چوپانان دروغگو .....
... بسم الله الرحمن الرحیم ...

سلامی بر شما که در سردی سکوت مردم کوفه امروزی سرد شد ....
سلامی مشکی به رنگ قلب چوپانان دروغگو ..........
شاید امروز فقط پاره حرف های زیبایی نوشته شود که به هم ربطی نداشته باشد ....
ایا ... داستان ها وقایع گذشته اند یا حوادثی که در اینده در انتظار نشسته اند ... کدام یک ....
چوپانان سرزمین خدا ... سرزمین مکه ... جای که عالمین برای دل به سوی آن می روند .... در سکوت ی سرد
مردمان کوفه باز امروز در عاشورای غزه سکوت کرده اند ...... نسل فرزندان قرآن در آتش و خون اند !
ابر قدرت های دنیا / حقوق بشر / انسانیت / غیرت / تعصب / دین / تفکر / همه در زیر سوال رفته اند ...
خانه آنها سالهاست توسط بی دینان اشغال شده .... اما امروز بی دینان در تفکر آن هستند که با کشتار مسلمین .... اسلام .... را نابود سازند .... این همان تفکر کودکانه است بلی انان هنوز کودکانه فکر می کنند .... .... اما دیگران چنین نیستند از کودکی فاصله گرفته اند ....
شنیدم که بیش از ۷۰٪ مردم دنیا بر این مهم اعتراض دارند .... و اسرائیل را باطل می خوانند .....
چه ننگی بر پیشانی این بی دینان نهاده شد خوب قدرت امریکا در اسیا همین بی دینان اند پس وای بر
.... امریکا ....

شاید این هم به پاره خط های بالا ربطی نداشته باشد ... شاید ...
شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود. حسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد. او به شهر رفته و شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي کند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. موهاي حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت ميزند. ديروز که حسنک با کبري چت مي کرد کبري گفت که تصميم بزرگي گرفته است. کبري تصميم داشت حسنک را رها کند چون او با پترس چت ميکرد. پترس هميشه پاي کامپيوترش نشسته و چت مي کند. روزي پترس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي کرد چون زياد چت کرده بود. او نميدانست که سد تا چند لحظه ديگر مي شکند و از اين رو در حال چت کردن غرق شد. براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما کوه روي ريل ريزش کرده بود. ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت ريز علي سردش بود و دلش نمي خواست که لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگها برخورد کرد و منفجر شد. کبري و مسافران مردند. اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و کور بود الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان را ندارد او حتي پول ندارد شکم مهمان را سير کند او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد. او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد. چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد ..... جو فروشان گندم نما ....

شاید این هم به پاره خط های بالا ربطی نداشته باشد ... شاید ...
شاید ما هم خود چوپانانی باشیم .... چوپانانی که نقش گرگ گله را بازی می کنیم اما نمی دانیم گرگیم... نمی دانیم تبر بر ریشه ی خود می زنیم ... نمی دانیم و در این باتلاق فرو رفته ایم و راهی جز پایین رفتن نداریم ... هر چه بیشتر دست و پا می زنیم از عمر خود می کاهیم ما همان کسانی هستیم که نمی دانیم که نمی خواهیم که بدانیم که نمی فهمیم ... که کرگ هستیم ....
مردمان سرزمین من بیایید با هم فکر کنیم چگونه لباس می پوشیم ... این لباس از کجا امده ....
چرا بر تن ماست .... چرا گروهی آن را دوست ندارند .... ایا دینمان آن را تایید می کند .... ایا با جامعه هم خوانی دارد ... جوابی داریم .... ایا ارزش و مقام ما را حفظ می کند ....
بیایید بیندیشیم .... از چه سمت امده ایم ... به چه سمت می رویم ... در کجا هستیم ....
چه هستیم .... با که هستیم ... چه می کنیم .... برای که می کنیم ...
جواب را با سکوت یک رنگ نسازیم .... از خود و تفکر خود بگوییم ....
منتظر جواب های سبزتان می مانم !
غزه غزه در اتش و خون مردم غزه جنایت در غزه کودکان غزه مردم بی پناه غزه مسلمانان غزه یتیمان در غزه جنگ در غزه گرسنگی در غزه تحقیق در مورد غزه اسلام و غزه اسلام و خطر مرگ در غزه شهدای غزه سکوت مردم غزه اعتراض بر جنگ غزه مسلمانان جهان تحقیق در مورد غزه اسلام حجاب نور حجاب باحجاب اسلام و حجاب زنان غیرتمند زنان با عفت زنان چادری دختران مانتویی مانتو مدل حجاب مانکن چادر ملی حجاب برتر چرا حجاب تحقیق در مورد حجاب حجاب و مانتو روسری زنان بی دینه دختران محجبه دختران بی حجای دختر ایرونی زنان بد دختر بی ادب دخترا زیبا










