................................................

عمار کجاست .... دین کجاست ....

........................................... منم عمار همون بچه بسیجی  

.................................................... همون سینه زنی که میره هیئت کلاس عشق بازی با ولایت


...................................................................................................................................

 امریکا و اسرائیل فرانسه  المان و چند انگلیسی با نقش العربیه بی بی سی  با بوجه های چند میلیون دلاری

با ربع پهلوی ، شاه فراری شدن همدل برای نفع کشـــــــــــــــــــــــور برای نفــــع اســـــــلام  ، رهبــــــــر

................................................................................................................................

میگفتن اندیشه با ریش نمیشه

................................................................................................................................

شعار 16 آذر چی بودش    خدا لعنت کنه هرکی سرودش

................................................................................................................................

دل رهبر شکستین ..... خیال کردین در کوفه نشستین ..... علی 70 میلیون یار داره هزاران مالک و عمار داره 

...............................................................................................................................

شما که با امام خاطره داشتین از این خاطره ها مایــــــه می گذاشتین تو هر حرفی به اون اشاره کردین

                                                    چرا عکس امام و پاره کردین

...............................................................................................................................


http://i41.tinypic.com/2yxqkw1.jpg

شما که میگفتین سید هستید  دل حضرت زهرا رو شکستین 

                     تو روزی که حسینش غرق خون شد قد زینب مثل مادر کمون شد 

                                       شما  ملعون ملعون تر ز ملعون زدین رقاصی کردین تو خیابون

http://mahastim-lahijan-4.persiangig.com/19-khordad/04.8745.Mosavi.JPG


    دقیقا مثل اونا که عاشورا زدن آتیش به خیمه های مولا

                                      شما هم اینجا خیمشو سوزوندین

                                                                 گمونم چشم عباس دور دیدین


                       به فرض که دور دیدین چشم عباس نفهمیدید که صاحب تکیه زهراست


http://narjes313.persiangig.com/image/Jpg/87-10-5%20jahannam.jpg

........................................................................................................................................

 دانلود فایل صوتی این مطلب به صورت کامل با فرمت MP3 حجمی هم نداره از دست ندهید .. ارزش داره ..





+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 12:24  توسط مجتبی  | 

این متن رو در ایمیلی از گروه پرشین استار دریافت كردم

جنون زیبایی در ایران !


زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر هر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند.

galery.tk

 

 

اشپیگل آنلاین (۱۹ آوریل) در گزارشی كه تنها به بخشی از زنان جامعه ی ایرانی و به ویژه تازه به دوران رسیده‌هایی اختصاص دارد كه در یك جامعه بی‌تولید و در یك اقتصاد بیمار، فقط مصرف می‌كنند و تصویری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زیر عنوان كوتاه "جنون زیبایی در ایران" چنین می‌نویسد:

جنون زیبایی زیر روسری غوغا می‌كند. زنان ایرانی برای برنزه شدن تا مرز بیهوشی زیر آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سركه می‌نوشند. "یاسمین تیفنزه" از سالها پیش در ایران زندگی می‌كند و هنوز نمی‌تواند این همه را درك كند. به یادداشت‌هایی از او از سرزمین هزار و یك عمل بینی توجه كنید:
ممكن است در غرب درباره مانكن‌هایی كه به بیماری لاغری و سوء تغذیه دچار هستند، بحث شود. در ایران اما رژیم گرفتن و عمل‌ زیبایی، شیك و مد به شمار می‌رود. امكان ندارد زنان در ایران همدیگر را ملاقات كنند و یك برنامه رژیم غذایی رد و بدل نكنند و یا درباره آخرین عمل زیبایی كه انجام داده‌اند، حرف نزنند. زیبا بودن در ایران، یكی از وظایف اصلی زنان است. ولی واقعا چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزیست كه كانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزیست كه در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. و این همه در كشوری كه زنانش از قرنها پیش به دلیل زیبایی طبیعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنین نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌كننده است كه هوش از سر بیننده می‌رباید". امروز اما زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند. زنان ایران به دلیل حجابشان نمی‌توانند مانند زنان در كشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش كوچكی از موی و پرهیب پیكرشان است كه در برابر بیگانه به نمایش در می‌آید. دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرایش كنند و حتی به ناخن‌هایشان لاك بزنند، یا موهایشان را رنگ كنند و یا حتی ابروهایشان را بردارند. همه اینها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌كنند و چندان احتیاط و حساسیتی هم در این راه به خرج نمی‌دهند. اگر كسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هایی استفاده می‌كند كه در آلمان بیمارگونه ارزیابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سركه‌ای را می‌خورند كه خودشان درست كرده‌اند تا چربی با اسید جایگزین شود. علاوه بر این در روز چندین لیتر آب می‌نوشند چرا كه چربی باید به این وسیله از بدنشان خارج شود. به همه اینها یك ورزش شدیدا مبالغه‌آمیز نیز اضافه می‌شود. البته با موهای كاملا آرایش شده، صورت پودر و كرم مالیده و در فضایی كه بوی عطر و ادوكلن گران قیمت آن را پر كرده است.
امیر، یك مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گوید: "فرقی نمی‌كند، در هر ساعتی كه به پارك بروم، زنان چنان بی عیب و نقص به نظر می‌رسند كه من همیشه از خودم می‌پرسم آخر اینها كی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند كه من برای دویدن در پارك یك شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلكه جلوی بینی‌ام می‌گیرم تا مرا از موج عطری كه از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ كند".

galery.tk

اگرچه تصور زنان ایرانی از زیبایی با تصوری كه مأموران امر به معروف و نهی از منكر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حكومت از این نوع فرهنگ پرورش اندام حمایت می‌كند: در بسیاری از پاركها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد كه روزی یك ساعت آن هم رایگان به آنها تمرین می‌دهد. اخیرا پارك‌هایی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نیفتد. در این نوع پاركها زنان می‌توانند بدون حجاب حركت كنند. نیروهای انتظامی برای این پاركها زنان انتظامی را به كار می‌گمارد.
زنان ثروتمندتر اما پزشكانی را استخدام می‌كنند كه برای آنها برنامه غذایی تجویز می‌كند. یك رستوران زنجیره‌ای در ایران از چندی پیش حتی سه وعده منوی غذای رژیمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌كند. زنانی كه از امكانات مالی كمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستیك‌های مخصوص نگهداری مواد غذایی می‌پیچند و زیر آفتاب دراز می‌كشند تا چربی بدنشان آب شود.
آن پوست سپیدی كه روزی در ایران شیك به شمار می‌رفت، مدتهاست كه از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در یك مسابقه بی‌پایان تلاش می‌كنند به مؤثرترین شكل ممكن خودشان را برنزه كنند و برای این كار هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا یكی از موادی كه می‌توان پوست خود را با آن برنزه كرد، مایه‌ای است كه از تركیب حنا و ماست به دست می‌آید. در سال گذشته، مخلوط روغن زیتون و قهوه سریعترین راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. یك راه دیگر كه معجزه می‌كند این است كه در حال مالیدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمك پاشید!

galery.tk

زنان ناجی غریق از مد برنزه بسیار نگران هستند چرا كه زنان ساعت‌ها زیر نور خورشید دراز می‌كشند، بدون آنكه چیزی بخورند. این كار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجیان غریق در محل‌های شنا همیشه از بلندگو اعلام می‌كنند كه بانوان باید دست كم یك بار در ساعت دوش آب سرد بگیرند و به اندازه كافی مایعات بنوشند. آنها می‌خواهند با این هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پیش، جنون برنزه شدن تا آنجا پیش ‌رفت كه خانم‌ها پس از كلی شنا كردن زیر آفتاب، یك ساعت تمام هم روی نیمكت دراز ‌كشیدند تا حمام آفتاب بگیرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ایرانی دوستی را می‌شناسد، یا دوست دوستش را، و یا دوستِ دوستِ دوستش را، كه بدنش این اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل كند. چندی پیش دولت دستور داد تمام این نیمكت‌ها را، البته به دلایل بهداشتی، جمع كنند.

galery.tk

عمل زیبایی در ایران به یك كار روزانه تبدیل شده است. همیشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خیابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی كه یك چسب زخم روی بینی‌شان دارند. از آنجا كه بسیاری از ایرانیان دماغشان بزرگ است، عمل بینی به یكی از معمول‌ترین عمل‌های زیبایی تبدیل شده است. در عین حال بزرگ كردن لب‌ها و برجسته كردن استخوان گونه‌ها و بزرگ كردن پستان‌ها نیز بسیار رایج است. رفع چربی بدن نیز بیش از پیش طرفدار پیدا می‌كند. از آنجا كه عمل زیبایی با هزینه همراه است، حتی برخی پدران اتومبیل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زیبایی عمل كند.
آرایشگاه‌های زنانه و مردانه در ایران جدا هستند. به همین دلیل سالن‌های آرایش زنانه به استودیوهای زیبایی تبدیل شده‌اند كه زنان می‌توانند یك روز تمام در آنها بدون هر مشكلی بسر آورند. كم نیستند سالن‌های آرایش و زیبایی كه حتی سه طبقه هستند زیرا اغلب پیش می‌آید كه همه مشتریان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اینكه لاك ناخن‌های یك خانم باید با لباس شب‌اش جور در بیاید. البته با این شكل و شمایل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.

galery.tk

اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلایی می‌كنند كه متأسفانه با تركیب رنگ موی زنان ایرانی، نه بلوند بلكه زرد می‌شود. از آنجا كه خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زیر روسری به نمایش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.
بالاخره همه چیز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج كیلو، آرایش خشك هالیوودی و كفش‌هایی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ایرانی با الگوهای غربی‌شان تقریبا هیچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقریبا! چرا كه زنان در غرب واقعا این شكلی نیستند!


متنی رو كه از نظر گذراندید مبحثی است كه اخیرا پست های هزاران سایت و وبلاگ ایرانی رو پوشش داده و بدینصورت نگاه انتقادآمیز اشپیگل رو بعنوان یك معضل اجتماعی مطرح كرده اند. شاید نقد مسئله ی زیبایی زنان و دختران در ایران بیش از حد اغراق آمیز بود ولی تا اندازه ای هم حاكی از یكسری واقعیت های ملموس بود كه البته با احتساب نتایج اجتماعی متعددی كه در بر خواهد داشت مسلما شامل همه ی زنان و دختران فهیم ایرانی نیست و نخواهد بود ...
چون نباید این اصل را فراموش کنیم که وجهه ی زن ایرانی اینقدر محترم و با ارزش هست که نیازی به اینجور كارها، كه نمودی از تظاهر و چشم و هم چشمی رو در خودش داره نیست و مسلما نباید آراستگی ظاهر رو با جلف بودن و جلب توجه کردن یا خودنمایی افراطی اشتباه گرفت!
ولی براستی چرا باید خواسته یا ناخواسته بگونه ای عمل كنیم كه دستاویزی بشیم برای مطبوعات خارجی كه این چنین بی رحمانه، چهره ی معصوم و بی آلایش زن ایرانی رو زیر سوال ببرند ؟!

منبع گروه پرشین استار

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 5:20  توسط مجتبی  | 

به نام خدای حق

ســـــــبز فقط ســــــبز علــــــی

صداي سيلي خوردن اســلام

 صداي سيلي خوردن اسلام به گوش مي رسد و همه دم فرو بستيم ...................

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 10:29  توسط مجتبی  | 
                                                    حجاب و ارامش روانی زن                                                     

                  حقیقتی  تلخ ...............
 
زنانى كه حجاب دارند از سلامت روانى برخوردارند و در خود كمبودى احساس نمى نمايند و تمايلى هم به جلب توجه ديگران ندارند، ولى زنانى كه بى حجابند داراى عُقْده حقارت هستند و با نمايش زيبائيها و زينت و نوع پوشش ، مى كوشند تا حس كمبود خود را بنحوى مرتفع نمايند.
 
روان شناسان در اين باره چنين مى گويند:                                                   
 
 زنان و مردانى كه در تعويض ‍ لباس و انتخاب رنگهاى متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران يك نقيصه ذاتى كار ديگرى نمى كنند، زيرا افراط در لباس پوشيدن هم ، نظير افراط در حرف زدن است و نوعى مبالغه زياده روى است و زياده روى هم شكل منحرف و پى گم كرده از حس حقارت است .

زنى كه مورد توجه مردان نباشد مى كوشد تا با پوشيدن لباسها و زينتهاى مختلف جبران نازيبائيهاى خود را كرده و احيانا توجه ديگران را از نقائص ‍ صورى خويش منحرف سازد.

آرى انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرايش چهره مانند رنگ رخساره از سرّ ضمير خبر مى دهد، افرادى كه دچار كمبود شخصيت هستند مى كوشند با لباسى كه تن مى كنند براى خود نوعى تشخّص و تعيّن ايجاد كنند، بنابر اين مى توان حجاب را علامت سلامت روحى زن دانست ، و بى حجابى را نشان بيمارى روانى .

 

           مى توان حجاب را علامت سلامت روحى زن دانست ، و بى حجابى را نشان بيمارى روانى .           


در روايت نيز به اين نكته اشاره گرديده است :
امام صادق (ع ) مى فرمايد:
 
كَفــــــــى بِالْمــرءِ خِذْيـــاً اَنْ يَلْــبِسَ ثَوْبــاً يَشْــــــهُرَهُ
 
 
................
 
 
 
                               ... خدا لعنت کنه زنی که خودشو واسه نامحرم خوشگل کنه ...                            
 
                             ... اگر قابل هدایت هستند هدایت و گرنه خارو ریشه کن فرما ...                            
 
                                    ....  ای زن ای وجود زیبا و با طراوت از خود مراقبت نما ...                          
 
                              ... و خود را از نگاه هرز و الوده ی مردان مخفی کن ...                                     
 
 
 
حجاب روانی زن                  روان زن       زن با حجاب     زن خوب             زن بد               زن بی حیا        زن باحیا      عیب       زن زن زن    زیبای زن      طراوت زن     زن و حجاب   چادر ملی   حجاب برتر      چرا حجاب      واسه چی حجاب             ایران و حجاب     حجاب ناب     بی حجاب    دخنران بد   
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:41  توسط مجتبی  | 

                               
بسم الله الرحمن الرحیم   

 ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید  


 
تئاتر دانشگاهی ما با کدام معیار دانشگاه تمدن ساز ایرانی- اسلامی همخوانی دارد؟


بسی مسرور گشتیم که در راستای دانشگاه تمدن ساز ایرانی - اسلامی شاهد برگزاری جشنواره مستهجنات تئاتر دانشگاهی بودیم!

...

درست است که قلم توان نوشتن در وصف این موضوع ندارد و عکس ها هم تا قسمتی شاید مبهم باشد، و فیلمی هم از گفتارهای زیبای هنرپیشگان آن در دست نیست.

...

اما بعد از برگزاری این جشنواره فهمیدم هنوز در وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران هستند کسانی که تیشه را محکم به ریشه اسلام و ایران می زنند

...

ناز و عشوه دخترکان و بی حجابی و گفتارهای ضد دین در این جشنواره با چه هدفی بوده است؟
 
 


                               ای کاش تنها تکه ای از موی سر و ناز و افاده و اختلاط بود                            

 

    اینکه دختر و پسر جوان با هم با لباس راحت و تقریبا بی حجاب والیبال بازی کنند، چه توجیهی دارد؟    
 


 

                     اینکه پسر جوان رقص کنان شیرجه برود بقل خانم چه معنی دارد؟                              
 
 


       حتما بی فرهنگی و املی است اگر بگویم چرا اکثر بازیگران زن حداقل تا آرنجشان پیداست؟!          

 
 
 
این که دختر بخواند و دختری دیگر در مقابل دیدگان تماشاگران برقصد، آن هم با این همه ناز و عشوه!
 
 اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟                                                                

                                    اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟                             

                                                              اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟   


 ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید  

دختران بی حجاب              بی حجابی              دختران دانشگاهی     دختران دانشگاه    دانشجو

تئاتر دانشگاهی      ایران          فیلم        کلیپ   موسیقی     جوان مردی      غیرت             مردانگی حیا عفت پاک دامنی             پاک دامنی   زن باایمان   زن خوب  دختر خوب    ایران  دختر ایرانی    با حیا   جیگر  زن شایسته  دانشگاه  دختران دانشجو     دختر زیبای ایرانی با حجاب      دختر با حجاب و زیبا       عفت و ایمان   عصمت  بزرگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 8:0  توسط مجتبی  | 

                             بسم الله الرحمن الرحیم                         

ما مسلمانان ایرانی حجاب را کنار گذاشته تا به تمدن برسیم

غافل از آن که تمدن همین قرآن است که می گوید        ( حجاب )

یادمان باشد که سومین تجارت جهان از همین بی حجابی است

و دنیا از این به سادگی نمی گذرد

                  شاید ایران بازار خوبی برای فروش محصولات باشد                    

این برای دین خطرناک است

یادتان باشد اولین خاکریز مسلمانان در برابر دشمن همین حجاب است

نماد ارزش های دین همین حجاب است

نگذاریم این خاکریز را فتح کنند


وقتی حجاب جهانی می شود

دختران در ترکیه در فشار برای برداشتن حجاب می گریند

و در ایران با تهاجمات فرهنكي به سادگی این مهم را از ما گرفتند

در فرانسه دختران محجبه از دانشگاه اخراج میشوند !

در ایران باید بی حجاب به دانشگاه رفت تا با تمدن به حساب امد !

                                         دختران محجبه فرانسوی                                       

تظاهرات دختران محجبه ترکیه ای

                                  تظاهرات دختران محجبه ترکیه ای                                 

دختر با حجاب ترکیه ای

                                        دختر با حجاب ترکیه ای                                      

دختر رزمی کار با حجاب هندی

دختر رزمی کار با حجاب هندی

دختران با حجاب رزمی کار هندی

                                     دختران رزمی کار با حجاب هندی                                

دختر محجبه اروپایی

                                            دختر محجبه اروپایی                                         

 حجاب در سوئد 

                                             حجاب در سوئد                                              

حجاب در فرانسه

و ایران با حجاب بی حجاب در گمراهی

چند روزپیش تو راهپیمایی ۲۱ تیر در مشهد مقدس فهمیدم که بزرگ های مملکت

نمی خواهند    نمی خواهند    به این مهم رسیدگی کنند

( ۲۱ تير روز حجاب و عفاف نام گرفت )

در ایران ما ازادی نیست بی بند وباری است

بی حجاب بی حجابی  چرا بی حجابی   حجاب چیست  چرا حجاب شعر حجاب داستان

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 11:11  توسط مجتبی  | 

 21 تیر  روز حجاب و عفاف

21 تیر  روز حجاب و عفاف نام گرفت

 

يا علي اين است وصف حال ما      واي بر ما و واي بر احوال ما

غيرت ما در شبي بر باد رفت        عافيت ترتيب ما رو داد و رفت
 

جانمان از حرص مالامال شد           روحمان در کوچه ها دلال شد

ميشود در چشم ما دنيا عزيز           فطرت ما ميشود ايمان ستيز

شهر ميگردد پر از حورو پري             پر ز بوي شهوتي کاکل زري

باز هم زنها عروسک ميشوند           خيمه شب بازان چه زيرک ميشوند

بار ديگر با هوس خو کرده ايم           التماس خال و ابرو کرده ايم

کرده دنيا جامه هامان را زري            روح ما افسرده و خاکستري

جسم ما در جامه هاي رنگ رنگ        روح ما آلوده صد گونه ننگ

باد مينوشيم و فربه ميشويم           خوش به حال ما مرفه ميشويم!!!!!!

۲۱ تیرروزحجاب           ۲۱تیرچه روزی هست    ۲۱ تیرروزبزرگ   ۲۱تیر   ۲۱تیروحجاب      دختران با حجاب    دختران بی حجاب    شعردرموردحجاب شعر در مورد حجاب      شعردرمورد بی حجابی  شعربی حجاب  شعربی حجابی  شعرزیبا  شعرلباس   شعروداستان لباس    لباس    چادریا مانتو    مانتوی زیبا    مانتوی تنگ   مانتوچسبان  شعر حجاب   لباس بد        لباس ایرانی    لباس زیبای ایرانی   حجاب  محجبه   محجبه ی ایرانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 13:0  توسط مجتبی  | 

آيا لازم است خودمان را در دوزخ هلاکت بار دنياي هوس مردان بيندازيم به اين نيت که به من نگويند عقب مانده؟

آيا لازم است اجازه دهيم عطر گل وجودمان را هر نا پاکي استشمام کند به اين منظور که از همسالان خود عقب نمانده باشيم؟

ممکن است عاقل باشيم وبه ديگران اجازه دهيم در مورد ميزان حياوعفاف ما تصميم بگيرند وگوهر وجودمان را با تبليغاتشان به حراج گذارند.


ما که دوست نداريم تنزل حيواني داشته باشيم چگونه به فرد مذکري اجازه دهيم که به دوستش به عنوان افتخار بگويد من ....دوست دختر دارم ولي خودت مي داني که اينها به درد زندگي نمي خورند.آيا خودش به درد زندگي مي خورد؟

اين سوالات همواره مرا به خود مشغول مي دارد که نکند در خانواده ي پاک وبي آلايش ما هم ويروس ان بيماريها رخنه کند.پيشگيري عاقلانه وآگاهانه در جامعه وظيفه ي همه ي ماست.اما خلق خوش ومدارا وشهامت وقاطعيت از ويژگيهاي مؤمن است.

مازنیم     ما زنیم    حقوق زنان    حق زنان    زنان با ایمان   زن و حجاب   زن و مرد    هوس مردانه   زنان فداکار    چرا حجاب    حجاب چیست     حجاب برتر    حجاب زیبا   باحجاب زیبا   خوش تیپ  زنان درست کار          زن و زنیت    زن و زینت    زن و زن    زن  زن  زن  زن  زن  زن  زن  زن  زن  دختر دختر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:56  توسط مجتبی  | 

آیا در قرآن از چادر به عنوان حجاب برتر نام برده شده است؟

 آیا مانتو و روسری نمی تواند پوشش کامل باشد؟

 
 

قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود :

      "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که : خویشتن را با "جلباب" بپوشند که این کاربرای این که به عفت شناخته میشوند و از تعرض محفوظ میمانند، برای آنان بهتر است ".

(1) بعضی از مفسّران جلباب را پوششی فراگیر معنا کرده‏اند که از بالای سر تا پایین پا را میپوشاند و چیزی در حدود اندازه چادر است.

(2) البته دیدگاه دیگر جلباب را پوشش تا زانو !

(3)  دیدگاه سوم جلباب را مقنعه میداند !

(4) بر اساس دیدگاه اوّل میتوان گفت :

 قرآن از چادر یا چیزی مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است. علاوه بر این : درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.
حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛

 یعنی پوششی که تمام تن را از سر تا قدم فرا میگرفته است.
علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم میکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ میماند. شاید با استفاده از این موارد و احادیث دیگر، فقهای بزرگوار بر حجاب برتر بودن چادر تصریح نموده‏اند.
البته پوشش کامل با مانتو و روسری نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد ولی حجاب برتر نیست زیرا هر چند با مانتو و روسری پوشش صورت میگیرد، ولی باز حجم بدن مشخص است. 

 مانتو با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برتری دارد


آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم زن باید با حفظ عفت و حجاب، نقش اجتماعی خود را به خوبی انجام دهد. البته شیک پوشی و تمیز و مرتب بودن از خصلت زنان است و خصلت بسیار خوبی است که خدا در وجود زنان قرار داده تا بر جذابیت آنان افزوده شود، لیکن باید در کوچه و خیابان و در منظر مردان نامحرم طوری رفت و آمد کنند که همراه با متانت و عفت بوده و باعث گناه و معصیت الهی نشوند یا طمع در دل های بیمار ایجاد کند.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:6  توسط مجتبی  | 




 

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا (َََََع)

 


حضرت موسی بن جعفر (ع) از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل فرمود که:

 


روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»


فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»


رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»




 
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:

« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»


وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»




 

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:

 بهترین کار برای زنان چیست؟

فاطمه  پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »

رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »




 

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»






                              روزی فاطمه زهرا (ص)به اسماء فرمود:                                                      « چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»


اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»


سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه ‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»




روایات از حضرت زهرا (ص)   فاطمه ی زهرا    حجاب زهرا گونه   الگوی حجاب   نمونه حجاب    حجاب فاطمه     حجاب فاطمه زهرا     احادیث در مورد حجاب    حجاب خوب زهرا     فاطمه ی زهرا و حجاب      سخنان فاطمه ی زهرا در مورد حجاب      روایاتی در مورد حجاب   حجاب بی گانه    مانتو روسری

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:35  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان .........

يک مدتي مي شه مطلبي ننوشتم ! شرمندم گير بودم گرفتارهاي روزگاره ديگه کاريش نمي شه کرد .
مي دونيد بازم مي خوام از موج بگم ! از موج سوم اره از موج سوم ! من به بي حجابي ، دليل بي حجابي ، و دست هاي پشت پرده موج سوم مي گم ! فکر کني مي فهمي ! مي فهمي چرا موج سوم !

دوستان مي دونيد چرا من اينقدر رو اين حجاب تاکيد دارم و واسم مهمه !
همونطور که مي دونيد مهمترين مسئله تو يک جامعه فرهنگ مردم جامعه هست !
اگه بگم فرهنگ مردم جامعه به طور مستقيم به لباسشون بر مي گرده اشتباه نکردم چون اين خيلي مهمه !
حالا ببينيد تو يک جامعه که زن اينقدر مهمه وقتي لباسش لباس بي گانه بشه چي مي شه !
وقتي حجاب رو از زن بگريم ببينيد چقدر بد مي شه اره درسته اين فرهنگه که اسيب مي بينه !
حالا خيلي خوب مي فهميم که چرا مي گن تهاجم فرهنگي اره اينا به فرهنگمون اسيب مي رسونه !
فراموش نکنيم که روزي بر سر همين حجاب خيلي جنجال بود دوران انقلاب رو مي گم کشف حجاب و خيلي چيزا ديگه !
اينقدر اين حجاب مهم بود و واسه دشمنامون مشکل عزيمي که دولت و نظام باهاش مقابله مي کردن !
اما حالا به اين راحتي از مون گرفتن ...... چه بد .... چه بد و افسوس افسوس که نمي دونيم ..... !
نمي دونيم که چه سختي هاي کشيده شد تا اين انقلاب به اينجا برسه !
اشتباه نکنيد مني که دارم اين حرفارمو مي زنم نمي خوام شعار بدم ! من اون کسي نيستم که فقط بگم !
خيلي ادمارو مي شناسم همش مسجد و خدا و خيلي چيزا اما همش بازيه يک بازي فقط مال سياه کاري برادرا !
تاحالا نمي دونم تو جريان کارهاي بسيج و سپاه قرار گرفتي يا نه !
اما به جرات مي گم خيلي ها انجا نشستن شعار مي دن    !   از ته دل مي ترسن !
و همه اينا به خاطر پست و مقام و نون هست اره به خاطره نون و اب هست که اينکارارو مي کنن !
يادت نره که گفتم بعضي هاشون ..... اگه بري مي فهمي فرق دارن با هم !
من کسي را بسيجي مي دونم که هنوزم حرف هاي امام تو سرش باشه ! راهش کج نباشه !

خيلي کميم ادمهاي که هنوز پاکي تو وجودمونه !                                                                         


من نمي دونم چرا اين دولت هنوز بازيش مياد ! اره بازيش مي ياد !
تاحالا دقت کرديد اين صدا وسيما چرا به اون صورت که بايد به مسئله حجاب بپردازه نمي پردازه !
چرا واقعا ......... من نمي خوام به رهبرمون مشکل بگيرم ! عددي نيستم ! کوچيکم ! خاک کف پاشم !
اما چرا اين جايگاه مهم اشکارا مردمو روشن نمي کنه ! چرا از حجاب نمي گه ! چرا از اين همه تهاجم حرفي زده نميشه !
قبول دارم قبول دارم يک چيزاي گفته مي شه اما کمه بي تاثيره ! به خدا قسم ما همه تو اتيش اين بي حجابي مي سوزيم !
فقط بي حجابی نيستا اين بد پوششي بد لباسي خيلي کارا مي کنه !
يک نيگا به فساد مملکت بکنيد ! واي چه خبر که نيست !
چندي پيش يکي از اشناها واسه کا حقوقي رفته بود تهران !
برگشته بود چيزاي مي گفتا ! چه طوري راضي ميشيد که ناموستون با موتور مرد غريبه به جاي بره ! من که نمي فهمم !
بابا مگه دين چيه !   ما داريم چيکار مي کنيم ! اسم مسلمون گذاشتيم رو خدمون و هر کاري مي کنيم !

اين بد پوششي نابودمون مي کنه ها ! مواظب باشيم ! خطر بزرگيه ! بزرگ !
اين حجاب خاري واسه دشمنامون بود ! اما حالا ديگه نداريمشاااا ! مواظب باشيد !


به بزرگي خدام قسم : که اگه اين نظام همون نظام خميني بود همون راه خميني رو در پيش داشت
به اين مهم بيشتر از اينا اهميت مي داد !
يک دوره ي امدند زدنو گرفتنو بردن تموم شد رفت ! اصلا اين کار کار نيرو انتظامي نيست !
مگه ذهن و طرز فکر طرف و ميشه با زور عوض کرد !

من از رهبرم بيشتر از اينا انتظار دارم ! تو نظام دولتي ما دست هاي پشت پرده نفوذ دارند يادتون نره !
شايد حرفم رو قبول نداشته باشيد اما من يک چيزاي ديدم که مي گم ! اميدوارم شما هم ببينيد !
مي دونيد اصلا نماز جمعه واسه چيه ... واسه چه حرفاي هست !
داقيقا دين برا همين موضوعات چنين چيزو گذاشته يک چيزيه که ارزشش اندازه نمازه !
اما ..... اما ..... نمي خواهيم نمي خواهيم درستش کنيم ! اين شفاف هست ! مگه نه !


حرف زياده دوستانم اما بهتره خلاصه باشه !
مي خوام نتيجه گيري کنم !
1: اين بي حجابي امروز تلاش دشمنامون هست !
2: دستهاي پشت پرده زياده مواظب باشيم ! ( دقت کني فعاليت هاشون رو مي بيني )
4: دولت ما به اين مهم و به اين تهاجم جوابي نمي ده !
5: بزرگان مملکت ساکت نشستن !

                اين يعني پايمالي خون شهدامون ! اگه بدوني خون چيه با اين حرفا نابود ميشي !              






من در ميان شما باشم يا نباشم نگذاريد اين انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بيفتد " امام خميني (ره) "


به نظر مي‌رسد که مبارزه با بدحجابي ظاهراً بايد از حد «انجام وظيفه نيروي انتظامي» به عنوان «ضابط قضايي» فراتر رفته و ابعادي امنيتي به خود بگيرد. حداقل سخنان وزير فرهنگ و ارشاد دولت نهم نشان از آن دارد که «طرحي سامان يافته» براي ترويج بدحجابي در سطح شهر‌ها وجود دارد. صفار هرندي مي‌گويد: محله‌هايي وجود دارند که خانم‌هايي با لباس‌هاي مناسب وارد آن محله‌ها مي‌شوند اما خودشان را به صورت يك مانكن درآورده و ساعاتي در شهر مي‌چرخند و پس از آن به محل برگشته و پول خود را مي‌گيرند.


گري سيك مشاورسابق امنيت ملي آمريكا مي گفت:بي حجابي در ايران نتيجه تلاش اصلاح طلبان در چند ساله اخير است!!!





جاسوس انگليسي :
در مسئله بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده اي به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر مشتاق شوند.پس از اين که حجاب زن با تبليغات وسيع از ميان رفت وظيفه ماموران ما اين است که جوانان را به عشق بازي و روابط نامشروع با زنان تشويق کنند و بدين وسيله فساد را در جوامعه اسلامي گسترش دهند.
لازم است زنان غير مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد کنند.



دشمنان اسلام و ايران جنگ نرم خود را به صورت خزنده و برنامه‌اي در کمرنگ کردن عفاف و حجاب در جامعه دارند.



اکنون اگر زنان موهاي خود را آن هم با آرايشهاي گوناگون که متداول است تزئين کنند و به خيابان بروند مي توانند مصون از نگاه نامحرم باشند ؟
مي توانند مطمئن شوند که نگاه بدي به آنها نشده است ؟
چرا ما سعي مي کنيم عقايدمان را به خواست غربي ها تغيير دهيم ! چرا !
اگر قرار باشد ما طوري عمل کنيم که آنها از ما ايراد نگيرند مطمئن باشيد که حتي بايد سجده و رکوع نمازمان را هم تعطيل کنيم تا مطابق با ميل آنان رفتار کرده باشيم .



موج سوم     سکوت رهبر    رهبر ایران    رهبر انقلاب   عکس های از رهبر   رهبریت   رهبر و حجاب      سخنان رهبر در مورد حجاب    بی حجابی   حجاب   چرا حجاب   فایده حجاب   سایت حجاب   وبلاگ حجاب   همه چیز در مورد حجاب   دست های ژشت پرده   بی حجابی    زنان ایران  زنان و حجاب    با حجاب زیبا باشید    محجبه  ایران دختر   دختر ایرانی    دختر ایرانی با حجاب ایرانی  ایران و حجاب    چادر حجاب    چادری    دختر چادری   دختر خوب و با حجاب    ایرانیان بی حجاب  ایرا  حجب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 20:51  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان یک نقل قول گذاشتم واستون خیلی جالبه                                                                

                                                                   سلام                                                                

  تعطيلات نوروز سال گذشته با سواري مي رفتيم قم. يه خانم و آقاي مسيحي فرانسوي توي خودرو بودند و باهم خيلي صحبتها كرديم. وقتي فهميدم تنها مي رن حرم گفتم ميتونم همراهي شون كنم تا برگردن. به  خانم گفتم: ميدوني كه بايد با چادر...حرفم رو قطع كردو با خوشحالي گفت: بله و حالت پوشيدن چادر درآورد. ورودي حرم يه چادررنگي بهش دادم با غصه گفت: مشكي نيست؟ يكي پيداكردم و دادم. پوشيد و محكم نگهش داشت. من جلوتر بودم برميگشتم تا گم نكنمش. ميديدم با ذوق داره به چادر دست ميكشه و لبخند ميزنه. و باافتخار به نگاههاي بقيه جواب ميداد. اومديم بيرون نميداد! ميگفت اجازه بدين تاتوي قمم بپوشم. نمي شد. جمكران چادر مشكي نبود. تاآخر چادر رنگي رو پوشيد اما بغض كرده بود كه چرا مشكي نيست! چقدر عکس گرفت با چادرها.

حالا مقايسه کنيد با ما...                                                                                                                                                     


چادر مشکی    زنان چادری    چادر و مانتو    چادر خارجی    فروش چادر   حجاب با چادر   زنی با چادر  دختران با حجاب چادر    چادر یا مانتو    چرا مانتو    بی حجابی   زنی با حجاب   زنی بی حجاب  زن مسیحی با حجاب اسلامی     حجاب اسلامی و حجاب    حجاب چیست ؟     من و حجاب    چادریها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:50  توسط مجتبی  | 

سلام دوستان من ....... حالتون چطوره ..... خوبيد ...... خوب خدا را شکر .....                                   

ببينم تعطيلات خوش گذشت ..... هميشه خوش باشيد .....                                                           

تو اين تعطيلات عيد نوروزي چشمتون چيز بد نبينه تا بخواهيد چيزاي بد دورو برمون بودند .... !   

منظورم همين دخترا و خواهر هاي ...  ... هستند  بله  ادم نمي فهمه عروسک فروشي هست يا

جاي ديگه ...... به خدا نمي دونم چی فکر مي کنند اينجوري لباس مي پوشن و اين همه آرايش  ! ؟

مي دونيد که دختراي جوان ما هستند که از اين همه ارايش استفاده مي کنند و در  بيشتر کشورهاي

غربي ارايش مال کساي هست که پير و از زيبايشون کاسته شده و به اين طريق برطرف مي شه

استفاده مي کنند اما دخترای ما   ؟!                  وای بر ما .........  وای !!!!                                       

حالا اي کاش خوشگل مي شدن    جون شما يک قيافه هاي واسه خودشون مي سازن مثل دلغک

ديروز رفته بوديم يک جایي .... خيلي جمعيت زياد بود .... ترافيک سنگيني هم شده بود

از کنار ترافيک سنگين با پاي پياده داشتيم به طرف قرارگاه مي رفتيم

که يک وقتي رسيدم به يک ماشين چشمتون خانوم اين مدلي نبينه ..... 

به جان عزيزم اگه لبشو چشماشو اين جوري ارايش نکرده بود اصلا نمي فهميدم زنه 

از ماشين پياده شدن يک بلوز چسبون برق مي زنه همشم تا تا خورده جم شده

يکيم شلوار لي که خودتون بيشتر واردين داشتنو نداشتنش به بدنش يکي بود از بس چسبون بود

اين تازه خوب توشون بود ملت خيلي عوض شدن به خدا       شهدا چي مي خواستنو چي شد

  ......  خيلي خود فروخته شديم .....

آخه نه مي دونيم از کجا امديم نه مي دونيم به کجا مي خواهيم بريم   نه می دونیم کجا هستیم و این بده

به خدا اگه يکي نه دين داشته باشه نه هيچي                                    اصلا  خداهم نشناسه ها

 

اگه يکم فکر کنه مي فهمه بايد يک چيزي بپوشه که اراسته باشه   سالم باشه    خوب باشه

اخه چي هست اين مانتوها که اين همه چسبيده همه جاي بدنو نشون مي ده

تازه جديدا اين قدر کوتاه شده که نمي تونه  حتی باسنو بپوشنه

من نمي فهمم غيرت اين مردا کجا رفته

همه نشونه هاي ظهور اقامونه ها

خلاصه دوستان خيلي بد شديم   خيلي داريم بدي مي کنيم  

اين جواب خون شهدامون نيستا                                                                                            

اينجوري درست نيستا                                                                                                        

عذاب مي کشيما                                                                                                             

واسه خودمون سخت مي شه ها                                                                                          

راست مي گن که جواب خوبي بدي هست  اره همينه  جواب خوبي بديه

هيچ وقت فکر نمي کردم لباس يک ملتو بشه به اين اسوني عوض کرد ... به همین سادگی .....

همه جاي کشورمونو تهاجم گرفته هيشکيم هيچي نميگه ...................

تا خودمون درست نشيم نمي تونيم بقيه رو هم درست کنيم .............................

دوستان درست لباس بپوشيم    لباسهاي اصيل خودمونو حفظ کنيم .................................

پاي بند باشيم به تاريخمون

به خدا چند وقت پيش تو يکي از محلات قديم داشتم قدم مي زدم

زناي زردشتيو ديدم    يادمه قديمم همين جوري لباس مي پوشيدن

اين همه تنوع زيباي و ..... هست اما ما !

حالا اگه دقت کني مي بيني لباساي زردشتي ها بهتره پوشيده تره  از لباسای حالای ماها

واقعا ماها مسلمانان واقعي هستيم واقعا به دينمون پايبنديم  اصلا به چه ميزان اشناي داريم ؟

نکنه چون اين دين پدرانمان بوده ماهم پس قبولش داريم و فقط در حد همينه اره ؟

                                                            واي بر ما واي بر ما                                                      

که اينقدر نمک نشناسيم                       خدا ماهارو به حال خودمون نگذاره که بیچاره هستیم .....

 خودش کمکمون کنه توکل می کنیم به خودش از این بحران نجاتمون بده ......................   

  یک خانوم   :    در لباس بی حجابی  احساس عذاب می کنم  واسه همین دوسش ندارم           

دختران بی حجاب      حجاب اصیل      حجاب و چادر     چادر ملی    توضیحات بی حجابی   چرا بی حجاب             چرا بی حجابی شد            بی حجابی و دختران ایرانی         حجاب در ایران           حجاب در ادیان دیگر           حجاب در اسلام     حد و مرزهای حجاب اسلامی       نصیحت های پند اموزانه                 دختران بی حجاب       خواهران بسیجی       بسیج      انقلاب اسلامی       بی حجابی و سکوت مسئولین                 حجاب چه شد     چادر     مانتو      حجاب اصیل     سایت حجاب    وبلاگ حجاب           در مورد حجاب     تحقیق در مورد حجاب            حجاب چیست               حجاب در چیست           مانتو هم حجاب است            چادر چیست       تحقیق در مورد بی حجابی


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:47  توسط مجتبی  |